صوت خطبه اول نماز جمعه 9 مرداد ماه
خطبه اول
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ و الثَّناءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين، نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَشکُرُهُ و نَتَوَسَّلُ اِلَیه وَ نَتَوكَّلُ عَلَيهِ، ثُمَّ نُصَلّي و نُسَلِّمُ عَلی حَبِیبِه و نَجِیبِه، سَيِّدِنا سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين أَبِی الْقَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و على آله الاَطیَبِین الاَطهَرین المُنتَجَبِین الهُداةِ المَهدِیِّین سیَّما بقیّةِالله فى الاَرَضِین و صَلَّی اللهُ على ائمّةِ المُؤمِنین و هُداةِ المُستَضعَفِین و حُماةِ المُؤمنین.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
در دویست و چهلمین خطبه، خودم و شما را به رعایت تقوا و دوری از گناهان و التزام به واجبات سفارش میکنم.
در توقیع و نامه امام زمان علیه السلام، نامه دوم حضرت به شیخ مفید این آمده: وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا؛ اگر شیعیان ما، وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ؛ اینجا حضرت صاحب برای شما دعا کردند، اگر شیعیان ما که خدا آنها را توفیق بدهد برای بندگی و طاعت، عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ؛ قلبهایشان با هم اجتماع میکرد در چه؟ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ؛ نسبت به آن عهدی که بر عهدهشان است. به آن عهد اطاعت و عهد نصرت، وفا میکردند. آن هم نه انفرادی، اجتماع قلوب پیدا میکردند همگی در عهد نصرت، در عهد اطاعت از امام زمان علیه السلام. نتیجهی این چه میشد؟ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا؛ تأخیر نمیافتاد یمن و میمنت و مبارکی ملاقات ما برای آنها.
عزیزان همانطوری که سیدالشهداء علیه السلام برای یاری نامه نوشتند امام زمان هم برای ما نامه نوشتهاند. چه پاسخی برای امام زمانمان خواهیم داشت.
حضرت سیدالشهدا ۱۲۵ روز در مکه بودند، از سوم شعبان تا هشتم ذی الحجه. در این ۱۲۵ روز نامه هایی به اقصی نقاط کشورهای اسلامی نوشتند. بنده برای عبرت فقط چند مورد از نوع مواجهه افرادی که نامه امام علیه السلام را دریافت کردهاند را عرض میکنم:
دسته اول: با نامه امام حسین علیه السلام عالی برخورد نمودند، که مصداق آن یزید بن ثبیط است. وقتی نامه امام حسین علیه السلام به بصره رسید. خانه ماریه سعدیه در استان بصره پایگاه تشیّع بود. یزید بن ثبیط، بعد از رسیدن نامه امام حسین علیه السلام، فراخوان به شیعه داد تا در منزل ماریه سعدیه جمع شوند، خودش ده پسر داشت، و به آنان گفت، من سراغ امام میروم، حضرت من را احضار کرده است. کدام یک از شما میآئید؟ دو تا از پسرانش، بنام عبدالله و عبیدالله لبیک گفتند. علاوه بر اینها، چهار نفر در منزل ماریه سعدیه لبیک گفتند. از منزل این خانم، هفت نفر یار برای اباعبدالله آماده شدند و خودشان را روز یازدهم ذی الحجه به مکه، درسرزمین بطحاء به امام رساندند. این عالی ترین برخورد بود که سریع حرکت کردند.
حبیب بن مظاهر جزو این دسته است. شیخ عباس قمی در منتهی الامال میفرماید، او حافظ کل قرآن بود. اِبْنِ حَجَر عَسْقَلانی میگوید او پیامبر صلی الله علیه و آله را درک کرده بود یعنی جزو صحابه بود، شیخ طوسی میفرماید، او جزو تابعین بود «پیامبر صلی الله علیه و آله را ندیده بود» اما سه امام «امام علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام» را درک کرده است. علامه حلی ره در کتاب رجالی خودشان، او را با صفت مشکور مدح نموده است که دلالت بر ثقه بودن او میباشد. در تمام جنگها همراه امام علی علیه السلام بوده است، در اختصاص شیخ مفید، آمده است که علوم امیرالمومنین علی علیه السلام به سه نفر داده شده است که از جمله آنان حبیب بن مظاهر است.
