فایل صوتی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ و الثَّناءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين، نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَشکُرُهُ و نَتَوَسَّلُ اِلَیه وَ نَتَوكَّلُ عَلَيهِ، ثُمَّ نُصَلّي و نُسَلِّمُ عَلی حَبِیبِه و نَجِیبِه، سَيِّدِنا سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين أَبِی الْقَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و على آله الاَطیَبِین الاَطهَرین المُنتَجَبِین الهُداةِ المَهدِیِّین سیَّما بقیّةِالله فى الاَرَضِین و صَلَّی اللهُ على ائمّةِ المُؤمِنین و هُداةِ المُستَضعَفِین و حُماةِ المُؤمنین.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
در دویست و چهل و پنجمین خطبه در شهرستان دارالمؤمنین خوی، پانزدهم ربیع الاول و ششم شهریور، خودم و شما برادران و خواهران گرامی را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
یکی از مصادیق تقوا غیرت است. امیرالمؤمنین علیه السلام در حکمت صد و بیست و چهار نهج البلاغه میفرماید «غَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَانٌ؛ غيرت مرد بر همسرش ايمان است»
در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مىخوانيم: «كانَ إبْراهيمُ أبي غَيُوراً وَأنا اَغْيَرُ مِنْهُ وَ أرْغَمَ اللهُ أنْفَ مَنْ لا يُغارُ مِنَ الْمُؤْمِنينَ؛ پدر من ابراهيم غيرتمند بود و من از او غيرتمندترم. خداوند بينى كسانى از مؤمنين را كه غيرت ندارند بر خاك بمالد».
امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: «اِنَّ اللّه َغَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیور»، خداوند متعال غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.
در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است که دستور اعدام تعدادی از مشرکین که با مسلمانان جنگیده و مستحق اعدام بودند، صادر شد. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند یکی از آنها را نکشید. او را جدا و بقیه را اعدام کردند. او خدمت پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و پرسید: «چرا مرا نکشتید؟» پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «جبرئیل از طرف خداوند متعال نازل شد و فرمود در تو پنج صفت هست که خداوند آنها را دوست دارد: اول صداقت، دوم شجاعت، سوم سخاوت، چهارم اخلاق خوشی که با خانواده و اطرافیانت داری و پنجم « اَلْغَيْرَةُ اَلشَّدِيدَةُ عَلَى حَرَمِكَ»، نسبت به حَرَمت غیرت داری. خداوند این پنج صفت تو را دوست دارد. نه اینکه شرک تو را دوست داشته باشد که ندارد، ولی این صفات هر جا که باشند ارزشمندند.» طرف که خودش را میشناخت، گفت: «عجب خدا و عجب پیامبری که اینگونه از اوصافم خبر میدهند» و همان جا خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مسلمان شد و بعد هم در یکی از غزوات به شهادت رسید.
غیرت یعنی انسان نسبت به محترمات و حریمها و چیزهایی که مورد علاقهاش هست حساس باشد؛ نسبت به ناموسش بیتفاوت نباشد و اگر غیر خواست به حریم او تعرض کند، احساس مسئولیت کند و واکنش نشان بدهد.
وجود مقدس خداوند متعال هم ناموس دارد. چیزهای محبوب و مورد علاقه خداوند متعال ناموس الهی هستند که از آنها دفاع میکند. آنها محترمات الهی هستند، از جمله دین خدا، احکام الهی، قرآن، اولیا و انبیای الهی، حقوق مؤمنین و… همه اینها محترمات الهی هستند که پروردگار عالم از آنها دفاع میکند.
