برای دسترسی به ویژگی های مختلف، وارد حساب خود شوید

رمز عبورتان را فراموش کرده اید ؟

مشخصات خود را فراموش کردید ؟

مشخصات کاربری خود را به خاطر آوردم!
  • خانه
  • زندگی نامه
  • ارتباط با ما
  • پاسخ به سوالات
  • ورود به سیستم
عکس امام و آقا
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر امام جمعه شهرستان خوی

حجت الاسلام حجت قاسم خانی

  • خطبه ها
  • دروس
    • تفسیر
    • نهج‌البلاغه
    • اخلاق
    • فقه
  • آخرین رویداد ها
  • پیام ها و بیانیه ها
  • گزارش تصویری
  • فیلم و صوت
    • فیلم
    • صوت
      • تفسیر
      • نهج‌البلاغه
      • اخلاق
      • فقه
  • صفحـه اصلـی
  • آخرین اخبار و رویدادها
  • دروس
  • تفسیر
  • بیست و هفتمین جلسه از سلسله جلسات تفسیر قرآن کریم به بیان امام جمعه شهرستان خوی

بیست و هفتمین جلسه از سلسله جلسات تفسیر قرآن کریم به بیان امام جمعه شهرستان خوی

بیست و هفتمین جلسه از سلسله جلسات تفسیر قرآن کریم به بیان امام جمعه شهرستان خوی
دوشنبه, 29 دی 1404 / منتشر شده در تفسیر, تفسیر, دروس, صوت, فیلم و صوت, گزارش تصویری

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره بقره

(2) ﴿ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ﴾

اين كتاب با عظمتى است كه هيچ‌گونه شكّى در آن نيست و مايه‌ی هدايت پرهيزكاران است.

در اعراب این آیه شریفه چند وجه گفته شده که دو وجه از آنها را بیان می‌کنیم وجه اول: «ذلك الكتاب» مبتدا؛ «لاريب فيه» خبر آن؛ «هدى للمتقين» حال است از «کتاب» و بمعنی مصدر است یا اسم فاعل یعنی این کتاب شکی در آن نیست در حالی که هدایت است برای پرهیزگاران اگر مصدر بگیریم و اگر بمعنای اسم فاعل بگیریم می‌گوئیم در حالی که هدایت کننده است برای پرهیزگاران.

وجه دوم: «ذلك الكتاب» مبتدا؛ «لاريب فيه» حال است از «کتاب»؛ «هدی للمتقين» خبر است. طبق این وجه معنی چنین می‌شود این کتاب در حالی که شکی در آن نیست هدایت کننده است پرهیزگاران را و یا هدایت است پرهیزگاران را بنابراینکه «هدی» بمعنای مصدر باشد. روشن است که طبق هر یک از دو وجه، پیغام آیه شریفه متفاوت خواهد بود. زیرا بنابر وجه اول عمده نظر آیه کریمه به این است که این کتاب از سوی خداست و شکی در آن نیست و بعبارة دیگر می‌خواهد از سوی خدای تعالی بودنش را بیان بفرماید. ولی بنابر وجه دوم عمده نظر بر این است که ثابت کند این کتاب هدایت است و بعبارة دیگر از سوی خدا بودنش را مفروغ عنه گرفته و درصدد این است که بیان کند هدایتگری آن را.

توضیح و تفسیر کلمات آیه:

  1. كلمه “ذلك” در لغت عرب اسم اشاره بعيد است، بنا بر اين ذلِكَ اَلْكِتابُ‌ مفهومش “آن كتاب” است، در حالى كه در اينجا بايد از اشاره به نزديك استفاده مى‌شد، و “هذا الكتاب” مى‌گفت چرا كه قرآن در دسترس مردم و از آنان بعید نیست. در توجیه این مسئله گفته شده که اشاره به بعید برای پدیده‌ای نزدیک، در زبان عربی به قصد احترام و عظمت آن استعمال می‌شود.

