خطبه اول:
صوت خطبه اول:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ و الثَّناءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين، نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ، نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَشکُرُهُ، نَتَوَسَّلُ اِلَیه وَ نَتَوكَّلُ عَلَيهِ ثُمَّ نُصَلّي و نُسَلِّمُ عَلی حَبِیبِه و نَجِیبِه و خَیرَتِه فِى خَلقِه حَافِظِ سِرِّهِ وَ مُبَلِّغِ رِسَالاتِه بَشِیرِ نِعمَتِهِ وَ نَذِیرِ نَقمَتِهِ، سَيِّدِنا و مُولانا أبِی الْقَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و على آله الاَطیَبِین الاَطهَرین المُنتَجَبِین الهُداةِ المَهدِیِّین سیَّما بَقیّةِالله فى الاَرَضِین و صَلَّی اللهُ على ائمّةِ المُؤمِنین و هُداةِ المُستَضعَفِین و حُماةِ المُؤمنین.
عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ وَ نَفسی بِتَقْوَى اللَّه.
خودم و شما برادران و خواهران نمازگزار را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناهان، سفارش میکنم.
ویژگیهای رهبر سوم انقلاب:
- حضور در جبهه دفاع مقدس هشتساله و شرکت در پنج عملیات بدون معنون بودن به فرزند رئیس جمهور.
- جنبه «سیادت» که همواره از نقاط تاریخی درخشان و مثبت در ذهنیت جامعه ایران محب اهل بیت(ع) بوده است.
- انتساب به خاندان علم و فقاهت.
- فضل علمی و استادی دروس خارج فقه در سالیان طولانی.
- آشناترین و نزدیکترین افراد به نظام فکری و سیره رهبر شهید حضرت امام خامنهای (سادهزیستی، درایت سیاسی، ارتباطات نخبگانی و مردمی، و…)
- جانبازی و شهادت اعضای خانواده، فرزند شهید و همسر شهید، برادر شهید بودن.
- فرزند ارشد نبودن به معنای آن است که فرایند انتخاب رهبری به شیوه مدلهای سلطنتی و انتقال قدرت به پسر اول نبوده است.
- تخلق به معنویت و مکارم اخلاقی و سلوک مؤمنانه تراز.
- مراقبت جدی نسبت به فرهنگ غلط آقازادگی و شهرتهای بیجهت و حاشیهساز. در گمنامی و تواضع آن بزرگوار همین بس که 37سال پدر بزرگوارشان رهبر این مملکت بود اما مردم صدای ایشان را نشنیدهاند.
- منتخب مجلس خبرگان (فقهای نخبه معاصر)
خبرگان مبتنی بر اصول محرز، نظر مبارک امام زمان(عج) را کشف میکنند. یکی از این اصول، اصل قرآنی «اثر تقوا در هدایت» است: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً (انفال: 29)؛ وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً (طلاق: 2)؛ وَ مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یسْراً» (طلاق: 4). بعد از این کشف، خدای متعال زمینههای مقبولیت عمومی این کشف را فراهم میآورد: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مریم: 96) خدای متعال اینگونه اراده کرده که آن ولیّای که قرار است زعامت شیعه را به دست بگیرد، محبتش در قلب مؤمنین قرار گیرد. عقیدهمان این است که خداوند قلبها را هدایت میکند و حضرت ولیعصر(عج) نسبت به نایب عام خودش عنایت ویژه دارد.
- مورد هجمه دشمن که میتواند ملاکی برای احراز حقانیت باشد.
یکی از ملاکهای حق و باطل این است که ببینیم دشمن کجا را نشانه گرفته و میزند. دشمن بیش از دو دهه است که نگران جانشینی آیت الله سید مجتبی خامنهای است؛ و در این راستا از هیچ اقدامی در تخریب و تحریف شخصیت ایشان کوتاهی نکرده است. در واقع در این فرایند دشمن میآید و گزینهها را رصد میکند که بین گزینهها، کدام فقیه جامع الشرایطی برای جبهه کفر و برای طاغوت خطرناکتر است؟ آنها با علم به این نکته، نسبت به شخصیت رهبر سوم انقلاب، هجمه تبلیغاتی و رسانهای داشته و دارند.
