صوت خطبه اول نماز جمعه 17 مهر ماه 1405
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ و الثَّناءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين، نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَشکُرُهُ و نَتَوَسَّلُ اِلَیه وَ نَتَوكَّلُ عَلَيهِ، ثُمَّ نُصَلّي و نُسَلِّمُ عَلی حَبِیبِه و نَجِیبِه، سَيِّدِنا سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين أَبِی الْقَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و على آله الاَطیَبِین الاَطهَرین المُنتَجَبِین الهُداةِ المَهدِیِّین سیَّما بقیّةِالله فى الاَرَضِین و صَلَّی اللهُ على ائمّةِ المُؤمِنین و هُداةِ المُستَضعَفِین و حُماةِ المُؤمنین.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
در دویست و پنجاهمین خطبه، خودم و شما برادران و خواهرانم را به رعایت بیشتر تقوا الهی، سفارش میکنم.
هفته قبل جملهای از فرمایش حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت126 را بیان کردم و این هفته ادامه آن را عرض میکنم، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند «وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى» من تعجب میکنم از کسی که نشئه اخری یعنی معاد و قیامت را انکار میکند در حالی که نشئه اُولی، یعنی دنیا را میبیند. مرحوم مغنیه شارح نهج البلاغه در جلد چهار تفسیر فی ظلال میفرماید، اگر کسی معاد را انکار کند، یعنی قدرت خداوند را انکار میکند و انکار قدرت خدا به انکار خودِ خدا بر میگردد. یعنی خدا نمیتواند ما را از قبر به قیامت عود بدهد. چون قدرت که از صفات خداوند است، و صفات خدا با ذات خدا عین هم هستند پس منکر اصلِ خدا میشود. قرآن کریم در آیه۶٧ سوره مریم استدلال میآورد میفرماید «أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا» مگر انسان نمیبیند و بخود تذکر نمیدهد که ابتدا ما او را خلق کردیم، او چیزی نبود. ما نبودهایم و خدا ما را خلق کرده است. فرزند شما، قبل از تولد نبوده و خداوند به او وجود داده است. در تفسیر تسنیم جلد۵٣ آیت الله جوادی املی ذیل این آیه میفرماید، اگر کسی خالقیت خداوند را قبول داشته باشد، این آیه جدال احسن است برای او. تو که خالقیت خداوند و خلق اول را قبول داری چگونه میگویی، خداوند نمیتواند دوباره معاد را ایجاد کند. باز قران در آیه ٢٧ سوره روم میفرماید «وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ» خدا، آن خدایی است که ابتدا، مخلوقات را ایجاد کرد و دوباره آنها را بر میگرداند برای خدا آسانتر است. این سوال وجود دارد که «أَهْوَنُ، آسان تر بودن» به چه معنا میباشد؟ آیت الله جوادی املی در تسنیم جلد۶۴ میفرماید، خدا مانند من و شما نیست. صفات خدا، کاملترین است. قدرت خدا در نهایت است. صفات خدا و علم باریتعالی اصلا حدّ ندارد و نامحدود است، قدرت خدا هم نامحدود است. لذا اگر میفرماید، «آسانتر» است، برای افراد معمولی است. برای افراد عادی با قطع نظر از ارتباط با باریتعالی، هر کننده کاری «ساخت خانه توسط بنّا، آشپزی یک خانم و یا دوختن لباس توسط یک خیاط» انجام یک کار برای بار دوم، از بار اول آسان تر است. خدا از زبانِ ما، سخن گفته است، ولی برای باریتعالی، خلق اول، با خلق دوم و دهم و… ، آسان است. برادران و خواهران، معاد را فراموش نکنیم. خداوند ما را یک بار خلق کرده است و وقتی از دنیا رفتیم، خداوند قادر است بر خلق مجدد و باید برای حساب آماده شویم. «وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى» من تعجب میکنم از کسی که نشئه اخری یعنی معاد و قیامت را انکار میکند در حالی که نشئه اُولی، یعنی دنیا را میبیند. پس به فکر نشئه آخرت باشیم.