در کافی شریف روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است، امام میفرماید، این که خدا، کارهای زشت و فحشاء را حرام کرده است، برای این است که خداوند غیور است. «إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى غَيُورٌ يُحِبُّ كُلَّ غَيُورٍ وَ لِغَيْرَتِهِ حَرَّمَ اَلْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ» چون خداوند تبارك و تعالى غيرتمند است، لذا هر انسان غيرتمند را دوست دارد، و چون خداوند غیور است، کارهای فحشاء را چه در ظاهر و چه در پنهان حرام كرده است. مرحوم فیض کاشانی در محجه البیضاء جلد سوم صفحه ١٠٣ می فرماید، امیرالمومنین علی علیه السلام خطاب به مردم عراق فرمودند «يَا أَهْلَ اَلْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ اَلرِّجَالَ فِي اَلطَّرِيقِ أَ مَا تَسْتَحُونَ» ای اهل عراق، به من خبر داده شده است، زنهای شما در بازار، به مردها تنه میزنند،«أَ مَا تَسْتَحُونَ» حیا نمیکنید. دقت کنیم، گناه را زنهای اهل عراق انجام میدادند، اما خطاب حضرت امیر علیه السلام، به مردان است.«أَ مَا تَسْتَحُونَ»ای مردها، حیا نمیکنید که زنهای شما با آن وضعیت بیرون میروند. باز روایت دیگری، در محجه البیضاء، جلد سوم صفحه ١٠۴ آمده است. امیرالمومنین علی علیه السلام میفرماید «أَ مَا تَسْتَحُونَ وَ لاَ تَغَارُونَ نِسَاؤُكُمْ يَخْرُجْنَ إِلَى اَلْأَسْوَاقِ يُزَاحِمْنَ اَلْعُلُوجَ» آیا شما مردها حیا نمیکنید، غیرت بخرج نمیدهید، درحالی که زنان شما به بازار میروند و مزاحم میشوند برای مردها خوش اندام. اینجا هم خطاب امیرالمومنین علیه السلام به مردها میباشد. ای مردها مگر غیرت ندارید که، دختر و زن شما اینگونه بیرون میرود. این نکته مهمی در بحث حیا و عفاف است. به این حدیث باید توجه شود، باید غیرت در این کشور تشدید شود تا گناه بیحجابی و بیعفتی و نیمه عریانی جمع شود. این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
پروردگارا، امام امت، قائد شهید، همه شهدا، شهدای شهرستان خوی، مراجع درگذشته، مرحوم آیت الله العظمی خویی و علمای سلف شهرمان مخصوصا امامین جمعه فقیدمان مرحوم حاج آقا نجمی و مرحوم حاج آقا شکوری و اموات جمع حاضر را غریق رحمت بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
فایل صوتی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ و الصلاةُ و السلامُ علي خَيرِ خَلقِهِ و اَشرَفِ بَرِيَّتِه حَبیبِنا و حَبيبِ اِلهِ العَالمِين أَبِی القَاسمِ محمد و على آله الأطيبين الأطهرين. اَللَّهُمَّ صَلِّ و سَلِّم عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ حَبیبَتِه الزَّهْرَاءِ المَرضِیَّةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ، وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سِیِّدِ الْعابِدِینَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقرِ عِلمِ النَّبِیِّین وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادِقِ البَارِّ الاَمِین وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الکاظمِ الطاهرِ الطُهر وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا المُرتَضَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ التَّقی الجَواد وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِی النَّاصِحِ الْأَمِین وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الذَّکِی العَسکَری والحُجَّةِ بنِ الحَسنِ َالْخَلَفِ الْقَائِمِ الْهَادِي الْمَهْدِيّ حُجَجِكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَ أُمَنَائِكَ فِي بِلادِكَ، صَلاةً كَثِيرَةً دَائِمَةً نَامِيَةً بَاقِيَةً تَامَّةً تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّا نَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ نُوَالِي وَلِيَّهُمْ وَ نُعَادِي عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنا بِهِمْ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنّا بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَهْوَالَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنا من أَعْوَانِهِم و شِيعَتِهِم و مُحِبِّیهِمْ وَ المُسْتَشْهَدينَ بَیْنَ یَدَيهِمْ.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
برادران و خواهران، خودم را و همهی شما را مجددا به تقوای الهی توصیه میکنم.
در خطبه دوم به ذکر چند نکته و مناسبت بسنده میکنم:
- مناسبت اول میلاد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله (53 سال قبل از هجرت) و ولادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مؤسس مذهب جعفری(83 هـ ق) است.
من برای این دو میلاد به یکی از فقرات زیارت جامعه کبیره متمسک میشوم که خدمت حضرات معصومین (علیهالسلام) عرض میکنیم: «فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ، لَا مَعَ عَدُوِّکُمْ(غَیْرِکُمْ)»؛ یعنی ما با شما پیمان میبندیم تا آخرین نفس، تا آخرین لحظه عمر، تا آخرین قطره خون، همراه شما خواهیم بود، معیت با شما خواهیم داشت، کنار شما خواهیم بود، در جبهه شما هستیم و هیچگاه با دشمنان شما همراهی نمیکنیم.