- آگاهی از جزئیات مسائل حاکمیتی و اشراف به تاریخ انقلاب:
کشور ما در حال حاضر، در وسط جنگ ترکیبی (اعم از جنگ سیاسی، رسانهای، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی) و درگیر پیچیدگیهای سیاسی عجیبی است. راهبری کشور و رهبری نظام در این شرایط حساس، نیازمند وجود کسی است که علاوه بر شأنیت علمی، تجربه لازم و اشراف کامل به جزئیات اداره کشور و مسائل داخلی و خارجی را داشته باشد. از مزیتهای منحصر بهفرد آیت الله سیدمجتبی خامنهای، دستیاری و مشاورت چندین ساله در کنار رهبر شهید انقلاب بوده است. ایشان یک تاریخ انقلاب جامع و کامل در تعامل با دولتهای مختلف است. این مزیت با موارد و مصادیقی که بخواهد از صفر شروع کند، بسیار متفاوت است.
- متعارف بودن انتقال امر زعامت از پدر به پسر در تاریخ و فرهنگ تمدنی مکتب تشیع به لحاظ احراز شایستگیها و کفایتهای لازم(نه موروثیت)؛ نظیر انتقال زعامت از
جناب عثمان بن سعید (نائب اول در عصر غیبت صغری) به فرزندش جناب محمد بن عثمان (نائب دوم)
صدوق اول به فرزندش صدوق دوم
شیخ طوسی (شیخ الطائفة) به فرزندش ابوعلی طوسی (مفید ثانی)
علامه حلی به فرزندش فخر المحققین
ملامهدی نراقی به فرزندش ملااحمد نراقی
علامه مجلسی اول (محمدتقی) به فرزندش مجلسی دوم (محمدباقر)
آیت الله سیّد صدرالدین صدر (از مراجع ثلاث) و فرزندش امام موسی صدر (رهبر شیعیان لبنان).
ثانیا در عرف سیاسی جهان نیز، چنین امری متداول است هرچند این نکته به معنای تأیید ماهیت یا عملکرد دولتها نیست، به عنوان نمونه:
آمریکا
جورج بوشِ پسر (رئیسجمهور چهلوسوم) پس از پدرش.
حضور همزمان برادران کندی در مناصب عالی اجرایی و قضایی.
کانادا
جاستین ترودو پس از پدرش (پیر ترودو)، نخستوزیر بود.
ژاپن
شینزو آبه(رکورددار نخستوزیری در تاریخ مدرن)، نوه نخستوزیر اسبق (نوبوسوکه کیشی) بود.
کره جنوبی
پارک گونهه(دخترِ معمار جهش اقتصادی کره (پارک چونگهی))، به ریاستجمهوری رسید.
سنگاپور
لی هسین لونگ که با تکیه بر میراث پدرش (لی کوآن یو)، کشورش را در رده برترین اقتصادهای جهان حفظ کرد.
هند
حضور متوالی جواهر لعل نهرو، دخترش ایندیرا گاندی و نوهاش راجیو گاندی در عالیترین سطوح قدرت.
لبنان
سعد حریری فرزند رفیق حریری، هر دو از نخست وزیران این کشور.
مطلب پایانی این خطبه بیان این نکته است که شیوه انتخاب رهبر سوم انقلاب، شبیه یک معجزه بود.
کشور بالاخره با مسئله رهبر سوم، مواجه میشد؛
اما تقدیر خدای متعال و تدبیر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف،
چنین رقم خورد که این اتفاق، به بهترین شکل محقق شود و رهبر جدیدمان، به صورت جامع الطریقین انتخاب شوند.
هم به شیوه انتخاب خبرگانی که برای امام شهیدمان در سال ۶۸ صورت گرفت.
و هم به شیوه انتخاب مردمی که برای امام راحل در سال ۵۷ اتفاق افتاد.
انتخاب حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنهای، هم «شوراآفرین» بود و هم «شورآفرین»، هم مجمع الخواصی و هم اجماع العمومی
آنچه از شور و استقبال مردم از خبر انتخاب ایشان در تلویزیون دیدیم، یک درصد از واقعیت صحنه بود.
«یفرح المؤمنون بنصر الله» و «یئس الذین کفروا» اتفاق افتاد.
انتخاب ایشان یعنی «لیطمئن قلبی» همهی ما به فرمایش امام زمان(ع): «إنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ».