پروردگارا، امام امت، قائد شهید، شهدای کشورمان، شهدای استانمان، شهدای شهرمان، مراجع مرحوم، آیت الله العظمی خویی، علمای سلف شهرمان، امامین جمعه فقیدمان مرحوم حاج آقای نجمی و مرحوم حاج آقای شکوری و اموات جمع حاضر را غریق رحمت بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
صوت خطبه دوم نماز جمعه 17 مهرماه 1405
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ و الصلاةُ و السلامُ علي خَيرِ خَلقِهِ و اَشرَفِ بَرِيَّتِه حَبیبِنا و حَبيبِ اِلهِ العَالمِين أَبِی القَاسمِ محمد و على آله الأطيبين الأطهرين. اَللَّهُمَّ صَلِّ و سَلِّم عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ حَبیبَتِه الزَّهْرَاءِ المَرضِیَّةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ، وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سِیِّدِ الْعابِدِینَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقرِ عِلمِ النَّبِیِّین وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادِقِ البَارِّ الاَمِین وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الکاظمِ الطاهرِ الطُهر وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا المُرتَضَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ التَّقی الجَواد وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِی النَّاصِحِ الْأَمِین وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الذَّکِی العَسکَری والحُجَّةِ بنِ الحَسنِ َالْخَلَفِ الْقَائِمِ الْهَادِي الْمَهْدِيّ حُجَجِكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَ أُمَنَائِكَ فِي بِلادِكَ، صَلاةً كَثِيرَةً دَائِمَةً نَامِيَةً بَاقِيَةً تَامَّةً تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّا نَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ نُوَالِي وَلِيَّهُمْ وَ نُعَادِي عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنا بِهِمْ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنّا بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَهْوَالَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ. اللَّهُمَّ اجْعَلْنا من أَعْوَانِهِم و شِيعَتِهِم و مُحِبِّیهِمْ وَ المُسْتَشْهَدينَ بَیْنَ یَدَيهِمْ.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
برادران و خواهران، خودم را و همهی شما را مجددا به تقوای الهی توصیه میکنم.
مناسبتهایی داریم: روز جهانی پست، روز بزرگداشت حافظ، روز اسکان معلولان و سالمندان، روز جهانی استاندارد، روز جهانی نابینایان(عصای سفید)، شهادت پنجمین شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی به دست منافقان که همه این مناسبتها را گرامی میدارم و به دلیل ضیق وقت به چند نکته بسنده میکنم:
- نکته اولم در خصوص پیام حضرت آیتالله امام سیدمجتبی خامنهای به مناسبت هفته انتظامی است، فرمودند: امنیّت، از مهمترین نعمات الهی است و برقراری آن در نقاط مختلف ایران عزیز، از شهرهای بزرگ تا جزئیترین واحدهای جمعیّتی در روستاها و محلّهها، از مرزبانیهای سخت در شرایط دشوار آب و هوایی و اقلیمهای متنوّع کوهستانها تا دریاها، از دشتها و جنگلها تا مرکزیترین نقاط کشور، مرهون رشادت و شجاعت نیروهای فداکار و زحمتکش فراجا به عنوان یکی از ستونهای مستحکم امنیّت کشور است.
این امنیّت ابعاد مختلف اجتماعی، اخلاقی، و آسایش عمومی را در جامعه فراهم میکند و چنین خدمت ارزشمندی علاوه بر جهاد فی سبیلالله، از پشتوانۀ اجتماعی قوی برخوردار است. نقش پررنگ فراجا در سطوح مختلف از ردههای فرماندهی و ستادی تا کلانتریها و پاسگاهها برای تأمین امنیّت در سالهای اخیر برجستگی بیشتری یافته است و نشانههای این تأثیر در جنگهای تحمیلی دوّم و سوّم آشکارتر شد. تمرکز و اصرار دشمن جنایتکار آمریکایی ـ صهیونی برای ضربه زدن به ردههای مختلف فراجا از بالاترین سطوح تا سرپنجههای آن نیز اهمیّت این نهاد را بیش از پیش عیان نمود. امّا این تلاش مذبوحانه و ضربات خباثتآلود به ارکان نظم و امنیّت جامعه که مشابهی برای آن در طول تاریخ موجود نیست، باعث نشد تا نیروهای شجاع فراجا ذرّهای از مأموریّت خود کوتاه بیایند و حتّی در خیابانها و خودروها، همان نقش و وظایفی که در اَمکنه و مقرهای خود ایفا میکردند را به انجام رساندند.