معیت با اولیای الهی یکی از دستورهای مهم قرآن کریم است. قرآن کریم در آیهای که در اواخر عمر مبارک پیامبر اکرم(ص) نازل شد، میفرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقینَ» (توبه: ۱۱۹).
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح/ هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
چرا خدا به این معیت دستور داده؟ این معیت و همراهی با اولیای الهی چه اثری دارد؟
یکی از مهمترین آثار معیت با ولی خدا، اثر محبت است، اثر دلدادگی است. انسان اگر کنار ولی خدا قرار گرفت، اگر دل انسان دل باشد، دلداده میشود. اگر انسان دل و فطرت بیدار داشته باشد، عاشق میشود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرماید: خدای متعال پیامبر اکرم(ص) را جوری آفرید که «قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ» (خطبه ۹۶ نهج البلاغه)؛ هر دل بیداری او را میدید، عاشق او میشد.
فرشتگان و جبرائیل علیهم السلام دلداده پیامبر بودند. امام سجاد علیه السلام در دعای سوم صحیفه میفرماید جبرئیل امین در هفت آسمان مطاع است، فرمانده است. همه فرشتگان از جبرئیل اطاعت میکنند.
منتهی همین جبرئیل از بس دلداده پیامبر بود امام صادق علیه السلام میفرماید وقتی وحی را محضر رسول الله صلی الله علیه وآله میآورد، مینشست در مقابل پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله کجلسة العبید، مثل عبد ذلیل مؤدب مینشست.
مگر اعجاز جز این است که باران بهشت/ زادگاهش برهوت عربستان باشد
چه نیازی است به اعجاز، نگاهت کافی است/ تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد
اگر انسانیت باشد، اگر فطرت بیدار باشد، گرایش به ولیّ خدا پیدا میکند. دلدادگی اثر معیت با ولی خداست. آه از دلی که از ستون حنانه کمتر باشد.
بِنْواخت نور مصطفی، آن اُستُن حنّانه را / کمتر ز چوبی نیستی؛ حنانه شو، حنانه شو
در جنگ جمل، یکی از سخنانی که جَمَلیها میگفتند این بود که: “ما هیچ کسی را نفرستادیم به سوی علی بن ابیطالب، مگر اینکه وقتی علی را دید، دلداده علی شد، عاشق علی شد، شیفته علی شد؛ جَمَلی رفت و علوی برگشت.“ آنها یک نفری را پیدا کردند به نام «خِداش» که دشمن امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود. طلحه و زبیر به او گفتند: تو پیام ما را برای علی بن ابیطالب(ع) ببر (بَعَثَ طَلْحَةُ وَ الزُّبَیرُ رَجُلًا مِنْ عَبْدِ الْقَیسِ یُقَالُ لَهُ خِدَاشٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع)). ولی حواست به چهار نکته باشد: اول: با علی(ع) همکلام نشوی. دوم: با علی(ع) همغذا نشوی. سوم: به چهره علی(ع) خیره نشوی. چهره او سحر دارد؛ خیلیها چهره او را دیدند و دلداده او شدند. چهارم: دائم آیه (اعراف:۵۴ – ۵۶)) را بخوان (این آیه را برای در امان ماندن از سحر میخوانند).