به همین خاطر، باید اهل سوره فتح باشیم: «اذا جاء نصر الله و الفتح…»، مغرور نشویم و اهل تضرع به درگاه الهی باشیم
این انتخاب، مصداق «أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ» است
پس باید اهل «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ» باشیم، تا خدا نعمتش و فضلش را مستمرا برایمان کامل کند.
دست خدا عیان شد/خامنهای جوان شد
دست خدا بر سر ایران ما/رهبر ما سیدنا المجتبی
دست خدا برتر است/خامنهای رهبر است
به لطف صاحبْزمان/خامنهای شد جوان
اللهم عجل لولیک الفرج. امام امت، مراجع درگذشته، مرحوم آیت الله العظمی خویی و علمای سلف شهرمان مخصوصا امامین جمعه فقیدمان مرحوم حاج آقای نجمی و حاج آقای شکوری را غریق رحمت فرما.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ * اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انحَر * اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الاَبتَرُ.
خطبه دوم:
صوت خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ و الصلاةُ و السلامُ علي خَيرِ خَلقِهِ و اَشرَفِ بَرِيَّتِه حَبیبِنا و حَبيبِ اِلهِ العَالمِين أَبِی القَاسمِ محمد و على آله الأطيبين الأطهرين. اَللَّهُمَّ صَلِّ و سَلِّم عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ حَبیبَتِه الزَّهْرَاءِ المَرضِیَّةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ، وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سِیِّدِ الْعابِدِینَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقرِ عِلمِ النَّبِیِّین وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادِقِ البَارِّ الاَمِین وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الکاظمِ الطاهرِ الطُهر وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا المُرتَضَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ التَّقی الجَواد وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِی النَّاصِحِ الْأَمِین وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الذَّکِی العَسکَری والحُجَّةِ بنِ الحَسنِ َالْخَلَفِ الْقَائِمِ الْهَادِي الْمَهْدِيّ حُجَجِكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَ أُمَنَائِكَ فِي بِلادِكَ، صَلاةً كَثِيرَةً دَائِمَةً نَامِيَةً بَاقِيَةً تَامَّةً تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّا نَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ نُوَالِي وَلِيَّهُمْ وَ نُعَادِي عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنا بِهِمْ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنّا بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَهْوَالَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنا من أَعْوَانِهِم و شِيعَتِهِم و مُحِبِّیهِمْ وَ المُسْتَشْهَدينَ بَیْنَ یَدَيهِمْ.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
بندگان خدا مجددا خودم و شما را به رعایت تقوای الهی، انجام واجبات و ترک محرمات سفارش میکنم.
- نکته اولم در خصوص یوم الله روز قدس است:
امام خمینی (رضوان الله علیه) فرمودند: «جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت» (صحیفه نور، ج21، ص94)؛ و امام شهیدمان، امام خامنهای (قدس سره) فرمودند: «همهی دنیای اسلام باید قضیهی فلسطین را قضیهی خود بداند؛ این، کلید رمزآلودی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی میگشاید» (25/01/1385).
سالها قبل از انقلاب اسلامی، در سال 1348 شمسی (۱۳۹۰ قمری) که مرحوم آیت الله العظمی خویی در بیمارستان ابنسینای بغداد جهت معالجه بستری شده بود، جمعی از علمای نجف به عیادت ایشان رفته بودند. در آنجا سخن از فلسطین به میان آمد. آیت الله العظمی خویی فرموده بودند: فتح و آزادی فلسطین به دست شیعیان پیرو اهل بیت (علیهم السلام) انجام خواهد شد. همه علمای حاضر در مجلس از این پیشگویی تعجب کردند و سؤال کردند از کجا میگویید؟ آیت الله العظمی خویی فرمودند: از آیات اولیۀ سورۀ روم.
آنچه از آیات ابتدایی سوره روم با روایتی از امام صادق(علیه السلام) میتوان استنباط کرد این است که وعده قطعی الهی پیروزی نهایی مؤمنان بر اسرائیل خبیث است. ارتباط این آیات با سوره اسراء و وعده سرکوب نهایی بنیاسرائیل توسط بندگان خاص خدا بر این مطلب دلالت میکند که این پیروزی، وعده قطعی و تخلفناپذیر خداوند به مؤمنان راستین است و دشمنان و غافلان از درک آن عاجزند.