به همین جهت ملّت مظلوم و مقتدر ایران، قدردان زحمات و تلاشهای بیوقفۀ خدمتگزاران به امنیّت کشور هستند و متقابلاً نیروهای فراجا که همانند ارتش و سپاه از عمق جامعه برمیخیزند، با رفتار اعتمادآفرین خود میتوانند اعتماد مردم را به این نهاد ارزشمند ارتقاء ببخشند. ممکن است خیلی از اوقات زحمات و فداکاریهای حافظان امنیّت، نزدِ برخی افراد عادّیانگاری شود و همین مظلومیّت و گمنامی است که اجر آنان را در پیشگاه الهی افزون میسازد.
- نکته دوم بنده در خصوص حرفهایی است که ترامپ زده و تصمیماتی که نتانیاهو و جبهه شیطان برای جمهوری اسلامی دیدند. در آینده احتمال یک درگیری سنگین هست در دریا؛ یعنی با ناوهایشان، با کشتیهایشان یک درگیری سنگینی در دریا علیه ما به وجود بیاورند، این بهعنوان یک احتمال هست. احتمال دوم؛ حمله به تأسیسات راهبردی، منتها این حمله محدود، نمیتوانند وسعت به آن بدهند چون نگران تلافی سنگین جمهوری اسلامی هستند. و احتمال سوم؛ التهابآفرینی و آشوب در درون کشور، اعتصابها، استعفاها یا دوقطبیهای کاذب، این هم بهعنوان سومین احتمال در آینده، و چهارم یک سلسله عملیات امنیتی ترور و خشونت مسلحانه و انفجارها. این چهار برنامه احتمالی این خبیثها هست برای آینده ما.
پاسخ ما این است که شما با یک ایران مقاوم، مبتکر، مانع و بازدارنده و منسجم مواجهید. یعنی برای هر چهار سناریوی شما جمهوری اسلامی برنامه دارد:
برای ناوهایتان و عملیات سنگین دریاییتان موشکهای بالستیک جدید منتظرند، سردار ابنالرضا خطاب به ترامپ فرمودند: فاصله شما با ما را موشکهای ما تعیین میکند. دیروز دریای عمان، امروز اقیانوس هند و فردا خلیج خوکها. اشتباهی سربزند، تقسیمبندی جدیدی خواهید دید.
برای تأسیسات ما اگر نقشهای ریختید جبهه متحد مقاومت تمام اهداف منطقه و دوستان آمریکا را زیر ضرب موشکهای خودش خواهد گرفت، اگر به فکر آشوب هستید این جانفداهای ما، حضور مردم، بیاعتناییشان به این فراخوانهای اعتصاب و بیاعتناییشان به این دوقطبیها و انشاءالله خواهران و برادران با پر رنگ کردن اجتماعات شبانه در خیابانها نقشه دشمن به طور کامل خنثی خواهد شد. این هم برای آن سناریوی سومشان. و برای ترور؛ به لطف خدا دستگاههای اطلاعاتی ما، امنیتی ما، چه فراجا، چه اداره اطلاعات، چه سپاه، چه بسیج عزیز در طول جنگ اثبات کردند قادر به شناسایی و خنثیسازی این تهدیدات هستند، بلکه هر تروری در گذشته نشان داده انسجام ملی را افزوده است.
من خلاصه جوابم به دشمنان این است: شما با یک ایرانی مواجه هستید که به تعبیر رهبر عزیزمان، این کشور خودش را متعلق به عترت طاهرین میداند. ملت ایران عموماً مردمی هستند دلباخته و دلبسته به امیرالمؤمنین علی (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، لذا ترسی به دل ندارند. این مردم با این پشتوانه به فرموده حضرت آقا قدرت چهارم نیستند، قدرت اول دنیا هستند. و هر چقدر دشمنان این ملت مظلوم مقتدر دست و پا بزنند مفتضحتر خواهند شد.