خِداش گفت: مطمئن باشید من جذب علی(ع) نمیشوم. وقتی وارد لشگرگاه حضرت شد و وقتی مولا(ع) را ملاقات کرد، تمام توصیهها را به کار بست. امام(ع) که متوجه خواندن آیات مقابله با سِحر توسط او شده بود، لبخندی زد و با مهربانی، او را به صرف غذا، استفاده از عطر و خلوت دعوت کرد. وقتی خداش از این پیشنهادها سرباز زد، امام(علیه السلام) با قسم دادن او، تمام توصیههای طلحه و زبیر را برایش بازگو کرد و خداش به درستی آنها اعتراف نمود. امام(علیه السلام) از خداش خواست تا آن آیات سِحر را بخواند و در حین خواندن، هرجا که او اشتباه میکرد، امام(علیه السلام) آیه را تصحیح و به او تعلیم میداد. وقتی خداش علت را پرسید، امام(علیه السلام) فرمودند: «برای این که قلبت مطمئن شود». خِداش دلداده و عاشق امیرالمؤمنین(علیه السلام) شد. معیت چند لحظه با امیرالمؤمنین(علیه السلام) باعث شد خِداش به معرفتی برسد که وقتی امیرالمؤمنین فرمود: «خِداش! جواب نامه طلحه و زبیر را ببر»، گفت: «نه آقا! من دیگر از شما جدا نمیشوم مگر اینکه شما دعا کنید بتوانم برگردم.» امیرالمؤمنین(علیه السلام) دعا کرد، خِداش رفت و برگشت. خِداش در رکاب امیرالمؤمنین جنگید و شهید شد. (قَالَ عَلِی(ع) ارْجِعْ إِلَیهِمَا وَ أَعْلِمْهُمَا مَا قُلْتُ قَالَ لَا وَ اللَّهِ حَتَّى تَسْأَلَ اللَّهَ أَنْ یرُدَّنِی إِلَیکَ عَاجِلًا وَ أَنْ یوَفِّقَنِی لِرِضَاهُ فِیکَ فَفَعَلَ فَلَمْ یلْبَثْ أَنِ انْصَرَفَ وَ قُتِلَ مَعَهُ یوْمَ الْجَمَلِ رَحِمَهُ اللَّهُ (الکافی، ج۱، ص۳۴۳ – ۳۴۵). این اثر معیت با ولیّ خداست.
- مناسبت دوم در هفته دولت قرار داریم و روز یکشنبه هشتم شهریور سالروز انفجار دفتر نخست وزیری به دست منافقان و شهادت مظلومانه شهیدان رجائی و باهنر در سال1360 ه ش است. از سخنان قبل از خطبه فرماندار محترم و تشکیل میزهای خدمت توسط ادارات شهرستان قدردانی میکنیم. خوب است یاد کنیم از شهدای دولت و مخصوصا شهدای خدمت در رأس آنها شهید رئيسی علیه الرحمة.
در تحقق ایران قوی، همه ارکان و قوای نظام جمهوری اسلامی نقش و وظایف مهمی دارند، اما نقش و مسئولیت دولت به معنای قوه مجریه، بسیار مهمتر از بقیه مؤلفهها و قواست. تا آنجا که میتوان گفت: ایران قوی، یعنی دولت قوی؛ و دولت قوی یعنی ایران قوی. در منظومه اندیشههای رهبر شهید انقلاب، دولت قوی، یعنی این ۱۰ مؤلفه: «منسجم»، «مصمم»، «آشنا به ظرفیتها و مشکلات کشور»، «مسلط به راهحلها»، «پرتلاش»، «خستگیناپذیر»، «باورمند به آرمانها»، «عازم برای خدمتگزاری به مردم» و «دارای تدبیر لازم» و «شجاعت توأمان برای تصمیمهای سخت».
نظریههای وارداتی از مکاتب سیاسی غرب، عمدتا یک کفهایاند؛ چه در نگاههای چپ و سوسیالیستی، که دولت باید قوی باشد و ملتها ضعیف بمانند؛ و چه در نگاههای لیبرالی نیز که رویکردی معکوس دارد (یعنی دولت باید حداقلی باشد و صرفاً مأمور افزایش آزادیها تلقی میشود)، هر کدام، پیشفرضشان “قوت یکی، ضعف دیگری” است. اما نظریه جمهوری اسلامی بر «دولت قوی و ملت قوی» تأکید دارد.
برای رسیدن به دولت قوی توجه به توصیههای قائد شهید فوقالعاده مهم است. این تذکرات و توصیهها، همیشه میتواند بهترین معیار خودسنجی دولتها و ارزیابیهای نخبگان و عموم مردم از عملکرد دولتمردان باشد. به عنوان نمونه، توصیههای رهبر شهید در آخرین دیدارشان با هیئت دولت در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ روشنگر این واقعیت است. این توصیههای اقتصادی که وصیت شد عبارت است از:
۱. راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی نباشید!