من از مفصل این قصه مجملی گفتم/تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
توضیح مفصل این مطلب را در سایت و کانال بارگزاری میکنند عزیزانی که علاقمند هستند، مطالعه نمایند.
- مطلب دوم خطبه در خصوص آثار مقاومت مردم بصیر و شجاع ایران است:
۱. ثبات ساختار نظام سیاسی: دشمن فهمید که ساختار نظام سیاسی ایران، که امام راحل(ره) بنیان نهاد و امام شهیدمان (قدس سره) آن را مستحکم کردند، چنان قوی است که با حذف یک شخصیت، دچار فروپاشی نمیشود. این بزرگترین دستاورد بود. برخلاف بسیاری از کشورها که با حذف رهبرشان متلاشی میشوند، ایران ایستادگی کرد.
شهادت، هم برای «شهید» و هم برای «ملت شهیدداده»، سراسر خیر و برکت و «انفتاح» (گشایش) است. جنگ روایت بزرگ، دقیقاً همینجاست. شیطان و جنود شیطان، «شهادت» را منشأ انسداد و شروع فرایند شکست القا میکنند. کار دشمن (شیطان و جنود شیطان) دلهره افکندن است. کار دشمن این است که بترساند و ناامید کند؛ این اختصاص به امروز هم ندارد، همیشه بوده است؛ در طول تاریخ چنین بوده است.
اما بشارت شهدا، باطلکننده این القای انسداد است: «أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ» یعنی: نترسید، نگران نباشید، ناامید نشوید. نه تنها شکست ندارید، بلکه در مقدرات شما پیروزی نوشته شده است. هیچ انسدادی نیست، مسیر باز است. انفتاح دارید، نه انسداد.
بعد از جنگ اُحد، که مسلمانان شهید دادند و کسی مثل حضرت حمزه سیدالشهدا به شهادت رسید و در کلیت جنگ، بهظاهر مسلمانان شکست خوردند و در حقیقت «عدمالفتح» داشتند، افراد نفوذی آمدند میان مردم و گفتند که لشکر بیرون مدینه منتظر است تا به شما حمله کند، پس از آنان بترسید.(إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم). پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دستور جهاد دادند. همین خستهها و مجروحها، به امر ولایت به میدان برگشتند، شمشیر دست گرفتند و رفتند بیرون و آن جمعی از دشمن که در نزدیکی مدینه اجتماع کرده بودند، با شنیدن آمدن مسلمانان پا به فرار گذاشتند و بدون اینکه جنگی صورت گیرد مسلمانان پیروز شدند. در دو جا مسلمانان به نصرت الهی بدون جنگ به فتح رسیدند یکی در اینجا روز بعد جنگ احد که معروف به غزوه حمراءالاسد است و یکی در جنگ احزاب. در حمراءالاسد در مقابل ترساندن عدهای منافق و ضعیف الایمان خداوند در مورد مؤمنین میفرماید: فَزادَهُم إیماناً وَ قالوا حَسبُنَا اللَّهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ(173 آلعمران). در داستان نبرد حضرت طالوت با جالوت هم وقتی القاء ترس کردند و گفتند «لا طاقَةَ لَنَا الْیوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ»؛ مؤمنین حقیقی (الَّذینَ یظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ) اولا با عزم و باور راسخ گفتند: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ». امروز هم در کف خیابان مردم مؤمن و شجاع ایران حتی زیر بمباران در بعضی شهرها با همان ایدوئولوژی مشی میکنند. فلذا تا هر زمان که لازم باشد در خیابان خواهیم ماند.
برای حفظ ایران/ سنگر ما خیابان.
۲. شکست توهم فروپاشی: توهم فروپاشی هشتساعته و چهارروزه ایران، هم در ذهن مردم داخل و خارج و هم در محاسبات دشمنان، برای همیشه از بین رفت.
نصر من الله و فتح قریب/مرگ بر آمریکای مردم فریب
۳. احیای شبکه مقاومت: برخلاف تصور برخی که پس از سقوط سوریه و شهادت سیدحسن نصرالله، مقاومت را تمام شده میپنداشتند، این شبکه نه تنها ضعیف نشد که قویتر هم شد. حزب الله با عملیاتهای خود شهرکهای شمالی را ناامن کرده و حشدالشعبی نیز وارد عمل شده است. جبهه مقاومت زنده و فعال است.