يعنى آن قدر مقام آن بالا است كه گويى در نقطه دور دستى در اوج آسمانها، قرار گرفته است، در تعبيرات فارسى نيز نظير آن را داريم فى المثل در حضور افراد بزرگ مى‌گوئيم: “اگر آن سرور اجازه دهند چنين كار را مى‌كنيم”.

البته بعضی از مفسرین گفته اند، اصل اختصاص «ذلک» به اشاره به دور، محل تأمل است. مثلا فخر رازی استعمال عرفی آن را برای اشاره به دور می‌پذیرد، اما اختصاص ذلک به اشاره‌ دور را در علم لغت عربی نمی‌پذیرد.

از نظر این مفسران، دو اسم اشارۀ «ذلك» و «هذا»، از نظر وضع لغوى، از ريشۀ «ذا» مى‌باشند؛ و هر دو براى اشاره به شىء حاضر و نزديك، وضع شده‌اند.

ها» بر سر اسم «هذا»، هاى تنبيه و هشدار؛ و «لام» در «ذلك»، لام تأكيد براى اشاره و «كاف» آن، كاف خطاب است.

بنابراين، از جهت لغوى، هر دو اسم، به يك معنا هستند؛ و به كار گرفتن هر دو در اشاره به نزديك، خالى از اشكال و ايراد است.

بر اين اساس، اسم «ذلك» در آيۀ شريفۀ ذلِكَ اَلْكِتابُ‌ به معناى «هذا» مى‌باشد، كه در حقيقت، اشاره به قرآن حاضر است كه در دسترس همگان است؛ و ذلِكَ اَلْكِتابُ‌ يعنى: اين كتاب.(تفسیر کبیر فخر رازی ج2 ص13)

  1. معنى كتاب-” كتاب “به معنى مكتوب و نوشته شده است، و بدون ترديد منظور از كتاب در آيه مورد بحث قرآن مجيد است.

در اينجا اين سؤال پيش مى‌آيد كه مگر تمام قرآن در آن روز نوشته شده بود؟ در پاسخ اين سؤال مى‌گوئيم نوشته شدن تمام قرآن لازم نيست، چرا كه قرآن هم به كل اين كتاب گفته مى‌شود و هم به اجزاء آن. به علاوه” كتاب “گاهى به معنى وسيعترى اطلاق مى‌شود به مطالبى كه نوشته خواهد شد و به صورت مكتوب بيرون خواهد آمد، هر چند تا آن زمان نوشته نشده باشد، در سوره ص آيه 29 مى‌خوانيم: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ‌ :” اين كتابى است كه بر تو نازل كرديم، كتابى است پر بركت تا مردم در آيات آن بينديشند “مسلم است كه قرآن قبل از نزولش به صورت نوشته‌اى در ميان انسانها وجود نداشت. اين احتمال نيز وجود دارد كه تعبير به كتاب اشاره به مكتوب بودنش در ” لوح محفوظ “باشد.

البته در روایات ما علاوه بر این معنی به بطون دیگر این آیه نیز اشاره شده است:

قال الباقر (علیه السلام): ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ قَالَ: الْکِتَابُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) لَا شَکَّ فِیهِ أَنَّهُ إِمَامُ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ.

منظور از کتاب، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. هیچ شکّی [در این حقیقت] وجود ندارد که او پیشوای هدایتگر برای پرهیزکاران است.

 امام عسکری (علیه السلام): الکِتَابُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

کتاب، همان امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

  1. «رَيْبَ»: اجوف یائی است و از «رابَ – يَرِيبُ» است مانند « باع – يبيع» و مصدرش میشود «رَيْب» یعنی شک.

نكته‌اى قابل توجّه

 به اين نكته بايد توجّه داشت كه: حضرت حق، نفى هرگونه شكّ و ترديد را متوجّه خود كتاب مى‌داند، كه مى‌فرمايد: ذلِكَ اَلْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ‌ ، نه متوجّه مردم.