«یک مطلبی را مناسب میبینم همین اول بگویم؛ و آن، این است که مسئولان کشور که با مردم حرف میزنند، راوی قدرت و قوت و امکانات کشور باشند، راوی ضعفها نباشند. بله، ما ضعف داریم، نقص داریم، کمبود داریم؛ کدام کشور ندارد؟ لکن قوتهایی داریم، تواناییهایی داریم، کارهایی شده، تلاشهایی شده؛ اینها را روایت کنیم و به مردم بگوییم. هم مطبوعات در این زمینه مسئولند، هم صداوسیما مسئول است، و بیش از همه خود مسئولان دولتی مسئولند که وقتی جلوی مردم پشت آن بلندگو قرار میگیرند، راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی و مانند اینها نباشند».
۲. فرصت خدمت به مردم را قدر بدانید!
«از فرصت خدمت به مردم قدردانی کنید. این فرصت اولا به همه داده نمیشود، ثانیا همیشه داده نمیشود. من و شما چند سال یک مسئولیتی داریم، یک کاری داریم، یک میدانی داریم که میتوانیم در این میدان به مردم خدمت کنیم و خدا را از خودمان راضی کنیم؛ این را از دست ندهیم. از ساعتساعتِ این عمرِ خدمتیِ خودمان استفاده کنیم. اگر این توصیه را عمل کنیم و به موازیکاری و بیکاری و کمکاری و سرگرم شدن به مسائل دیگر نپردازیم، به نظر من، مشکلات حل خواهد شد».
۳. در حل مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، جدیتر عمل کنید!
«بخصوص در مورد مسائل اقتصادی و مسائلی که به معیشت مردم ارتباط پیدا میکند، بایستی خیلی جدیتر عمل کرد».
۴. در میدان کار، به فضاسازی دشمن توجه نکید!
«روحیهی کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت «نه جنگ، نه صلح» که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند. یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت «نه جنگ، نه صلح» است که فضای خوبی نیست. روحیهی کار را، روحیهی تلاش را، همت و انگیزه را، با گفتن، با عمل کردن، با نشان دادن نتایج، بر این حالت غلبه بدهیم».
۵. اولویت کاری را بر تأمین نیازهای مشترک و عمومی مردم بگذارید!
«دولتها مسئول تأمین نیازهای مشترک و عمومی مردم از قبیل معیشت، امنیت، بهداشت، فرهنگ و سبک زندگی، محیط زیست و امثال اینها هستند. ما باید اولویتها را در میان اینها پیدا کنیم؛ در این سرفصلهای اساسی ببینیم کدام اولویت دارند».
۶. موضوعات را تا آخر پیگیری کنید!
«یکی از مهمترین سرفصلها، مسئلهی پیگیری است. پیگیری باید در بدنه مدیران میانی به وجود بیاید. گاهی اوقات شما که وزیر هستید تصمیمی میگیرید، قبول هم دارید، میل هم دارید که این کار انجام بگیرد، دستور هم میدهید، معاون شما هم آن را به مدیر دستور میدهد، اما با گذشتن دو سه واسطه، قضیه ضعیف میشود تا بکلی از بین میرود. پیگیری مهم است؛ پیگیری تا آن نتیجهگیری، تا آخر؛ چون سلیقههایی وجود دارد».
۷. اقتصاد مسئلهی مهم کشور است!
* «مسئلهی اول، احیای واحدهای تولیدی است؛ تولید، کلید پیشرفت اقتصاد کشور است. به تولید برسید، احیا کنید واحدهای تولیدی را. مسئلهی تولید را باید جدی گرفت. این توصیهی اول من است».
* «توصیهی دوم من تأمین بموقع کالاهای اساسی است؛ این یکی از مسائل کشور است. ما باید بموقع کالاهای اساسی را تأمین کنیم و میزان ذخایر کالاها نسبت به نصاب مورد نیاز باید همیشه ملاحظه بشود. وجود کالاهای اساسی در کشور باید کاملاً اطمینانبخش باشد. اگر بموقع کالاهای اساسی در کشور وجود داشته باشد، این در سفرهی مردم اثر مستقیم دارد؛ یعنی گرانیهای عارضی و دلبخواهی در بازار دیگر وجود نخواهد داشت و امنیت غذائی تهدید نخواهد شد».
* «واردات بعضی از کالاهای اساسی انحصاری و بد است، انحصار موجب دستبسته ماندن دستگاهها است».
* «مسئلهی معیشت مردم یکی از مهمترین مسائل کشور است؛ باید ترتیبی داد که مردم تعدادی از کالاهای اساسی را بتوانند بدون دغدغهی افزایش قیمت تهیه کنند؛ یعنی اینجور نباشد که امروز یک قیمتی باشد و فردا به خاطر تورم، قیمت دو برابر بشود یا مثل دو برابر بشود».