۴. درهم شکستن امنیت حاشیهنشینان: کشورهای حاشیه خلیج فارس که خود را در امنیت کامل میپنداشتند و پایگاههای خود را در اختیار دشمن قرار میدادند، فهمیدند که امنیت یکپارچه است. اگر امنیت ما نباشد، امنیت آنها نیز برقرار نخواهد ماند.
- مطلب سوم این خطبه پیامها و نکات خاص و راهبردی در نخستین بیانیه رهبر انقلاب:
- «آیتِ جایگزین؛ نه شخص، بلکه ملت»
برخلاف سنت معمول که آیه «مَا نَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ…» را به جایگزینی یک رهبر با رهبر دیگر تعبیر میکنند، ایشان با فروتنیِ تشکیلاتی، خود را لایق برتری بر رهبر شهید ندانستهاند. ایشان تأکید کردند که آن «خیرٌ منها» (آن چیزی که بهتر از نعمت قبلی است)، حضورِ عمارگونه و آگاهیِ مضاعف مردم است که در غیاب رهبری، کشور را حفظ کردند. این یعنی انتقال ثقل قدرت از «شخص» به «اراده عمومیِ مؤمنانه».
- «اشتراک در داغ؛ رهبری از درون سنگر رنج»
ایشان با فاش کردن شهادت همسر، خواهر، برادرزن و فرزند خواهرشان، خود را در صف اول آسیبدیدگان جنگ قرار دادند. این پیام، فاصله میان «حاکم» و «رعیت» را از بین میبرد. ایشان با این کلام میگویند که انتقام من، شخصی نیست بلکه من و شما در یک سنگر، عزیزانمان را از دست دادهایم. این موضوع، مشروعیت عاطفی بینظیری ایجاد میکند.
- «دکترین غرامت؛ فراتر از تنبیه نظامی»
در این متن، برای اولین بار از ادبیات «اخذ غرامت مالی» استفاده شده است. پیام خاص این است که از این پس، هزینه جنگ برای دشمن فقط نظامی نخواهد بود؛ بلکه جمهوری اسلامی خود را مجاز میداند که یا اموال دشمن را مصادره کند و یا در صورت عدم امکان، به همان میزان به زیرساختهای اقتصادی دشمن ضربه بزند. این یک «پدافند اقتصادی تهاجمی» است.
- «تفکیکِ خاک همسایه از پایگاه بیگانه»
پیام خاص به کشورهای منطقه این است: «ما با شما نمیجنگیم، اما جغرافیای شما را هم برای دشمن امن نمیگذاریم.» این یک مرزبندی جدید در حقوق بینالملل است؛ ایران اعلام کرده که حاکمیت ملی همسایگان محترم است، اما به شرطی که آن حاکمیت، پوششی برای تجاوز دشمن نباشد. این پیام، همسایگان را بر سر دوراهی سختِ «اخراج آمریکا» یا «تحمل ضربات جراحیشده ایران» قرار میدهد.
- «تنگه هرمز؛ اهرمِ فعال، نه تهدیدِ معلق»
در حالی که در دهههای گذشته انسداد تنگه هرمز بیشتر یک تهدید بازدارنده بود، در این پیام به عنوان یک «اهرم در حال استفاده» و قطعی ذکر شده است. این نشاندهنده عبور از مرحله صبر استراتژیک به مرحله «اقدام استراتژیک» در حوزه انرژی جهانی است.
- «حقِ انتقامِ فردی؛ هر شهروند یک پرونده»
ایشان سطح انتقام را از «رهبران» به «تکتک آحاد ملت» تسری دادهاند. این پیام که «هر عضوی از ملت که شهید شود، خود موضوعی مستقل برای انتقام است»، به معنای ارزشمند شمردن جانِ تکتک ایرانیان و پیوند زدن امنیت ملی به امنیت فردیِ هر شهروند (حتی در دورترین نقاط مثل میناب) است.
- «مدرسه شجره طیبه میناب؛ نمادِ خط قرمزِ خونِ کودکان»
تأکید ویژه بر نام یک مدرسه خاص، نشاندهنده تغییر در سیستم اطلاعاتی و عملیاتی است؛ یعنی رهبری جدید بر روی «جزئیاتِ جنایات» تمرکز دارد و اجازه نخواهد داد خونهای ریخته شده در حاشیه کشور، در هیاهوی جنگ فراموش شود.