الجزیره یه مقاله منتشر کرده و وضعیت منطقه رو سه سال بعد از هفت اکتبر بررسی کرده در بخشی از مقاله اومده:
سیاست آمریکا در منطقه پیش از هفت اکتبر این بود که حضور اسراییل رو در اینجا تثبیت و عادی کنه به تعبیر آقای شهید مسئله فلسطین رو به فراموشی بسپره پیمان ابراهیم هم برای همین طراحی شده بود اما با حملات وحشیانه اسراییل این رژیم در بین شرکا و متحدین خودش در دنیا و از جمله در منطقه منزوی شد و در بین مردم مخصوصاً در آمریکا به شدت کاهش محبوبیت داشت. به همین دلیل عادی شدن و تثبیت شدن و اجرایی شدن پیمان ابراهیم عملاً بعید به نظر میرسه.
در تأیید این مطلب الجزیره، حرفهای یائیر لاپید نخستوزیر قبلی اسراییل شنیدنی است. لاپید میگه: جهان دارد خودش را از ما جدا میکند. آنها (ایرانیها و متحدان آنها) سالها روی این موضوع کار کردند. و حالا این اتفاق در حال رخ دادن است.
لاپید میگه مثال بزنم؟ دیوان کیفری بینالمللی برای نتانیاهو حکم بازداشت صادر کرده. کیف اسرائیلیها را در فرودگاههای هلند، میگردند. برای تیم ما در مقابل ایرلند آن اتفاقات میافتد. (در جریان بازی ایرلند و اسراییل، بازیکنان ایرلندی هنگام پخش سرود اسراییل، سرهای خود را پایین انداختند و از دست دادن با بازیکنان اسراییلی امتناع کردند.)
در جشنواره موسیقی یوروویژن پنج کشور اروپایی بخاطر حضور ما
انصراف دادهاند. در مجمع عمومی سازمان ملل تقریباً همه حضار هنگام سخنرانی نتانیاهو جلسه را ترک کردند. اینها چیزهایی نیستند که همینطور اتفاقی برای ما رخ داده باشند. این برنامه ایرانیها بود.
هدف آنها از همان ابتدا همین بود؛ ما منزوی شدهایم.
عزیزان این وضعیت اسرائیل است از زبان خودشان، اما روز به روز به عِرض و آبروی ایران و ایرانی اضافه میشود. محبوبیت قائد شهید را در دنیا دیدیم چه معجزاتی را در ایام تشییعشان در دنیا دیدیم. به همین خاطر است که قائد سوم فرمودند: «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلق به عترت طاهره صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین میداند و عمدۀ مردمانش دلبستۀ آن والامقامانند و برای اقامۀ حق هراسی ندارند را قدرت اول جهان میداند».
منشأ قدرت ملت ایران، در پیام رهبر انقلاب، تعلق مردم به اهلبیت(علیه السلام) است. ارمغان این تعلق هزارساله، نترسیدن از دشمن و دنبال اقامه حق بودن است.
دنیای غرب پانصد سال این دوگانه را القا کرده که یا علم یا دین؛ اگر دین را پیش ببریم، علم عقب میماند و برعکس. حالا جامعهای در مهمترین نقطه عطف تمدنی تاریخ، به نام ایران، پیدا شده که بر اساس آموزههای وحیانی، علم را میپذیرد، نانو و هستهای و علوم مختلف را توسعه میدهد و همزمان جامعه معنوی و اخلاقی ارائه میدهد. اسطوره و افسانه جمعناپذیری دین و علم به هم ریخته است.
تمدنها وقتی میخواهند خود را نشان دهند، ویترین افتخارات خود را نشان میدهند. تمدن غرب، نوبل، اسکار، المپیک ورزشی، جام جهانی فوتبال، هالیوود، موزه لوور، تکنولوژی نشان میدهد؛ اما ما با تأسی از تمدن قرآنی، در مباهله انسانهای فرهیختهای را نشان میدهیم که خدا آنها را عامل نجات بشریت قرار داده است. رهبرانی که جامعه بزرگ را مدیریت میکنند. باید دست روی نقاط اصلی بگذاریم و ملاکها را گم نکنیم.
دوم اینکه، اهلبیت(ع) مانند اسطورههای یونانی نیستند، شخصیتهای عینی هستند که مشحون از عقلانیت و فضیلت و زیباییاند، یعنی تمام اضلاع و ابعاد جاذبه و محبوبیت را برای فطرت انسانها دارند. با تأسی به آنان هم روند عقلانی در زندگی فردی و جمعی طی میشود، و هم جذبه و حرکت ایجاد میگردد.