در حقيقت، مى‌خواهد بگويد: اين قرآن، داراى اين خصوصيّت قطعى است كه امكان هيچ شكّى در آن، وجود ندارد؛ كتابى است كه سراسرش صدق و حق است؛

 اگرچه مردم در آن شك كنند، يا نكنند؛ زيرا صدق، صدق است؛ و حق، حق است، گرچه مردم صدق را صدق ندانند و حق را حق نشمارند.

نور، با شكّ مردم، باز هم نور است؛ و شكّ انسان‌ها در نوريّت آن، هيچ اثرى ندارد. آفتاب وسط روز، آفتاب است و تابشش بر زمين و موجودات، مسلّم و يقينى، گرچه برخى از اهل زمين، در وجود و تابيدنش شك كنند يا نكنند.

بنابراين، شكّ شكّاكان، كمترين اثرى در حق بودنِ حقايق ندارد؛ بلكه شكّاكانى كه در هر حقّ و صدقى، شك مى‌كنند، بيمارند؛ و بر آنان است كه اين بيمارى خطرناك خود را با علم و حكمت و برهان و انديشه، درمان كنند.

در تفسیر مجمع البیان آورده: «لا رَيْبَ فِيهِ‌» يعنى اين كتاب بيان و هدايت و حق و معجزه است و از اين جهات سزاوار است كه در آن بد گمانى راه نيابد و منظور، خبر دادن به اينكه كسى در آن بدگمانى و شك ندارد نيست چه، پيداست كه بسيارى از مخالفين اسلام در آن ترديد كردند.

بعضى گفته‌اند در اين آيه چيزى تقدير شده است و آن: «لا سبب ريب فيه» يعنى چيزى كه سبب شك و بد گمانى شده چون تناقض گويى و پيچيدگى كلمات و ادّعاهاى بدون برهان در اين كتاب وجود ندارد.

برخى ديگر كلمۀ «لا رَيْبَ‌» را بمعناى نهى گرفته مي گويند معناى آيه اين است:

كه شك و بد بينى نداشته باشيد.

  1. «هُدىً»: هُدى مصدر است مانند «بُکی» این کلمه در هر سه حالت نصب و رفع و جرّ همینطور «هُدىً» می آید مانند «مصدقاً بين يديه و هُدىً » (بقره آیه97) و«هذا بيان للناس و هُدىً و موعظةٌ للمتقين» (آل عمران آیه 138) و «اولئک و على هدى من ربهم» (بقره آیه ۵) که در آیه اول منصوب و در آیه دوم مرفوع و در آیه سوم مجرور است و علی القاعده اعلالش باید بدینصورت باشد:

در حالت نصب در اصل «هُدَیاً» بود، «یاء» حرف عله متحرک و ما قبلش مفتوح، قلب به الف شده و التقاء ساکنین شد میان الف و تنوین، لذا الف حذف شده و تنوین تابع حرکه ما قبل که فتح دال باشد گردیده و در نتیجه «هُدىً» شد.

و در حالت رفع گوئیم در اصل « هُدَیٌ» بوده و چون ضمه بر یاء ثقیل بود، حذف شده و التقاء ساكنين شده میان یاء و تنوین یاء افتاد و تنوین تابع حرکه ما قبل شد و «هُدىً» گردید.

و در حالت جرّ هم گوئیم در اصل «هُدَیٍ» بوده کسره بر یاء ثقیل بود حذف گردیده و التقاء ساکنین شد میان یاء و تنوین باز یاء افتاد و تنوین تابع حركه ما قبل شده و «هدیً» شد.

هدايت چيست‌؟ كلمه” هدايت “در قرآن در مورد فراوانى استعمال شده است ولى ريشه و اساس همه آنها به دو معنى بازگشت مى‌كند:

1 -” هدايت تكوينى “كه در تمام موجودات جهان وجود دارد (منظور از هدايت تكوينى رهبرى موجودات به وسيله پروردگار زير پوشش نظام آفرينش و قانونمنديهاى حساب شده جهان هستى است). قرآن مجيد در اين زمينه از زبان موسى علی نبینا و آله و علیه السلام مى‌گويد: رَبُّنَا اَلَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْ‌ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى:” پروردگار ما همان كسى است كه همه چيز را آفريد و سپس آن را هدايت كرد ” (طه – 50).

2 -” هدايت تشريعى “كه به وسيله پيامبران و كتابهاى آسمانى انجام مى‌گيرد و انسانها با تعليم و تربيت آنان در مسير تكامل پيش مى‌روند، شاهد آن نيز در قرآن فراوان است از جمله مى‌خوانيم: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا :” آنها را راهنمايانى قرار داديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مى‌كنند.

 چرا هدايت قرآن ويژه پرهيزكاران است‌؟ مسلمان قرآن براى هدايت همه جهانيان نازل شده، ولى چرا در آيه فوق هدايت قرآن مخصوص پرهيزكاران معرفى گرديده‌؟ علت آن اين است كه تا مرحله‌اى از تقوا در وجود انسان نباشد (مرحله تسليم در مقابل حق و پذيرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است) محال است انسان از هدايت كتابهاى آسمانى و دعوت انبياء بهره بگيرد.

به تعبير ديگر: افراد فاقد ايمان دو گروهند: گروهى هستند كه در جستجوى حقند و اين مقدار از تقوا در دل آنها وجود دارد كه هر جا حق را ببينند پذيرا مى‌شوند.

گروه ديگر افراد لجوج و متعصب و هوا پرستى هستند كه نه تنها در جستجوى حق نيستند بلكه هر جا آن را بيابند براى خاموش‌ كردنش تلاش مى‌كنند. مسلما قرآن و هر كتاب آسمانى ديگر تنها به حال گروه اول مفيد بوده و هست و گروه دوم از هدايت آن بهره‌اى نخواهند گرفت. و باز به تعبير ديگر: علاوه بر” فاعليت فاعل “” قابليت قابل” نيز شرط است، هم در هدايت تكوينى و هم در هدايت تشريعى. زمين شوره‌زار هرگز سنبل بر نيارد، اگر چه هزاران مرتبه باران بر آن ببارد، بلكه بايد زمين آماده باشد تا از قطرات زنده كننده باران بهره گيرد. سرزمين وجود انسانى نيز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاك نشود، بذر هدايت را نمى‌پذيرد، و لذا خداوند مى‌فرمايد:” قرآن هادى و راهنماى متقيان است“.

به قول نیّر تبریزی:

آرم ز شیخ پارس گواهی بدین مثل *** با حذف حرف قافیه از روی اضطرار

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست *** در باغ لاله روید و در شوره‌زار خار

بیهوده این سخن ز حکیمان نکته‌سنج *** ضرب‌المثل نبوده در الواح روزگار

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا(82 اسرا)

مردم در برابر حقائق دو گونه‌اند: منصف و لجوج. منصف بمجرد درك حقيقت آن را قبول مى‌كند و تسليم مى‌شود مانند ابوذر تا قرآن را شنيد اسلام آورد، چون روح تقوى و انصاف داشت ولى ابوجهل با آنكه فهميد تسليم نشد چون روح تقوى در او مرده بود. قرآن مجيد منصفان و متقيان را هدايت مى‌كند ولى نسبت به لجوجان بر پليدى آنها مى‌افزايد: وَ أَمَّا اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ (و امّا آنان كه در دلهايشان بيمارى است، (آيات قرآن) پليدى بر پليدى آنان افزايد و در حال كفر بميرند(توبه/ 125)). در جاى ديگر، كسى كه روح تقوى دارد زنده ناميده شده و براى كافران فقط حجت تمام مى‌شود: لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ اَلْقَوْلُ عَلَى اَلْكافِرِينَ.(تا افرادی را که زنده‌اند بیم دهد (و بر کافران اتمام حجّت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلّم گردد! (يس/ 70)).

در تفسیر مجمع البیان آورده با اینکه قرآن هدایت برای همه مردم است علت اینکه تنها پرهیز کاران را ذکر میکند این است که آنان از این کتاب استفاده کرده بنور آن هدایت شده اند مانند آیه کریمه: «إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاها» فقط تو کسی را که از رستاخیز می‌ترسد بیم می‌دهی با اینکه رسول اکرم برای انذار و ترساندن و بشارت به همه مردم آمده ولی آیه از متأثرین و بهره‌مندان از این انذار صحبت می‌کند.

  1. «متقین» ریشه این واژه «وَقی» است به باب افتعال رفته و اسم فاعل از باب افتعال بر وزن مُفتعِل می آید مثل مُختـَرِع و مُوْتَقِی و جمع مذکر اسم فاعل در حالت نصب می‌شود «مُوْتَقِیِینَ» و طبق قواعد صرفی واو به تاء مبدل شده و در تاء دوم ادغام می‌شود و «مُتّقیِیِن» می‌گردد. دو «یاء» در یک جا جمع است، کسره یاء اول بجهت ثقل می افتد و التقاء ساکنین میان دو یاء باعث حذف اولی می شود و حاصل «متقین» می‌گردد.

«وقی» یعنی نگهداشتن و شخص پرهیزگار نظر بر اینکه خود را در قبال خواسته های نفسانی نامشروع کنترل میکند لذا برایش متقی یا اهل تقوا گفته می‌شود.

دوشنبه, 29 دی 1404 / منتشر شده در تفسیر, تفسیر, دروس, صوت, فیلم و صوت, گزارش تصویری
لینک کوتاه:

مطلب بعدی که میتوانید بخوانید

جلسه هماهنگی برگزاری یادواره شهدای طلاب با حضور امام جمعه شهرستان خوی
جلسه هماهنگی برگزاری یادواره شهدای طلاب با حضور امام جمعه شهرستان خوی
حضور امام جمعه شهرستان خوی در جلسه بررسی روند بازسازی مناطق زلزله‌زده شهرستان خوی و محروميت زدایی با حضور سید پرویز فتاح رئیس بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی کشور ،اکبر نیکزاد رئیس بنیادمسکن انقلاب اسلامی کشور و محمدصادق معتمدیان استاندار آذربایجان‌غربی در محل فرمانداری خوی
خطبه اول و دوم آئین عبادی سیاسی نماز جمعه خوی اول اسفند ماه ۱۴۰۴ + فایل صوتی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها

  • آخرین رویداد ها
  • برگزیده ها
  • بوستان اخلاق
  • پیام ها و بیانیه ها
  • تصویر شاخص
  • تفسیر
  • تفسیر
  • خطبه ها
  • دروس
  • دسته‌بندی نشده
  • دیدارهای مردمی
  • صوت
  • فیلم
  • فیلم و صوت
  • گزارش تصویری

آذربایجان غربی - خوی - بلوار رسالت - جنب فرمانداری

36240114 - 044

پاســــــــــــــــخ
به سؤالات
مـــردمـــــــــــی

کلیک کنید

زندگی نامـــــه ...

حجت الاسلام حجت قاسم خانی متولد 0۵/0۳/ ۱۳۶۰ می باشند.
ایشان دوره تحصیلی خود را در محضر اساتیدی چون استاد آیت الله بنابی، استاد آتش زر، استاد طباطبایی، استادجابری، استاد فاضلی هیدجی، استاد سیدی، استاد اصغری، استاد یوسفی هشترودی، استاد صدر کریمی،مرحوم استاد اسدپور گذرانیده اند.
در حوزه علمیه قم و مدارس علمیه فیضیه ...

دسترسی سریع

  • خانه
  • زندگی نامه
  • ارتباط با ما
  • پاسخ به سوالات

دسترسی سریع

  • خطبه ها
  • دروس
  • آخرین رویداد ها
  • پیام ها و بیانیه ها
  • گزارش تصویری
  • فیلم و صوت

دسترسی سریع

  • خطبه ها
  • دروس
  • آخرین رویداد ها
  • پیام ها و بیانیه ها
  • گزارش تصویری
  • فیلم و صوت
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
وبسایت ترویج سیره امام خمینی ره
اینستاگرام

اینستاگرام

آپارات

ایتـا

کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه شهرستان خوی بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است © 1403

بالا