وقتی مسلم بن عقیل به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام، نامهای به شخص حبیب بن مظاهر نوشت، و او را به یاری طلبید، با این که شرایط خروج از کوفه سخت بود، حبیب با مسلم بن عوسجه، شبانه و پنهانی به کربلا رفتند. «روزها مخفی بودند و شب ها حرکت می کردند»، بعضی میگویند حبیب بن مظاهر روز پنجم و بعضی میگویند روز هفتم یا هشتم به کربلا رسیدند. وقتی خبر ورود حبیب را به حضرت زینب سلام الله علیها رساندند، حضرت زینب سلام الله علیها فرمود سلام من را به او برسانید، حبیب وقتی سلام رساندن حضرت زینب سلام الله علیها را شنید، مشتی خاک بر سر خود ریخت و گفت، حبیب چه کسی باشد، که سیده زینب سلام الله علیها به او سلام برساند. در همین دو سه روز باقی مانده از عمر شریف امام حسین علیه السلام، از امام حسین علیه السلام اجازه گرفت و گفت، من از قبیله بنی اسد هستم، آنها فامیل من هستند، اجازه بدهید به قبیله خودم بروم و آنان را به اسلام و یاری شما دعوت کنم، نزد قبیله خود آمد و گفت، اگر میخواهید به شرافت دنیا و آخرت برسید، بیایید برای یاری امام حسین علیه السلام، بخدا قسم، اگر در راه او کشته شوید در اعلی علّیین، همنشین حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله هستید، از قبیله او، نود نفر دعوت او را اجابت کردند، خبر به عمر سعد رسید، طبق نقلی، چهارصد نفر را برای مقابله با آن نود نفر فرستاد، به آن نود نفر حمله کردند و آنان پراکنده شدند و نتواستند به آن هفتاد و دو نفر ملحق شوند. شب عاشورا وقتی، امام حسین علیه السلام به همراه نافع بن هلال به خیمه برگشتند، امام حسین علیه السلام وارد خیمه حضرت زینب سلام الله علیها شد، نافع صدای حضرت زینب سلام الله علیها را شنید که نگران بود، آیا فردا صبح، یاران با شما وفادار خواهند بود یا نه؟ نافع، نگرانی حضرت زینب سلام الله علیها را به حبیب بن مظاهر رساند، حبیب فراخوان داد، تمام اصحاب، غیر از بنی هاشم را جمع نمود و گفت، نزد حضرت زینب سلام الله علیها بروید، و اعلام وفاداری کنید. آنان پشت خیمهها رفتند، شمشیرها را کشیدند و خطاب به نساء کاروان امام حسین علیه السلام خصوصا حضرت زینب سلام الله علیها رجز خواندند، و اخلاص و وفاداری خود را از صمیم دل ابراز کردند. ظهر عاشورا، ابوثمامه به امام حسین علیه السلام عرض کرد، فدای شما شوم «بنفسی انت» اذان شده است، امام خطاب به او فرمود «ذَكَرتَ الصَّلاةَ ، جَعَلَكَ اللَّهُ مِنَ المُصَلّينَ» نماز را یاد کردی، خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد، امام فرمودند از کوفیان بخواهید، از جنگ دست بردارند تا نماز بخوانیم، تا بیان مبارک امام به لشکر کوفه منتقل شد، حصین بن تمیم، فریاد زد، نماز شما قبول نیست. از لشکر امام حسین علیه السلام حبیب بن مظاهر جواب آن شخص ملعون را داد، و با اذن امام به مقابله با او پرداخت، او را از اسب به زمین زد، به حبیب حمله کردند، حبیب دهها نفر را به هلاکت رساند، سرانجام توسط قبیله بنیتمیم این یار دیرین امام علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام، در سن هفتاد و پنج سالگی به شهادت رسید. شبیه همان تعبیری که برای حضرت اباالفضل آمده است «لما قتل العباس بان الانکسار فی وجه الحسین» وقتی حضرت اباالفضل به شهادت رسید، انکسار در چهره اباعبدالله علیه السلام ظاهر شد. همین مطلب در مقتل ابی مِخنف برای حبیب بن مظاهر هم آمده است.
ابی مخنف مینویسد، با شهادت حبیب، «بان الانکسار فی وجه الحسین» آثار شکستگی در چهره اباعبدالله علیه السلام ظاهر شد، و امام این جمله را در فضیلت حبیب بیان فرمودند « لقد كنتَ فاضلا تَختِمُ القرآنَ في ليلةٍ واحدة» تو همان مرد فاضلی هستی که در یک شب کل قرآن را ختم میکردی.