این پیامها در کنار هم، تصویری از رهبریِ «مردمباور، صریح در نبرد، و قاطع در بازپسگیری حق» را ارائه میدهد که در آن، میدان و دیپلماسی به طور کامل با هم ادغام شدهاند.
متن کامل بیانات قائد امت حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنهای(مدظلهالعالی):
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مَا نَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ اَوْ مِثْلِها.
اَلسَّلامُعَلَیکَ یا داعِیَاللهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ، اَلسَّلامُعَلَیکَ یا بابَاللهِ وَ دَیّانَ دینِهِ، اَلسَّلامُعَلیکَ یا خَلیفَةَاللهِ و ناصِرَ حَقِّهِ، اَلسَّلامُعَلیکَ یا حُجَّةَاللهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِه؛ اَلسَّلامُعَلیکَ اَیُّهَا المُقَدَّمُ المَأمُول؛ اَلسَّلامُعَلیکَ بِجَوامِعِ السَّلام؛ اَلسّلامُعَلیکَ یا مَولایَ صاحِبَ الزَّمان.
در آغاز کلام باید به سرورم عجلالله تعالی فرجه بمناسبت شهادت جانسوز رهبر عظیمالشان انقلاب خامنهای عزیز حکیم تسلیت عرض کنم و از آنحضرت دعای خیر برای یکایک ملت بزرگ ایران و بلکه همه مسلمین جهان و همه خدمتگزاران اسلام و انقلاب و ایثارگران و بازماندگان شهداء نهضت اسلامی و بخصوص جنگ اخیر و برای خود حقیرم را تقاضا نمایم.
قسمت دوم کلام من با ملت بزرگ ایران است. ابتدائاً باید وضع و موقف خود در باب رای مجلس محترم خبرگان را مختصراً بیان نمایم. این خادم شما سیدمجتبی حسینی خامنهای همزمان با شما و از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجهی رای مجلس محترم خبرگان مطلع شدم. برای بنده تکیه زدن بر جائی که محل جلوس دو پیشوای عظیمالشان، خمینی کبیر و خامنهای شهید بوده کاری سخت است. زیرا این کرسی سابقه جلوس کسی را دارا است که بعد از بیش از ۶۰ سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذائذ و راحتیها، به گوهری تابناک و چهرهای ممتاز نه فقط در عصر حاضر بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود.
من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند. در این مجال اکتفاء بهمین مجمل نموده، تفاصیل را واگذار به موقعیتهای مناسب دیگری میکنم. این است علت سختی تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنین کسی، تتمیم این فاصله تنها با استعانت از حضرت حق و یاری شما مردم ممکن است.
در ادامه لازم است نکتهای را که ربط مستقیمی به اصل کلام بنده دارد مورد تاکید قرار دهم. آن نکته این است که از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصهها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت وا داشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. آیهای که در صدر این نوشتار روآوردندآوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود.
مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت. برای اینکه این معنا بهتر صورت تحقق پیدا کند، اولاً باید به یاد خداوند تبارک و تعالی و توکل بر حضرتشان و توسل به انوار طیبه معصومین صلواتالله علیهم اجمعین چون اکسیر اعظم و کبریت احمری نگریسته شود که تضمین کننده انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن است. این مزیت عظیمی است که شما واجد آن و دشمنانتان فاقد آن هستند.
ثانیاً باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا میکند خدشهای وارد نشود. این امر با صرف نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.
ثالثاً باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید و چه بصورت انواع نقش آفرینیهای مؤثر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتی امنیتی. مهم اینست که نقش صحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی به خوبی درک و تا حد ممکن به اجراء گذاشته شود. یکی از وظایف رهبری و بعضی مسئولین دیگر گوشزد کردن بعضی از این نقشها به آحاد یا اقشار جامعه است. از این رو اهمیت حضور در مراسم روز قدس ۱۴۴۷ را یادآور میشوم که باید عنصر دشمنشکنی در آن مورد توجه همگان باشد.