* «بایستی برای انضباط بازار یک فکری کرد؛ یعنی مردم نباید احساس کنند که بازار رها شده است؛ امروز یک قیمت است، فردا با یک فاصلهی عجیبی قیمت بالا رفته؛ اینجا یک قیمت است، آن طرف یک قیمت دیگر است! یک چنین حالتی که حالتِ رهاشدگیِ بازار است، به روحیهی مردم صدمه میزند؛ این حالت هم نبایستی احساس بشود».
* «مسئلهی مسکن واقعاً یکی از مشکلات اساسی است».
ایشان در پیگیری مطالبات اقتصادی مردم، در آخرین دیدار مردمی (۱۰ روز قبل از شهادت) فرمودند: «من در پایان این عرایضم میخواهم به مسئولین عزیز دولتی، به مسئولین محترم بگویم که هر مقداری که کار میکنند، آن را باید مضاعف کنند. وجود این تورم در کشور غیر منطقی است؛ سقوط ارزش پول ملی به این اندازه غیر منطقی است؛ باید اینها اصلاح بشود. مسئولین محترم مشکلات داخلی را برطرف کنند، محیط کسب و کار را آرام کنند» (۲۸بهمن ۱۴۰۴).
در شرایطی که ملت با وجود گلایههای اقتصادی پای نظام ایستادهاند، اجرای دقیق نقشه راه اقتصادی رهبر شهید انقلاب، تنها راه پاسخ به این اعتماد و عبور از چالشهای معیشتی کشور است.
- نکته سوم خطبه در خصوص اظهار نظر یکی از مسئولان است که گفته است: اگر میدانستیم دشمن بهخاطر غنیسازی رهبر را میزند، از غنیسازی میگذشتیم.
بعد هم نامش را «عقلانیت» میگذارد و میگوید قرار نیست شهید شویم؛ قرار است ایران بماند.
البته این تفکر بعضا از افراد دیگری هم شنیده میشود. بنده پاسخ آقای محسن مهدیان را در تحلیل این سخن قدری توضیح میدهم. آقای مهدیان این نگرش را هم نابخردانه دانسته هم خطرناک.
چرا نابخردانه؟
چون صاحب سخن مسئله را اشتباه فهمیده است.
رهبری بهخاطر یک «تصمیم» هدف قرار نگرفت.
بهخاطر یک مسیر هدف قرار گرفت.
مسیر استقلال. مسیر نپذیرفتن سلطه. مسیر ایستادن مقابل تحمیل.
غنیسازی علت تقابل نیست. یکی از میدانهای تقابل است.
و اساساً رهبرِ این مسیر، جانش را برای همین مسیر گذاشته است.
همان منطقی که در فرهنگ عاشورا، حفظ حق را بالاتر از حفظ جان میداند.
رهبر شهید انقلاب که در ۱۴ خرداد ۱۳۹۸ درباره محاسبه هزینه و فائده مقاومت و تسلیم بیان کردند: «مقاومت هزینه دارد، اما هزینهی سازش و تسلیم، از هزینهی مقاومت به مراتب بیشتر است؛ هم هزینهی مادی و هم هزینهی معنوی بیشتری دارد».
در بیان دیگری فرمودند:« اگر امروز هستهای را دادید و رفت، فردا موشکی و منطقه و در آخر کل کشور را میخواهد».
هر کشوری که راه سازش و تسلیم را در پیش گرفت به بدبختی و ذلت دچار شد.
لیبی یکی از بارزترین نمونههای هزینهی سنگین تسلیم و عدم مقاومت است. معمر قذافی در مذاکرات با آمریکا، برای برداشته شدن تحریمها، از تمام حقوق کشورش در برنامههای هستهای چشمپوشی کرد و در سال ۲۰۰۴ معاهدهی منع گسترش سلاحهای هستهای را امضا نمود. پس از امضای این معاهده، طولی نکشید که همین آمریکا و انگلیس که تعهد داده بودند به لیبی حمله کردند و این کشور را به بدترین وضعیت دچار کردند. کشوری که تمام توانمندیهای دفاعی خود را تسلیم کرد، نه تنها امنیتش تأمین نشد، بلکه طعمهی همان دشمنانی شد که به آنها اعتماد کرده بود.