سوم اینکه، در دفاعهای مقدس ملت ایران، قدرت برخاسته از اهلبیت(ع) بهطور فراوان و بلکه تمامعیار به کار آمد. حتی نمونه ساده آن، رمز عملیاتها همچون «یا زهرا» و «یا حسین» و اسامی موشکها بود. ماههاست که ملت در خیابانها بر اساس الگوی اربعینی همدلی میکنند، قوت قلب میدهند، سخنرانی و دعا و استغاثه دارند؛ همه اینها با اهلبیت(ع) پیوند دارد. این امر به لحاظ روحی، روانی و معرفتی اجازه نمیدهد مردم خالی شوند و مدام نیرو و قدرت تولید میکند.
برای اینکه جلسهمان متبرک بشود به عترت طاهرین و خودمان هم داشتههایمان را مرور کنیم، چند جمله از خطبه امام سجاد (عَلَيْهِ السَّلَامُ) درباره مولایمان امیرالمؤمنین را میخوانم؛ این کشور امیرالمؤمنین دارد. فرمود: «أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ»، من پسر کسی هستم که کوبید «خَرَاطِيمَ الْخَلْقِ»، بینی افراد گردنکش را «حَتَّى قَالُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ. أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ بِسَيْفَيْنِ»، من پسر کسی هستم که در مقابل پیامبر اکرم با دو شمشیر جنگید، «وَطَعَنَ بِرُمْحَيْنِ»، با دو نیزه جنگید، «وَهَاجَرَ الْهِجْرَتَيْنِ»، دو تا هجرت انجام داد، یکی به مدینه یکی به کوفه، «بَايَعَ الْبَيْعَتَيْنِ، قَاتَلَ بِبَدْرٍ وَحُنَيْنٍ، لَمْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ، أَنَا ابْنُ صَالِحِ الْمُؤْمِنِينَ، وَوَارِثِ النَّبِيِّينَ، وَقَامِعِ الْمُلْحِدِينَ»، پسر کسی هستم که ملحدین را قلع و قمع کرد، «وَيَعْسُوبِ الْمُسْلِمِينَ، وَنُورِ الْمُجَاهِدِينَ، وَزَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَتَاجِ الْبَكَّائِينَ»، تاج و سرور گریهکنندگان در پیشگاه خدا، «وَأَصْبَرِ الصَّابِرِينَ، وَأَفْضَلِ الْقَائِمِينَ مِنْ آلِ يَاسِينَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، أَنَا ابْنُ الْمُؤَيَّدِ بِجَبْرَئِيلَ»، پسر آن علی هستم که جبرئیل او را تأیید کرد، «الْمَنْصُورِ بِمِيكَائِيلَ، أَنَا ابْنُ الْمُحَامِي عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِينَ، وَقَاتِلِ الْمَارِقِينَ وَالنَّاكِثِينَ وَالْقَاسِطِينَ»، در سه جنگ به مبارزه پرداخت، «وَالْمُجَاهِدِ أَعْدَاءَهُ النَّاصِبِينَ، أَفْخَرِ مَنْ مَشَى مِنْ قُرَيْشٍ أَجْمَعِينَ، أَوَّلِ مَنْ أَجَابَ وَاسْتَجَابَ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ، أَوَّلِ السَّابِقِينَ، قَاصِمِ الْمُعْتَدِينَ»، شکننده متجاوزان، «مُبِيدِ الْمُشْرِكِينَ»، نابودکننده مشرکان، «سَهْمٍ مِنْ مَرَامِي اللَّهِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ»، تیری است از سوی خدا علیه منافقین، «وَلِسَانِ حِكْمَةِ الْعَابِدِينَ، وَنَاصِرِ دِينِ اللَّهِ، وَوَلِيِّ أَمْرِ اللَّهِ، وَبُسْتَانِ حِكْمَةِ اللَّهِ، وَعَيْبَةِ عِلْمِهِ»، حامل علم