دسته دوم: یزید بن مسعود است. نامه امام به دست او رسید، او سه قبیله بنی تمیم، قبیله بنی حنظله و قبیله بنی سعد را جمع نمود و نامه امام حسین علیه السلام را برای آنها خواند و گفت امام حسین علیه السلام فراخوان داده است کدام یک از قبایل حاضر هستید امام را کمک کنید؟ بنی تمیم گفتند، ما مطیع تو هستیم، بنی حنظله گفتند، ما تیر ترکش تو هستیم، هر جا تو بگویی، ما شلیک می شویم و بنی سعد گفتند ما باید مشورت کنیم. تا این دو قبیله بله را گفتند، جناب یزید بن مسعود خیلی تعلل کردند ابتدا به به امام حسین علیه السلام نامه نوشت گفت، به بصره تشریف بیاورید، اما با توجه به نامه دوازده هزار نفری مردم کوفه، قصد حرکت بسوی کوفه را داشتند، تصمیم گرفتند به امام ملحق شوند اما تا وسیله آماده کنند و اسب، شمشیر و آذوقه را فراهم کنند و آماده حرکت شوند، خبر رسید که عاشورا تمام شد. ما مثل این ها نباشیم.
دسته سوم: شخصی است بنام مُنذِر بن جارود، پدر همسر عبیدالله زیاد و از سران شیعه در بصره است. نامه امام حسین علیه السلام وقتی به او رسید، شک نمود که نامه از امام است یا از عبیدالله که خواسته او را امتحان کند. متأسفانه نزد عبیدالله رفت و نامه و نامه رسان را تحویل عبیدالله داد و عبیدالله سفیر امام را شهید نمود. مثل این فرد نباشیم که نامه، «هَلْ مِنْ ناصِرٍ» امام بیاید و شک کند.
دسته چهارم: شخصی است بنام هَفْهاف بن مُهَنَّد ، اهل بصره. بسوی امام حسین علیه السلام حرکت کرد ولی دیر حرکت کرد و غروب عاشورا رسید. در کربلا سراغ امام را گرفت، به او گفتند، دارند خیمههای حسین بن علی علیه السلام را غارت میکنند و یاران امام شهید شدهاند. او شمشیر کشید و بسوی یاران عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد حمله نمود و عده ای را به درک رساند و خودش هم بشهادت رسید.
پروردگارا، امام امت، قائد شهید، مراجع درگذشته، مرحوم آیت الله العظمی خویی و علمای سلف شهرمان مخصوصا امامین جمعه فقیدمان مرحوم حاج آقا نجمی و مرحوم حاج آقا شکوری و اموات جمع حاضر را غریق رحمت بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
صوت خطبه دوم نماز جمعه 9 مرداد ماه
خطبه دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ و الصلاةُ و السلامُ علي خَيرِ خَلقِهِ و اَشرَفِ بَرِيَّتِه حَبیبِنا و حَبيبِ اِلهِ العَالمِين أَبِی القَاسمِ محمد و على آله الأطيبين الأطهرين. اَللَّهُمَّ صَلِّ و سَلِّم عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ حَبیبَتِه الزَّهْرَاءِ المَرضِیَّةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ، وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سِیِّدِ الْعابِدِینَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقرِ عِلمِ النَّبِیِّین وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادِقِ البَارِّ الاَمِین وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الکاظمِ الطاهرِ الطُهر وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا المُرتَضَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ التَّقی الجَواد وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِی النَّاصِحِ الْأَمِین وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الذَّکِی العَسکَری والحُجَّةِ بنِ الحَسنِ َالْخَلَفِ الْقَائِمِ الْهَادِي الْمَهْدِيّ حُجَجِكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَ أُمَنَائِكَ فِي بِلادِكَ، صَلاةً كَثِيرَةً دَائِمَةً نَامِيَةً بَاقِيَةً تَامَّةً تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّا نَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ نُوَالِي وَلِيَّهُمْ وَ نُعَادِي عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنا بِهِمْ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنّا بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَهْوَالَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنا من أَعْوَانِهِم و شِيعَتِهِم و مُحِبِّیهِمْ وَ المُسْتَشْهَدينَ بَیْنَ یَدَيهِمْ.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
برادران و خواهران، خودم را و همهی شما را مجددا به تقوای الهی توصیه میکنم.