مصر پس از امضای پیمان کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی و نزدیکی به آمریکا، عملاً استقلال سیاسی و راهبردی خود را از دست داد. این کشور امروز در زمرهی فقیرترین کشورها قرار دارد و نقش تاریخی خود را به عنوان یک قدرت مؤثر در جهان عرب از دست داده است.
یکی دیگر از نمونههای تلخ سازش، توافقنامهی اسلو بود که یاسر عرفات، رئیسجنبش آزادیبخش فلسطین، با رژیم صهیونی امضا کرد. عرفات پس از سالها مبارزه و مقاومت، رهسپار کاخ سفید شد تا با صهیونیستها مذاکره کند. نتیجهی این توافقنامه بهجای تحقق حقوق ملت فلسطین، تشدید شهرکسازی، محاصرهی غزه، و عقبنشینی پیدرپی از مواضع فلسطینیان را در پی داشت. این سازش در برابر دشمن، نه تنها حقی را بازنگرداند، بلکه موقعیت آنان را بیش از پیش تضعیف کرد.
اما چرا خطرناک؟
اول؛ به دشمن یک پیام روشن میدهد: رهبر را تهدید کنید؛ عقب مینشینیم. یعنی هرچه تهدید بزرگتر، امتیاز بیشتر.
دوم؛ جای متهم و قربانی را عوض میکند.
دیگر سؤال این نیست چرا آمریکا رهبر یک کشور را تهدید میکند؟
سؤال میشود چرا ایران کاری کرد که آمریکا تهدیدش کند؟
سوم؛ بازدارندگی را وارونه میکند.
قاعده بازدارندگی این است تهدید بیشتر، هزینه بیشتر برای دشمن.
این روزها مواضع دبیر محترم شعام عمل به قاعده بازدارندگی است. فرمود: ما نتانیاهو را روانه جهنم میکنیم. سرلشکر رضایی در مصاحبه با المنار: ضاحیه و بیروت خط قرمز ما هستند و هیچکس حق حرکت به سمت آنها را ندارد. اسرائیل با خسارات سنگین و شکست رسواکننده، مجبور به عقبنشینی از جنوب لبنان خواهد شد.
ایران بنیامین نتانیاهو را به جهنم خواهد فرستاد. ما ثابت خواهیم کرد اشتباهات بزرگ نتانیاهو باعث شده پایان موجودیت رژیم صهیونیستی نزدیک شود.
در دیدار با وزیر خارجه قطر فرمود: آمریکا شرارت کند بلایی سرشان میآوریم که در تاریخ ثبت شود.
این مواضع بازدارندگی میآورد اما «اگر میدانستیم دشمن رهبر را میزند، از غنیسازی میگذشتیم». این حرف میگوید تهدید بیشتر مساوی است با عقبنشینی بیشتر از طرف ایران.
خطر چهارم؛ تغییر معنای «عقلانیت» است.
عقلانیت دیگر مقاومت حسابشده نیست. یعنی عقبرفتن تا جایی که دشمن تهدید میکند. یعنی دشمن سقف تهدید را تعیین کند و ما سقف سیاستمان را با آن تنظیم کنیم. حد یقف دشمن کجاست؟
و خطرناکتر از همه همین جمله است: «قرار است ایران بماند». بله؛ قرار است ایران بماند. اما آیا آن ایران، ایرانی قوی و مستقل و پیشرفته خواهد بود، یا ایرانی تکه پاره شده و ضعیف خواهد بود.
تاریخ نشان داده که گفتمانهای صلحطلبی افراطی، جامعه را به شدت آسیبپذیر و شکننده مینماید. نمونه بارز تاریخی این واقعیت، نگونبختی فرانسه در جنگ جهانی دوم است که رویکرد روشنفکران در ترویج صلحطلبی کور پس از جنگ جهانی اول، اراده ملی فرانسویها را فلج کردند، و فضاحتبارترین شکست تاریخ را بر آنها تحمل نمودند.
جنگ شوم است، اما وقتی دشمن جنگ را تحمیل میکند، نجنگیدن به مراتب شومتر و نکبتبار است.