خدا، «سَمِحٍ»، جوانمرد، «سَخِيٍّ، بَهِيٍّ، بُهْلُولٍ»، نیکوچهره و جامع خیرات، «زَكِيٍّ، أَبْطَحِيٍّ، رَضِيٍّ، مِقْدَامٍ»، پیشگام در مشکلات، «هُمَامٍ، صَابِرٍ، صَوَّامٍ»، بسیار روزهگیر، «مُهَذَّبٍ، قَوَّامٍ، قَاطِعِ الْأَصْلَابِ، مُفَرِّقِ الْأَحْزَابِ»، جنگ احزاب او میداندار بود، «أَرْبَطِهِمْ عِنَاناً»، اراده او قویترین، «أَثْبَتِهِمْ جَنَاناً»، قلب او ثابتترین، «أَمْضَاهُمْ عَزِيمَةً»، عزم او راسخترین، «أَشَدِّهِمْ شَكِيمَةً، أَسَدٍ بَاسِلٍ، يَطْحَنُهُمْ فِي الْحُرُوبِ»، در جنگها آسیاب میکرد دشمن را، «إِذَا ازْدَلَفَتِ الْأَسِنَّةُ»، وقتی دندانها یا شمشیرها به هم نزدیک میشد، «وَقَرُبَتِ الْأَعِنَّةُ، طَحْنَ الرَّحَى»، مثل سنگ آسیا دشمن را درو میکرد، «يَذْرُوهُمْ فِيهَا ذَرْوَ الرِّيحِ الْهَشِيمَ»، مثل تندباد و طوفان این کفار را میانداخت اینطرف و آنطرف، «لَيْثِ الْحِجَازِ»، شیر حجاز، «كَبْشِ الْعِرَاقِ»، آقا و سرور عراق، «مَكِّيٍّ، مَدَنِيٍّ، خَيْفِيٍّ، عَقَبِيٍّ، بَدْرِيٍّ، أُحُدِيٍّ، شَجَرِيٍّ، مُهَاجِرِيٍّ، مِنَ الْعَرَبِ سَيِّدِهَا، وَمِنَ الْوَغَى لَيْثِهَا، وَارِثِ الْمَشْعَرَيْنِ، أَبُو السِّبْطَيْنِ، الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، ذَاكَ جَدِّي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ».
اینها را خواندم، تأییدی باشد برای فرمایش رهبر عزیز، که نتانیاهو و ترامپ بداند با چه کشوری طرف است.
- آخرین عرض من؛ در خصوص تنگه هرمز است. امروز موضوع مدیریت تنگه هرمز، فراتر از یک مسئله حقوقی یا اقتصادی است و به بقای کشور گره خورده است. تحولات اخیر به ویژه جنگ مستقیم با آمریکا و اسرائیل از اواخر سال 1404 نشان داد که این تنگه به عنوان یک بازدارنده غیرهستهای عمل کرده و به یکی از اصلیترین اهرمهای اعمال قدرت برای ایران تبدیل شده است. با این حال، روایت رایج از قدرت مطلق ایران در این آبراهه، نباید تصویری ناقص باشد. قدرت ایران در این منطقه، نامحدود نیست و با چالشهایی همراه است؛ فلذا باید با هوشمندی از این عامل تعیینکننده حداکثر بهرهبرداری را داشته باشیم. یعنی تبدیل قدرت به حقانیت: حضور و نفوذ ایران در هرمز فراتر از یک واقعیت میدانی، باید به یک استدلال حقوقی همه هضم و قابل ارائه در مجامع بینالمللی تبدیل شود. هرچند حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی دارد اما یکی از مهمترین ابعاد آن، بُعد حقوق بین المللی این حاکمیت است. حتی نظام سلطه که تنها منطقش زورگویی است، برای مشروعیتبخشی به رفتار دولتها به زبان حقوقی نیاز دارد. ادبیات مشترک و چارچوبهایی که هم برای حقوقدانان بینالمللی قابل فهم باشد، هم برای رسانهها و افکار عمومی، حلقه واسط ایجاد تفاهم بین منافع ملی و پذیرش جهانی است. اینکه ایران از نظر حقوق بین الملل، چه بیان و استدلال و منطقی برای حق حاکمیت خود بر تنگه هرمز دارد برای افکار جهانی بسیار مهم است.
دلایل حقوقی ایران برای مدیریت تنگه هرمز عبارت است:
۱. حق قلمروی:
تنگه هرمز در قلمرو آبهای سرزمینی ایران است؛ زیرا این تنگه در باریکترین نقطه، تنها ۲۱ مایل دریایی (۳۹ کیلومتر) پهنا دارد. از آنجا که بر اساس کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و همچنین حقوق عرفی بینالملل، آبهای سرزمینی هر کشور ساحلی، تا ۱۲ مایل دریایی (۲۲ کیلومتر) از خط ساحلی میتواند امتداد یابد، بنابراین سهم ایران و عمان از این تنگه در مجموع به ۲۴ مایل (۴۴ کیلومتر) میرسد که از پهنای کل تنگه فراتر است. این بدان معناست که عملا هیچ بخشی از تنگه هرمز به عنوان آبهای آزاد شناخته نمیشود و هر کشتی عبوری ناگزیر از حرکت در آبهای سرزمینی ایران یا عمان است.
۲. حق ساحلی:
ایران با توجه به دارا بودن طولانیترین مرز ساحلی در خلیج فارس (تمام ساحل شمالی)، سهم غالب از این حاکمیت مشترک را در اختیار دارد و میتواند بر اساس قوانین داخلی و بینالمللی، مقررات لازم برای کنترل تردد، جلوگیری از آلودگی و تأمین امنیت را وضع کند.
محل نزاع اینجاست که ذینفعان میگویند تنگه، مثل خیابانی است که همه میتوانند از آن عبور کنند (قانون عبور ترانزیتی). اما ایران میگوید تنگه مثل حیاط خلوت خانه من است و من میتوانم تعیین کنم چه کسی بیاید و چه کسی نیاید (قانون عبور بیضرر). فلذا برای اینکه دشمن سوء استفاده نکند و اجماع جهانی علیه ما تشکیل ندهد، یکی از بهترین راهکارها برای تثبیت مدیریت در تنگه هرمز، تمرکز بر اختیارات قانونی (کنترل محیط زیست، ایمنی کشتیرانی و امداد و نجات) است تا ضمن حفظ اهرم فشار، مشروعیت حقوقیِ اقدامات خود را در چارچوب قابل پذیرش افکار عمومی جهانی تعریف نماید. یعنی ایران به جای درگیری مستقیم حقوقی، روی ارائهی خدمات دریایی مثل کنترل محیط زیست، ایمنی کشتیرانی و امداد و نجات تمرکز کند تا مشروعیت بینالمللی بیشتری کسب کند.
تجربه کشورهایی مانند ترکیه بر تنگههای بُسفُر و داردانِل با دریافت عوارض، دانمارک بر تنگه اُورِسوند با ارائه خدمات دریایی، سنگاپور بر تنگه مالاکا با قوانین زیستی، شیلی بر تنگه ماژلان با ارائه خدمات دریایی، مصر بر کانال سوئز برای هزینههای نگهداری و بهروزرسانی و پاناما بر کانال پاناما برای هزینههای نگهداری و لایروبی، نشان میدهد مدیریت آبراههها وقتی پایدار و قابل پذیرش است که در قالب خدمات، امنیت و قواعد حقوقی ارائه شود. بنابراین، تبیین حقوقی دقیق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز علاوه بر اینکه به کاهش هزینههای سیاسی و حقوقی و جلوگیری از انزوای روایی کمک میکند بلکه مسیر هوشمندانهای است که میتواند تنگه هرمز را به یک دارایی راهبردی پایدار برای ایران تبدیل کند.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ. اسلام و اسلامیان عزیز بفرما. کفر و شرک و نفاق سرنگون بگردان. روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای عزیز، متعالی بگردان. روح ملکوتی قائد شهید امت متعالی بگردان. رهبر عزیز امت تا ظهور صاحب الزمان در کنف حمایتت حفظ بفرما. توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان. رژیم منحوس صهیونیستی را ریشه کن و نابود بفرما. سردمداران نظام سلطه ذلیل بفرما. به رزمندگان جبهه مقاومت، مخصوصا مجاهدان سپاه، ارتش، فراجا، مرزبانی، نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، بسیج و مجاهدان مقاومت در اقصا نقاط عالم و کشورهای مختلف نصرت عنایت بفرما. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، ازدواج برطرف بفرما؛ مرضای مسلمین شفای عاجل عنایت بفرما؛ باران رحمتت را شامل حالمان بگردان؛ عفت وحجاب و حیا و غیرت را از جامعه ما نگیر. از بلایای ارضی سمائی حفظ بفرما. عاقبت امرمان خیر بگردان.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾





