اما مناسبتها
- مناسبت اول اربعين است. پياده روي اربعين از مهمترین مناسک سیاسی عبادی زمان ما شده است. مردم بصیر کشور ما علی رغم نگرانی که از خلوت شدن خیابان داشتند، اما به جهت تحفظ بر عظمت پیاده روی اربعین نزدیک دو ميليون و پانصد نفر تا حالا طبق آمار، مشرف شدهاند به اين زيارت و پياده روي و ما غبطه ميخوريم و واقعا از صميم دل ميگوييم يا ليتنا كنا معكم، كاش ما هم همراه شما زائران امام حسين عليه السلام بوديم. اما عزیزان اين را هم بدانيم سنگر خیابان امروز همطراز پیاده روی اربعین است. اجتماعي است كه يَغيظُ الْكُفَّارَ تعبير آیه 120توبه وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ هر قدمي كه مسلمانان بردارند موجب غيض كفار بشود، خداي متعال آن را عمل صالح مينویسد، مهم اين است، که چه در پياده روي نجف تا كربلا باشيم چه در سنگر خیابان، محتواي زيارت اربعين مد نظرمان باشد: وَ نُصْرَتِي لَكَم مُعَدَّة اي امام حسين علیه السلام مردم حاضر در تنگه خیابان و 20ميليون زائر آمدهاند تا به شما و به امام زمان (عج) بگويند آمادهايم شما را ياري كنيم وَ نُصْرَتِي لَكَم مُعَدَّة. آمدهاند بگویند برای تجدید بیعت با آرمانهای شما یعنی ایستادگی در برابر ظلم بپا خاستهاند. آمدهاند بگویند که خون ثاراللهی امام حسین(علیه السلام) نه سرد نمیشود و نه از جوش و خروش میافتد. آمدهاند بگویند باور داریم وعده الهی درباره پیروزی نهایی حق بر باطل، یک وعده حتمی است. آمدهاند بگویند:
در کربلای این عصر سوگند بر اباالفضل
لبیک یا خامنهای لبیک یا حسین است
- مناسبت بعدی سالروز صدور فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه قاجار در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ است. فرمانی که ثمره قیامی عظیم بود؛ قیامی که ریشه در «نفیِ سبیلِ» استبدادِ قاجاری داشت و پرچم آن را عالمانِ دین برافراشتند. همانگونه که قائد شهیدمان فرمودهاند، در سالهای پیش از مشروطیت، «انجمنهاى علما نقش غالب را داشتند» و «مشروطه را علما راه انداختند، برای رفع استبداد راه انداختند».
امام خمینی (ره) نیز به صراحت تأکید دارند که «در جنبش مشروطیت همین علما در رأس بودند، اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و پیش رفت». این نهضت، بهدرستی، حرکتی برای «قانونمند کردن کشور» در برابر «استبداد و خودسری» شاه و درباریان بود. مردمِ ایران، با هدایتِ علمای بزرگِ نجف و تهران، بهپا خاستند تا «حکومتِ لجامگسیخته پادشاهی را به نظامِ قانونمند دگرگون کنند».
اما این قیامِ عظیمِ مردمی، به دستِ چه کسانی و با چه هدفی از مسیرِ خود منحرف شد؟ اینجا، نقطه عبرتِ تاریخیِ امتِ مبعوث است.
پس از پیروزیِ انقلابِ مشروطه، روشنفکرانِ غربزده و وابسته به استعمارِ انگلیس، «مسیرِ حرکت را تغییر دادند». آنها با تبلیغِ غربیشدن بهعنوانِ تنها راهِ پیشرفت، «بسترهای روی کار آمدنِ رضاخان و شکستِ مشروطه را، که برآمده از حرکتِ دینیِ مردم بود، فراهم کردند». مشروطهای که از «دیگِ پُلوِ سفارتِ انگلیس» سر در آورد به تدریج به ابزاری برای «دینزدایی و حاکمنمودنِ ارزشهای سکولار» تبدیل شد.
در این میان، شیخ فضلالله نوری، مجتهدِ بصیر و آگاه به زمانه، با تمامِ وجود در برابر این انحراف ایستاد. او که از شاگردانِ میرزای شیرازیِ بزرگ بود، بر این باور بود که «تمامِ قوانینِ جامعه باید بر اساسِ احکامِ اسلام تنظیم شوند». او خواستار «مشروطه مشروعه» بود؛ یعنی قانونی که در چارچوبِ شریعت، نه در برابرِ آن، تدوین شود.