یکی از کتابهای مهم درباره جریانشناسی روشنفکری، و تأثیرات روشنفکران در تحولات سیاسی اجتماعی، کتاب «روشنفکران و جامعه» نوشته «توماس سوئل» (فیلسوف سیاسی اجتماعی آمریکایی) است. این کتاب تأثیر روشنفکران را بر افکار عمومی جامعه بررسی کرده است. روشنفکرانی که نه فقط از طریق شکل دادن به افکار صاحبان قدرت، بلکه با شکل دادن به افکار عمومی، بر تحولات و سرنوشت جوامع تأثیر گذاشته و میگذارند. توماس سوئل نشان میدهد که روشنفکران در نسخهپیچیهای خود برای مشکلات جامعه، نه تنها اشتباه میکنند، بلکه بعضا اشتباهات فاحش و فاجعهباری را مرتکب میشوند.
به عنوان نمونه، یکی از عبرتهایی که وی بازگو میکند، وضعیت فرانسه در دوران جنگ جهانی اول و دوم است. وی با بررسی کنش جریان روشنفکری فرانسه و اروپا در این مقطع تاریخی، به این نکته خطیر اشاره میکند که: “فرانسه به کمک روشنفکرانش، به اشغال ارتش نازی هیتلر درآمد”.
وی در اثبات این تحلیل خود مینویسد:
ویرانیها و وحشت بیسابقه بعد جنگ جهانی اول، باعث شد که جامعه روشنفکری اروپا در مسیر مخالفت مطلق و افراطی با جنگ قرار گیرد. این وضعیت در فرانسه، در بدترین و افراطیترین شکل خود بود؛
سیاستگذاران روشنفکر فرانسوی، متون درسی درباره تکریم و تحسین مقابله سربازان فرانسوی برابر تهاجم آلمان در جنگ جهانی اول را جنگطلبانه، خشونتآفرین و ستیزه جویانه میخواندند.
برتراند راسل (از برجستهترین فیلسوفان غربی) نیز در نظریه سادهلوحانه ادعا کرد کشوری که هیچ تهدید نظامی برای سایر کشورها نداشته باشد، مورد حمله قرار نمیگیرد.
رئیس حزب سوسیالیست فرانسه (لئون بلوم) نیز اظهار کرده بود: «اگر ملتی به این ترتیب متعهد به خلع سلاح شود، در واقع هیچ خطری آن کشور را تهدید نمیکند».
در جنگ جهانی اول، فرانسه علیرغم وجود تلفات وحشتناک، توانست چهار سال در برابر متجاوزان آلمانی مقاومت کند و در نهایت از فاتحین جنگ جهانی اول باشد. اما در جنگ جهانی دوم، بعد از تنها شش هفته جنگ، در سال ۱۹۴۰ تسلیم شد. فروپاشی ناگهانی فرانسه، اکثریت کشورهای جهان را بُهتزده کرد. فرانسه با وجود برتری نظامی، اما به دلیل فقدان اراده سیاسی، شکست سنگین خورد.
بعدها که سقوط فرانسه پیامدهای بسیار دردناک خود را نشان داد، خود این روشنفکران متوجه اشتباه خود شدند. مثلا برتراند راسل نظرش را تغییر داد و اعلام کرد که حمله متقابل، شرِّ کمتری از تسلیم شدن مقابل نازیها دارد.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ. اسلام و اسلامیان عزیز بفرما. کفر و شرک و نفاق سرنگون بگردان. روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای عزیز عالیست، متعالی بگردان. روح ملکوتی قائد شهید امت متعالی بگردان. رهبر عزیز امت تا ظهور صاحب الزمان در کنف حمایتت حفظ بفرما. توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان. رژیم منحوس صهیونیستی را ریشه کن و نابود بفرما. سردمداران نظام سلطه ذلیل بفرما. به رزمندگان جبهه مقاومت، مخصوصا مجاهدان سپاه، ارتش، فراجا، مرزبانی، نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، بسیج و مجاهدان مقاومت در اقصا نقاط عالم و کشورهای مختلف نصرت عنایت بفرما. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، ازدواج برطرف بفرما؛ مرضای مسلمین شفای عاجل عنایت بفرما؛ باران رحمتت را شامل حالمان بگردان؛ عفت وحجاب و حیا و غیرت را از جامعه ما نگیر. از بلایای ارضی سمائی حفظ بفرما. عاقبت امرمان خیر بگردان.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾















