رابعاً از کمک و یاری به یکدیگر فروگذار نکنید. بحمدالله خصلت همیشگی بیشتر ایرانیان جز این نبوده و انتظار می رود که در این روزهای خاص که طبعاً بر بعضی از آحاد ملت سختتر از بقیه میگذرد، این مطلب جلوه بیشتری داشته باشد. در همین مجال از دستگاههای خدماتی میخواهم که در این جهت از هرگونه یاری و اعانت به آن آحاد عزیز ملت و به ساختارهای مردمی امدادی دریغ ننمایند.
اگر این جهات مراعات شود راه وصول شما ملت عزیز به روزهای عظمت و شکوه هموار خواهد بود. نزدیکترین مصداق آن می تواند باذن الله ظفر بر دشمن در جنگ فعلی باشد.
قسمت سوم کلام بنده، تشکر صمیمانه از رزمندگان شجاعمان است که در شرائطی که ملت و وطن عزیزمان بطور مظلومانهای مورد تهاجم روؤس جبهه استکبار قرار گرفته، با ضربات کوبنده خود راه دشمن را سدّ کردهاند و آنان را از توهم امکان تسلط بر میهن عزیز و احیاناً تجزیه آن خارج نمودهاند.
برادران عزیز رزمنده! خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و به شدت در آن آسیبپذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.
همچنین از رزمندگان جبهه مقاومت تشکر صمیمانه دارم. ما کشورهای جبهه مقاومت را بهترین دوستان خود میدانیم و امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزئی جدائیناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است. بیتردید همراهی اجزاء این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از فتنه صهیونی را کوتاهتر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن دست از دفاع از مردم مظلوم غزه برنداشت و حزبالله فداکار علیرغم همه موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.
در قسمت چهارم روی سخن بنده با کسانی است که در این چند روز بنوعی آسیب دیدهاند. چه آنانکه داغ شهادت عزیز یا عزیزانی را تجربه کرده باشند؛ چه کسانیکه دچار مجروحیت شده باشند و چه افرادی که به خانه و کاشانه یا محل کسب و کارشان صدمه وارد شده باشد. در این قسمت اولاً همدردی عمیق خود را با بازماندگان شهداء والا مقام اعلام میدارم. این بر اساس تجربه مشترکی است که من با این بزرگواران دارم؛ به غیر از پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده، همسر عزیز و باوفایم را که امیدها به ایشان داشتم و خواهر فداکارم که خود را وقف خدمت به والدینش کرده بود و عاقبت مزد خود را گرفت و همچنین طفل خردسالش را و همسر خواهر دیگرم که انسانی عالم و شریف بود را به کاروان شهداء سپردهام. اما آنچه صبر بر مصائب را ممکن و حتی آسان میسازد، توجه به وعده حتمی و قطعی الهی بر اجری پر ارج برای صابران است. لذا باید صبر کرد و به لطف و دستگیری حضرت حق جل و علا، امید و اعتماد داشت.
ثانیا این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است. البته مقدار محدودی از این انتقام تا بحال صورت عینی پیدا کرده است ولی تا حد کامل آن حاصل نشود همچنان این پرونده در روی بقیه پروندهها خواهد بود و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت. لذا جنایتی که دشمن بطور عامدانه در مورد مدرسه شجره طیبه میناب و بعضی موارد مشابه مرتکب شده، شان خاصی در این رسیدگی دارد.
ثالثا حتما جانبازان این حملات باید خدمات درمانی مناسبی را بطور رایگان دریافت نموده و از بعضی مزایای دیگر بهرهمند گردند.
رابعاً تا جائی که وضع فعلی اجازه دهد باید برای جبران خسارتهای مالیِ وارد آمده به امکنه و اموال شخصی اقدامات کافی، تعریف شده و مورد اجراء واقع شود. دو مورد اخیر به منزله تکلیفی لازمالاجراء برای مسئولین محترم است که باید آن را اجراء کرده و گزارش آن را به بنده بدهند.
نکتهای که باید گوشزد نمایم این است که به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند باندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.