جرمِ او چه بود؟ امام خمینی (ره) به زیبایی تبیین میفرمایند: «جرمِ شيخ فضل الله بيچاره چه بود؟ جرمش اين بود كه قانون بايد اسلامى باشد. جرمِ شيخ اين بود كه احكامِ قصاص را غيرانسانى نمىدانست، انسانى مىدانست».
روشنفکرانِ غربزده، که از قدرتِ اجتماعی و مذهبیِ شیخ هراس داشتند او را به مخالفت با مشروطه متهم کردند، در حالی که او «با مشروطه مخالفت نداشت؛ مخالفِ مشروطهای بود که غربزدهها میخواستند». سرانجام، این شهیدِ مظلوم، در ۹ مرداد ۱۲۸۸، به دار آویخته شد. او در آخرین لحظاتِ حیاتش فریاد زد: «اين اساس، مخالفِ اسلام است… محاكمه من و شما مردم بماند پيشِ پيامبرِ محمدبنعبدالله (ص)». با شهادتِ شیخ فضلالله، «پرچمِ استیلایِ غربزدگی بر بامِ ایران» افراشته شد.
این انحراف، در یک فرآیندِ ۱۴ ساله، به «روی کار آمدنِ حکومتِ رضاخانِ میرپنج» منجر شد که «قلدری و خودکامگیِ سیاسی را با غربگرایی و دینگریزی جمع میکرد». همانگونه که قائد شهیدمان فرمودند: «جنبش مشروطه – که يک جنبش ضدّ استبدادي بود – آخر کار به ديکتاتوريِ رضاخاني منتهي شد که از استبدادهاي قاجار، بدتر و شقاوتآميزتر بود».
حکومتِ پهلوی، «خواستِ روشنفکریِ غربگرا – قداستزدایی و عرفیسازی – را تأمین میکرد؛ گرچه خواستِ مردم – عدالت و آزادی در سایه دینداری – را یکسره بر باد میداد». این، همان زندگی جاهلی است که یک ملت را از مسیرِ تمدنِ خودش منحرف میکند و به دامانِ استبدادِ مدرنِ غربزده میاندازد.
- مطلب سوم، سه نکته از پیام رهبر حکیم و شجاع انقلاب خطاب به مردم عزیز است، فرمودند: این حوادث اخیر بیاعتباری امضای رئیسجمهور آمریکا را بیش از پیش آشکار کرد. قرآن میفرماید «لَا أَيْمَانَ لَهُمْ» اینها یمین ندارند، اینها عهد ندارند. ما که علی الاصول میدانستیم اما حوادث اخیر بیاعتباری این امضاء را برای همگان، چه آنهایی که واسطه بودند، چه برای ملت ما، چه برای دیگر ملتها آشکار کرد.
بنابراین راهکار فقط مقاومت و مبارزه است. همانطوری، قائد سوم در پاسخ به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله (4 مرداد 1405)، هم فرمودند: «امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است»
جهاد و مقاومت، هرچند در ظاهر آغشته به رنج و هزینه است، اما در ترازوی حکمت الهی و منطق عقلانی، ارزانترین، عاقلانهترین و ثمربخشترین انتخاب محسوب میشود. همانگونه که بنیاسرائیل با پذیرش هزینههای مبارزه، از قید ذلت جالوت رهیدند و به موهبت رهبرانی چون طالوت و داود(ع) نائل آمدند، تاریخ همواره گواهی داده است که وعدهی قرآنی «لَنَهْدینَّهُمْ سُبُلَنَا» تنها نصیب کسانی میشود که در مسیر جهاد، استقامت به خرج دهند.
بارها از امام شهیدمان شنیدیم: موسی کلیم و یارانش رسیدند به دریا، جلو دریاست، پشت سر فرعون با لشکر انبوهش. ضعیفالایمانها صدایشان درآمد: إِنَّا لَمُدْرَكُونَ؛ کار ما تمام است! اما پاسخ حضرت موسی کلیم این بود: كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي. تازه من عرض میکنم این بیان رهبر معظم که کلام حضرت موسی کلیم را آوردند باز نهایتِ باور ایشان نیست. باور عمیقتر ایشان این آیهی شریفه است: إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا. فرق این دو تا آیه چیست؟ آیتالله جوادی آملی میفرماید: یکی کلام موسی کلیم است، اول خودش را مطرح کرد: إِنَّ مَعِيَ، بعد فرمود: رَبِّي. اما پیامبر اکرم وقتی در غار قرار گرفت، یار او نگران بود، میترسید، کسانی که مسیر را طی میکردند پشت درِ غار رسیدند، حضرت پیامبر اکرم این جمله را بیان کرد: إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا. اول خدا را مطرح کرد، بعد مَعَنَا را. کسانی که از موضع ضعف تحلیل میکند و صحبت از تسلیم و سازش و صلح میکنند و به غلط و از روی ترس، انتقام از نظام سلطه جانی و ظالم و مستکبر نابودکنندهی حرث و نسل را به انتقام شخصی تقلیل میدهند به منطق قرآن برگردند. به آیه 21 سوره مجادله برگردند که فرمود: كَتَبَ اللَّهُ؛ خدا مکتوب کرده است، خدا واجب کرده است: لَأَغْلِبَنَّ؛ حتماً، حتماً، حتماً منِ خدا غالب میشوم، پیروز میشوم؛ أَنَا؛ یعنی منِ خدا، وَ رُسُلِي؛ و انبیای من و کسانی که مسیر انبیا را طی میکنند. به آیهی صد و بیستوپنج آلعمران برگردند: بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا؛ اگر مقاومت کنید، وَ تَتَّقُوا؛ تقوای الهی را پیشه کنید، وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا؛ همین الان آمریکاییها بیایند از زمین و آسمان، اسرائیل بیاید، ناتو و سنتکام بیایند، يُمْدِدْكُمْ؛ خدا مدد میکند شما را، رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ.
نکته دوم، حمایت از سران سه قوه بود. فرمودند: مردم عزیز ما تداوم داشته باشد اعتمادشان به مسئولان دلسوز در هر سه قوه. از این صریحتر نمیشود. برادران و خواهران چه در فضای حقیقی چه در فضای مجازی مخصوصاً در میدان خیابان، عزیزانی که بلندگو دارند، گروه و کانال دارند، نگذارند این فرمایش رهبری زمین بخورد. این فرمایش صریح آقا است: تداوم اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه. نمیگوییم مسئولان ایراد و اشکال ندارند، اما اولا اشکالها را نقد بکنیم نه شایعات را ثانیا نقدی بکنیم که اصل اعتماد را خدشه دار نکند. بدانیم بی اعتماد سازی نقشه شوم دشمن است در پازل دشمن بازی نکنیم.
و نکته سوم اتحاد، اتحاد، اتحاد. فرمودند سران سه قوه دارند تلاش میکنند برای رفاه مردم، برای سعادت مردم، و این تلاششان مشهود است. پس عزیزانی که انتقاد میکنند -ببینید قید زدند آقا- انتقادشان هم مخلصانه است، هم خیرخواهانه است، افراد بصیری هم هستند، مراقب باشند اولا به بیگناهی ظلم نشود. ثانیا این انتقاد وحدت را نشکند.
4. مطلب آخرم در خصوص اراجیفی است که سران نظام سلطه هر روز از سر استیصال بیان میکنند. اخیرا هم ترامپ در یک تویئتی اعلام کرده که نیروهای مسلح ایران ضعیفاند. من وقتی این جمله را دیدم، یاد آیه ۹۱ سوره هود افتادم که به پیامبر بزرگ خدا، حضرت شعیب گفتند: ما تو را ضعیف میدانیم.
« قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ»، بسیاری از مطالبی که میگویی نمی فهمیم. « وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا»، ما تو را آدم ضعیفی در بین خودمان میبینیم. «وَلَوْلَا رَهْطُکَ»، اگر قبیله تو نبودند، «لَرَجَمْنَاکَ»، سنگسارت میکردیم، «وَمَا أَنتَ عَلَیْنَا بِعَزِیزٍ» و تو بر ما پیروز نیستی. پاسخ جناب شعیب این است: « قَالَ يَا قَوْمِ أرَهْطِي أعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ؟» شما قبیله چند نفری من را، با خدای عزیز مقتدر مقایسه میکنید؟
پاسخ ما هم به ترامپ ملعون که نیروهای مسلح ما را ضعیف پنداشته است این است که ای ترامپ، تو که خودت را قوی میدانی، تو که خودت را هوشمند میدانی، بدان! فکر میکردی جمهوری اسلامی با قطر کاری ندارد، چون میانجی بوده است. فکر میکردی با عربستان، ایران کاری ندارد چون پاکستان که میانجی بود، به ما اعلام کرده بود عربستان خط قرمز من است. فکر میکردی که اگر تجهیزاتت را ببری در سفارتخانههایت بگذاری، با سفارتخانه تو کاری نداریم. فکر میکردی سوریه فرامنطقه است، امن است، نیروهایت را آنجا آوردی. فکر میکردی اردن هزار کیلومتر با ایران فاصله دارد، برای تو امن است. اما همین نیروهای مسلح که تو فکر میکنی ضعیفاند، با اقتدار تجهیزات تو را، نیروهای تو را هم در عربستان، هم در قطر، هم در بحرین، هم در سوریه، هم در اردن، هم در اربیل و هم در سفارتخانههای شیطانی تو بِإِذْنِ اللَّهِ در هم کوبیدند. دشمن بداند که هزینه تجاوز به این آب و خاک، روزبهروز سنگینتر میشود و ایران همواره پاسخ «کوبندهتر» را در آستین دارد.
بعضی از مشاوران ترامپ به او گفتند اگر میخواهی در مذاکره دست برتر داشته باشی، باید بعضی از جزایر ایران را تسخیر کنی. ما مردم به ترامپ میگوییم: اولاً، قدرت این مردم ایمانشان است، قدرت این مردم دعای توسلشان است، قدرت این مردم نماز استغاثهشان است، قدرت این مردم سوره فتحشان است. در کنار اینها، رهبر شهید ما با رهبری عالی خودش، نیروی دریایی ما را مجهز کرده است به زیردریاییهای سَبک غدیر که مینریزند، پنهانکارند، اژدرافکنند، مناسب با خلیج فارس. رهبر شهید ما، ما را مسلح کرده به زیردریایی فاتح نیمه سنگین، ۳۵ روز برد عملیاتی دارد، چهار لانچر اژدر دارد، توان شلیک موشک از زیر آب دارد. رهبر شهید ما، ما را مجهز کرده به زیردریایی بعثت اقیانوسپیما، ۱۳۰۰ تن، دارای موشک کروز.
ای آمریکا، موشکهای ضد کشتی ایران منتظر تو هستند. موشک نصر ۹۰ کیلومتر در قایقهای تندرو، موشک نور ۱۲۰ کیلومتر، قادر ۲۰۰ کیلومتر، قدیر ۳۰۰ کیلومتر، قدر ۳۸۰ کیلومتر، ابومهدی ۱۰۰۰ کیلومتر، قایقهای تندروی باوَر، ذوالفقار، آذرخش، سراج، یا مهدی، با توان بالا منتظر نیروهای آمریکایی هستند و علاوه بر اینها، این مردم جانفدا، این خواهران و برادران اعلام میکنند اگر پای کثیف و نجس آمریکاییها به خاک اسلامی ما برسد، زن و مرد و غیور ایران بلایی بدتر از ویتنام بر سر آنها فرود خواهند آورد.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ. اسلام و اسلامیان عزیز بفرما. کفر و شرک و نفاق سرنگون بگردان. روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای عزیز عالیست، متعالی بگردان. روح ملکوتی قائد شهید امت متعالی بگردان. رهبر عزیز امت تا ظهور صاحب الزمان در کنف حمایتت حفظ بفرما. توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان. رژیم منحوس صهیونیستی را ریشه کن و نابود بفرما. سردمداران نظام سلطه ذلیل بفرما. به رزمندگان جبهه مقاومت، مخصوصا مجاهدان سپاه، ارتش، فراجا، مرزبانی، نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، بسیج و مجاهدان مقاومت در اقصا نقاط عالم و کشورهای مختلف نصرت عنایت بفرما. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، ازدواج برطرف بفرما؛ مرضای مسلمین شفای عاجل عنایت بفرما؛ باران رحمتت را شامل حالمان بگردان؛ عفت وحجاب و حیا و غیرت را از جامعه ما نگیر. از بلایای ارضی سمائی حفظ بفرما. عاقبت امرمان خیر بگردان.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾

























































