بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره بقره
قال الرضا علیه السلام: «کانَ اَبی اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ و یَقُولُ هُوَ الیَومُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَینُ صلیاللهُ علیه».
پدرم همیشه چنان بود که هرگاه وارد ماه محرم میشدیم، خندان دیده نمیشد و غم بر او غلبه مییافت تا آن که 10 روز از محرم میگذشت، پس هنگامی که روز دهم میرسید، آن روز، روز مصیبت، غم و گریه پدرم بود و میفرمود: این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد.
آنچه در این دهه مهم است توجه به علل واقعه عاشورا است. عبرتهای عاشورا در طول تاریخ از طرف علمای دین مطرح شده است، تا جامعه اسلامی به بلایی که جامعه زمان امام حسین علیه السلام مبتلا بود، گرفتار نشود. یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در این فاجعه حرام خواری بود. مقتل الحسين خوارزمى ـ به نقل از عبد اللّه بن حسن ـ می نویسد:
هنگامى كه عمر بن سعد، يارانش را براى جنگ با امام حسين عليهالسلام آماده كرد و آنها را در جايگاه خود، مرتّب كرد و پرچمها را در جاهاى خود نهاد، امام عليه السلام نيز يارانش را در جناح راست و چپ، مرتّب كرد و آنان، امام عليهالسلام را از هر سو، مانند حلقهاى در ميان گرفتند. امام عليهالسلام از جمع يارانش بيرون آمد و نزديك سپاه عمر سعد آمد و از آنان خواست كه ساكت شوند؛ امّا آنان نپذيرفتند.
امام حسین علیهالسلام به آنها فرمود:
«وَيلَكُم ! ما عَلَيكُم أن تُنصِتوا إلَيَّ فَتَسمَعوا قَولي، وإنَّما أدعوكُم إلى سَبيلِ الرَّشادِ،
واى بر شما! چه زيانى مىكنيد اگر ساكت شويد و به سخن من، گوش بسپاريد، در حالى كه من، فقط شما را به راه هدايت، فرا مىخوانم؟
فَمَن أطاعَني كانَ مِنَ المُرشَدينَ، ومَن عَصاني كانَ مِنَ المُهلَكينَ، هر كس مرا فرمان بَرَد، از ره يافتگان است و هر كس نافرمانى كند، از هلاك شدگان،
وكُلُّكُم عاصٍ لِأَمري، غَيرُ مُستَمِعٍ لِقَولي، و همه شما از فرمان من، سرپيچى مىكنيد و به گفتهام گوش نمىدهيد؛
قَدِ انخَزَلَت عَطِيّاتُكُم مِنَ الحَرامِ، ومُلِئَت بُطونُكُم مِنَ الحَرامِ، فَطَبَعَ اللّهُ عَلى قُلوبِكُم. زيرا عطاياى شما را از حرام پرداخته اند و درونتان، از حرام، پُر شده است و از اين رو، خداوند، بر دلهايتان مُهر زده است».
درونتان، از حرام، پُر شده است!
مقتل الحسين للخوارزمی ج۲ ص۶ ، حکمتنامه امام حسين عليهالسلام ج۱ ص۲۹
تأثیر ترکیب جمعیتی مدینه و اوضاع مسلمین در نزول آیات:
بحث ما در سوره بقره رسید به این مطلب که نزول آیات سوره بقره، به اقتضای ترکیب جمعیتی و اوضاع مسلمین و نیازهای جامعه اسلامی بود:
- تركيب خاص اجتماعى مدينه در مقطع نزول (مسلمانان، يهوديان، مشركان و منافقان) و همچنين حاكميت مشركان و كافران بر مكه، زمينه ساز نزول آياتى درباره گروههاى مزبور و اوصاف و كارهاى آنان است؛ مانند آيات 3 تا 20 كه اوصاف متقيان، كافران و منافقان را بيان مىكند و آيات 40 تا 152 كه درباره يهود است و آيات 200 تا 207 كه ناظر به تقسيم انسانها بر اساس عقايد و اعمال آنهاست.
- چون يهوديان مهمترين گروه مخالف اسلام و نظام اسلامى بودند، بيش از يك سوم آيات سوره بقره (آيات 40 تا 152) درباره آنان نازل شده است. همچنين در اين آيات سخن از پيمانهايى است كه خداى سبحان از آنان گرفت و آنان با سنگدلى همه پيمانهاى الهى را شكستند و جز تبهكارى و شقاوت، نشانى از خود بر جاى نگذاشتند.
- البته در اثناى آيات مزبور، برخى موضوعات ديگر مطرح شده است؛ مانند داستان حضرت ابراهيم (عليه السلام) (در آيات 124 تا 143) كه به تعبير استاد علامه طباطبايى به منزله مقدمه و زمينه ساز آيات تغيير قبله و آيات احكام حج است.
- چون نفاق در مقطع نزول سوره بقره، همانند دوران مكه مستور بود نه مشهور، تنها در چند آيه و آن هم با تعبير (من الناس) از منافقان ياد شده است (نه باعنوان منافق)؛ مانند آيات 8 تا 20 و 204 تا 206. (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنين)(8) آيات مزبور از بيمارى دلهاى آفت زده آنها خبر داد(فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضاً)(10)و از نيرنگ و تذبذب آنان پرده برداشت و از افساد آنها در زمين و نيز از سفاهت فكرى آنان گزارش داد،(أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ)(10) ليكن تصريح به عنوان نفاق نشد.
- نياز شديد مسلمانان تهيدست مهاجر از يك سو، نيازهاى مالى جنگهايى كه در پيش بود از سوى ديگر و رباخوارى يهوديان، به ويژه رباى مضاعف، از سوى سوم، زمينه ساز نزول آيات انفاق و قرض الحسنه بود؛ مانند آيات 195، 215، 245، 261 تا 274، (أَنْفِقُوا في سَبيلِ اللهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ أللهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ) (195) كه در آنها مردم را از انفاق مال فاسد و كم ارزش بازداشت و قصد چنين كار سخيفى را ناروا دانست و از منت گذارى و آزار روحى به مستمندان و دريافت كنندگان مالهاى انفاق شده تحذير كرد و پاداش بى شمارى را براى انفاق واجد شرايط ياد كرد.(الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ … قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً).(263،262)
- توان دفاعى روز افزون مسلمانان براى حراست از كيان اسلام و نظام اسلامى و لزوم تأمين زمينه مناسب براى جنگهاى آينده، بستر مناسب نزول آيات مربوط به جهاد و شهادت، مانند آيات 153 تا 157 و 190 تا 195 بود.(وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلهِ)(193).
- فراهم شدن زمينه مناسب براى تشريع احكام فقهى بر اثر استقرار نظام اسلامى و استقبال مردم از اسلام، عامل نزول آيات فراوانى درباره احكام فرعى بود و از اين رو مسائل عبادى، خانوادگى، اقتصادى، اجتماعى و كيفرى فراوانى در اين سوره آمده است، تا آن جا كه برخى مفسران از ابن عربى نقل مىكند: از برخى مشايخ خود شنيدم كه مىگفت: در سوره بقره هزار امر، هزار نهى، هزار حكم و هزار خبر وجود دارد.
برخى از احكامى كه در اين سوره آمده بدين قرار است: برپاداشتن نماز(در آيه 110، 117 و…)، تحريم سحر(102)، تحريم زناشويى مسلمان با مشرك(221)، اسلوب صحيح داد و ستد با اموال يتيمان(220)، لزوم استفاده از رزق حلال و طيب(168 تا 172)، حرمت خوردن مردار، خون و گوشت خوك (173)، قصاص(178 و 179)، وصيت(180 تا 182)، روزه دارى و برخى ديگر از احكام ماه رمضان(183 تا 187)، جهاد و دفاع(190 تا 194 و 216 تا 218)، تحريم جنگ و خونريزى در ماههاى حرام و در حرم و جواز آن به عنوان تقاص در صورت تهاجم بى حساب دشمن و رعايت نكردن حرمت مكان و زمان (191 تا 194 و 217)، حج و عمره(196 تا 203) حرمت شراب و قمار(219)، ازدواج(221)، عادت ماهيانه بانوان(222)، اَيمان (سوگندها) و ايلاء(224 تا 227)، مسائل خانواده از جمله طلاق و عده و…(223 تا 242) و تحريم رشاء و ارتشاء(188)، آشنايى به احكام هلال ماه براى روزه، حج و ساير اوقات دينى و اجتماعى(189)، حرمت كتمان شهادت و نيز تفاوت زن و مرد در عدد شاهد.
- در آيات 282 و 283 حدود 20 حكم از اصول احكام دِيْن، رهن و تنظيم اسناد مالى آمده است.
- تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه و تشريع قبله جديد، بر اثر اهميت آن (به دليل جوسازى يهوديان در آغاز و جدلهاى بعدى آنان ) در آيات متعددى مطرح شده است؛ ابتدا در آيات 124 به بعد با طرح داستان حضرت ابراهيم (عليه السلام) كه مورد پذيرش و تكريم اقوام گوناگون عرب بود، براى تغيير قبله زمينه سازى و سپس حكم تغيير قبله در آيات 143 و 150 تشريع مىشود.( قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ ۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا ۚ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ ۗ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ)(144)« ما گردانیدن رویت را در [جهت] آسمان [چون کسی که به انتظار مطلبی باشد] می بینیم؛ پس یقیناً تو را به سوی قبله ای که آن را بپسندی برمی گردانیم؛ پس رویت را به سوی مسجد الحرام گردان؛ و [شما ای مسلمانان!] هر جا که باشید، روی خود را به سوی آن برگردانید. و مسلماً اهل کتاب می دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه] از سوی پروردگارشان [کاری] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان] انجام می دهند، بی خبر نیست.» و سپس در آيه 177 به پاسخ مجادلات يهوديان در اين باره مى پردازد.