قسمت پنجم کلام، خطاب به سران و ردههای مؤثر در بعضی از کشورهای منطقه است. ما با ۱۵ کشور همسایگی خاکی یا آبی داریم و همیشه مایل به ارتباط گرم و سازنده با همه آنان بودهایم و هستیم. لکن دشمن از سالها قبل بتدریج پایگاههائی اعم از نظامی و مالی را در بعضی از این کشورها احداث کرده تا تسلط خود بر منطقه را تامین نماید. در هجوم اخیر، بعضی از پایگاههای نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همانطور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاهها را مورد حمله قرار دادهایم. از این پس بازهم بناچار این کار را ادامه خواهیم داد؛ گرچه همچنان معتقد به لزوم دوستی بین خود و آن همسایگانمان میباشیم. این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاهها را تعطیل کنند؛ چون لابد تا بحال فهمیدهاند که ادعای برقراری امنیت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است.
این امر باعث میشود تا با ملتهای خودشان که عموماً از همراهی با جبهه کفر و رفتار تحقیرآمیز آن ناراضی هستند، پیوند بیشتری پیدا کرده و بر ثروت و قدرتشان افزوده شود. باز تکرار میکنم نظام جمهوری اسلامی بدون اینکه بخواهد سلطه و استعماری را در منطقه راه بیاندازد، برای اتحاد و رابطه متقابل گرم و صمیمانه باهمه همسایگان آمادگی کامل دارد.
در قسمت ششم کلام، روی سخنم با رهبر شهیدمان است. رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضان المبارک به شما اعطا فرمودند. مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید و خم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود.
امیدواریم از قِبَل مقام قربی که در جوار انوار طیبه و صدیقین و شهداء و اولیاء برایتان فراهم گشته، باز هم به فکر پیشرفت این ملت و همهی ملتهای جبهه مقاومت بوده باشید و برای آن وساطت نمائید؛ همچنان که در حیات دنیوی خود چنین بودید. ما با شما عهد میبندیم که برای اعتلاء این پرچم که پرچم اصلی جبهه حق است و برای وصول به مقاصد مقدس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.
در قسمت هفتم از همه بزرگوارانی که بنده را مورد حمایت خود قرار دادهاند از جمله مراجع عظام تقلید و شخصیتهای مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و از آحاد مردم که در تجمعات پرشکوهی برای ابراز بیعت مجدد با نظام حاضر شدهاند و همچنین از مسئولین قوای ثلاثه و شورای موقت رهبری بخاطر حُسن تدابیر و اقدامات تشکر مینمایم.
امیدوارم الطاف خاصه الهیه در این ساعات و ایام پرفیض شامل همه ملت ایران و بلکه همه مسلمین و مستضعفین عالم شود.
و در نهایت از سرورمان عجلالله تعالی فرجه الشریف تقاضا میکنم دراین باقیمانده از مدت لیالی و ایام قدر و ماه مبارک رمضان از درگاه حضرت حق جل و علا، برای ملت ما غلبه قاطع بر دشمن و همچنین عزت و وسعت و عافیت و برای رفتگانشان مقامات و عافیت اخروی را طلب نمایند.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته و تحیاته
وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد/ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد
ما همه سرباز توائیم خامنهای/گوش به فرمان توائیم خامنهای
اللهم عجل لولیک الفرج. اسلام و اسلامیان عزیز بفرما. کفر و شرک و نفاق سرنگون بگردان. روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای عزیز عالیست، متعالی بگردان. روح ملکوتی قائد شهید امت متعالی بگردان. شهدای جنگ 12روزه، شهدای کودتای اخیر، شهدای جنگ رمضان غریق رحمتت بفرما. قائد جدید امت تا ظهور صاحب الزمان در کنف حمایتت حفظ بفرما. توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان. موشکهای و پهپادهای ما را مصداق آیه «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» قرار ده. رژیم منحوس صهیونیستی را ریشه کن و نابود بفرما. سردمداران نظام سلطه مخصوصا آن دو احمق خبیث را ذلیل بفرما. به رزمندگان جبهه مقاومت، مخصوصا مجاهدان سپاه و ارتش و فراجا و مرزبانی و نیروهای امنیتی و بسیج و مجاهدان مقاومت در اقصا نقاط عالم و کشورهای مختلف نصرت عنایت بفرما. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، ازدواج برطرف بفرما؛ مرضای مسلمین شفای عاجل عنایت بفرما؛ باران رحمتت را شامل حالمان بگردان؛ عفت وحجاب و حیا و غیرت را از جامعه ما نگیر. از بلایای ارضی سمائی حفظ بفرما. عاقبت امرمان خیر بگردان.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾






