صوت سخنرانی خطبه اول 26 تیرماه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ و الثَّناءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين، نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَشکُرُهُ و نَتَوَسَّلُ اِلَیه وَ نَتَوكَّلُ عَلَيهِ، ثُمَّ نُصَلّي و نُسَلِّمُ عَلی حَبِیبِه و نَجِیبِه، سَيِّدِنا سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين أَبِی الْقَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و على آله الاَطیَبِین الاَطهَرین المُنتَجَبِین الهُداةِ المَهدِیِّین سیَّما بقیّةِالله فى الاَرَضِین و صَلَّی اللهُ على ائمّةِ المُؤمِنین و هُداةِ المُستَضعَفِین و حُماةِ المُؤمنین.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
در دویست و سی و نهمین خطبه، خودم و شما را به رعایت تقوا و دوری از گناهان و التزام به واجبات سفارش میکنم.
عوامل نگونبختی یزید ملعون
(به مناسبت ایام اسارت اهل بیت (علیهم السلام) در شام؛ اول صفر)
تلخترین حادثه تاریخ، اسارت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله پس از فاجعه کربلا است. اوج این حادثه تلخ، هنگامی است که آل الله وارد شهر شام و بعد از آن وارد کاخ یزید شدند و دیدند یزید به سر مبارک سیدالشهداء علیه السلام بدترین جسارتها را روا میدارد: «لَمَّا دَخَلَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ ع وَ حَرَمُهُ عَلَى یزِیدَ وَ جِیءَ بِرَأْسِ الْحُسَینِ ع وَ وُضِعَ بَینَ یدَیهِ فِی طَسْتٍ فَجَعَلَ یضْرِبُ ثَنَایاهُ بِمِخْصَرَةٍ كَانَتْ فِی یدِهِ وَ هُوَ یقُولُ: لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلَا، خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْی نَزَل…»(الإحتجاج، ج2، ص307). حضرت عقیله بنیهاشم زینب کبری سلام الله علیها با دیدن این صحنه دردناک، عملیات ویژه تبیین خویش را آغاز کرد و خطبه تاریخی خود را بیان فرمود. نکته قابل توجه آن که حضرت خطبه خود را با آیهای شاخص از قرآن کریم شروع کرد و در حقیقت براعت استهلال این خطبه عظیم، آیه دهم سوره مبارکه روم شد: «فَقَامَتْ زَینَبُ بِنْتُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَقَالَتْ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ صَدَقَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ كَذَلِكَ یقُولُ “ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یسْتَهْزِؤُن”»(لهوف، ص181).
آیهای محوری و شاخص در قرآن کریم
معنای آیه مبارکه عبارت است از: «سرانجام كسانى كه اعمال بد انجام دادند بجایى رسید كه آیات خدا را تكذیب كردند، و از آن بدتر به استهزاء و مسخره كردن آن برخاستند». آرى گناه روح ایمان را از بین مىبرد، و كار به جایى مىرسد كه انسان سر از تكذیب آیات الهى در مىآورد، و از آن هم فراتر مىرود، و او را به استهزاء و سخریه پیامبران و آیات الهى وامىدارد، و به مرحلهاى مىرسد كه دیگر هیچ وعظ و اندرز و انذارى مؤثر نیست و جز تازیانه عذاب دردناك الهى راهى باقى نمىماند!
یك نگاه به صفحات تاریخ زندگى بسیارى از یاغیان و جانیان نشان مىدهد كه آنها در آغاز كار چنین نبودند حداقل نور ضعیفى از ایمان در قلب آنها مىتابید ولى ارتكاب گناهان پى در پى سبب شد كه روز به روز از ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله كفر برسند.
حضرت زینب سلام الله علیها هنگامى كه دید یزید با گفتن كلمات كفرآمیز(لعبت هاشم بالملك) همه چیز را به سخریه گرفته، با خواندن این آیه چنین هشدار فرمود: اگر تو امروز با این اشعار كفرآمیز اسلام و ایمان را انكار مىكنى و به نیاكان مشركت كه در جنگ بدر بهدست مسلمانان كشته شدند مىگویى اى كاش بودید و انتقامگیرى مرا از خاندان بنىهاشم مىدیدید، جاى تعجب نیست این همان چیزى است كه خدا فرموده كه مجرمان سرانجام آیات ما را تكذیب مىكنند.
عوامل سیاهبختی سرنوشت یزید
در یک تحلیل میتوان گفت در حقیقت یزید را چهار چیز بدبخت کرد. این چهار چیز در حدیثی گرانقدر از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله بیان شده است: «أَرْبَعَةٌ فِی الذَّنْبِ شَرٌّ مِنَ الذَّنْبِ الِاسْتِحْقَارُ وَ الِافْتِخَارُ وَ الِاسْتِبْشَارُ وَ الْإِصْرَارُ؛ چهار عمل در گناه، بدتر از خود گناه است: کوچکشمردن گناه، افتخارکردن به گناه، شادمانیکردن به گناه و اصرار بر گناه»(مستدرك الوسائل، ج11، ص349). گناه به خودی خود، بد است؛ اما به بیان نبوی صلی الله علیه و آله چهار چیز زشتی، بدی، نکبت، شومی و نحسی گناهان را بیشتر میکند. علت این بیان این است که گناه خودش فساد است اما این چهار چیز، آن را تبدیل به افساد میکنند و موجبات اشاعه فساد را فراهم مینمایند.
الف) کوچکشمردن گناه
اصل گناه، اعم از کوچک و بزرگ، در حقیقت گستاخی در برابر فرامین و نواهی خداست و چه بسیار گستاخیها که انسان بهدلیل کوچک و بیاهمیت شمردن گناهان انجام میدهد. فرض کنید کسی مال شما را به ناحق برداشته باشد. وقتی به او اعتراض کنید، در جواب شما بگوید: «مگر اخبار را گوش نمیکنی؟ ندیدی فلان شخص سه میلیارد اختلاس کرده است؟». این بدترین گناه است؛ چنانکه امیرالمؤمنین(علیه السّلام) فرموده است: «أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ»(نهجالبلاغة، حکمت234)؛ بدترین گناه، این است که صاحبش آن را سست و کوچک بشمارد». مانند اینکه فردی در ماه رمضان در ملأ عام سیگار میکشد. وقتی به او اعتراض کنید، میگوید: «حالا دو تا نخ سیگار هم در ماه رمضان در خیابان کشیدیم، مگر عرش خدا زمین میآید؟». چنین فردی از حکم و دستور صریح الهی سرپیچی کرده و مرتکب گناه شده است و آن را ناچیز و کوچک میداند. خدا از چنین انسانهایی که میخواهند گناهشان را حقیر و کوچک نشان دهند، بیزار است.
کوچک شمردن گناه به دو صورت اتفاق میافتد:
- مقایسه کردن: برای مثال فردی دچار خطا و گناهی میشود، وقتی به او اعتراض میشود؛ گناه خودش را با گناه بزرگ دیگری مقایسه میکند. این مقایسه کردن، همان کوچک شمردن گناه است.
- توجیه کردن: فرد آلوده گناه میشود و برای این عمل زشت و بدش، دلایل بیهوده میآورد تا کار خود را توجیه کند. کتاب گناهشناسی اثر ارزشمند حاج آقای قرائتی، چند قسم توجیه در این زمینه ذکر کرده است. برای مثال وقتی از مشرکین علت پرستش بت را میپرسیدند، در جواب میگفتند: «لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا: اگر خدا میخواست ما بتپرست نمیشدیم». یا در مثال دیگری وقتی به شیطان خطاب شد چرا از سجده به آدم(علیه السّلام) سر باز زد؟ گفت: «رَبِّ بِما أَغْوَیتَنی: خدایا، تو مرا گمراه کردی».
در زندگی روزمره ما نیز این توجیهها وجود دارد. شخصی در رانندگی بیاحتیاطی میکند، بهسبب سرعت غیر مجاز تصادف میکند و سبب کشته شدن برخی دیگر میشود و در بیان چرایی نیز میگوید: «قسمت بود»! گاهی توجیه، اعتقادی است؛ مانند یزید ملعون که وقتی با چوب خیزران بر دندانهای مبارک امام میزد، خواست خدا را علت شهادت حضرت و اسارت خاندان ایشان دانست. وقتی امام سجاد(علیه السّلام) وارد مجلس شد، آیه «ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیدیكُمْ» را خواند و به امام گفت: «ببینید چه گناهی کردهاید که خدا کاری کرد که زن و بچههایتان اسیر شوند». امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در خطبه 156 نهجالبلاغه سخنی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) درباره توجیه اعتقادی مردم در آخرالزمان نقل کرده است. حضرت فرمود: «حرام خدا را با شبهات دروغین و هوسهای غفلتزا، حلال میکنند؛ شراب را به بهانۀ اینکه آب انگور است و رشوه را که هدیه است و ربا را که نوعی معامله است، حلال میشمارند».
فرد گناه میکند و برایش توجیه اقتصادی، توجیه اخلاقی یا توجیه سیاسی میآورد؛ برای مثال غیبت میکند، آبروی مؤمن را میریزد و میگوید بحث سیاسی است! در حالی که ممکن است حال خودش بدتر از کسی باشد که غیبتش را کرده است؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصیرَة وَ لَوْ أَلْقى مَعاذیرَه: بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است، هر چند (در ظاهر) برای خود عذرهایی بتراشد».
موجه جلوه دادن گناه از تسویلات(فریب و مکر) بزرگ نفس و تزیینهای خطرناک شیطان است. کوچک شمردن گناه، یعنی مقایسه و فرافکنی کردن؛ مانند اینکه برای توجیه گناهش به این جمله معروف «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» استناد میکند.
ب) افتخار کردن و به خود بالیدن
دومین عمل مرتبط با گناه که بسیار زشت و بد است، افتخار کردن به خود در انجام گناه است. مثل کسیکه خاطره خلافکاریهای خود را با افتخار تعریف میکند. در روز عاشورا، عمر سعد اولین کسی بود که به سوی سپاه امام حسین(علیه السّلام) تیر انداخت و به این عملش نیز افتخار کرد و گفت: «شهادت بدهید که من نخستین کسی بودم که تیر را رها کردم». اینگونه افتخار کردن به گناه و لذت بردن از آن، از خود گناه بدتر و زشتتر است. خداوند از بنده گنهکاری که به خود ببالد و به گناهش افتخار کند، بیزار است.
وقتی آن ملعون سر مبارک امام حسین(علیه السّلام) را برای ابنزیاد آورد، گفت: «اِملَأ رِكابی فِضَّةً وَ ذَهباً؛ أنا قتلتُ السید المحجّبا….».
در روایت است کسیکه گناهی مرتکب میشود پس اگر آن را از روی بیحیائی و بیاعتنائی بهشرع فاش و آشکار نمود مورد خذلان خدا واقع میشود یعنی موفق به توبه نمیشود و اگر آن را پنهان داشت آمرزیده خواهد شد (الْمُذِیعُ بِالسَّیئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ(الکافی، ج2، ص428)).
به خود بالیدن و افتخار کردن به گناه، جرأت بر گناه است و خداوند چنین عملی را دوست ندارد. چنین انسانهایی بسیار زود نتیجه گناهشان را در همین دنیا میبینند. روزی هادی عباسی به شکارگاه رفت و از دور یک شَبَه سیاهی دید. تصمیم گرفت آن را با تیر بزند تا مهارت تیراندازیاش را نشان دهد. به او گفتند آن سیاهی حیوان نیست بلکه یک انسان و خادم باغ و شکارگاه است که در همین شکارگاه زندگی میکند و زن و بچه دارد. گفت: «مهم نیست. نشانه خوبی است. میخواهم امتحان کنم». مرد را نشانه گرفت و تیر را رها کرد. تیر به قلب مرد خورد و کشته شد. زن کنار پیکر شوهرش آمد و آن را بالا گرفت و گفت: «خدایا! امیدمان در این شکارگاه، به این مرد بود که به خاطر عیاشی یک نفر دیگر کشته شد. انتقام مرا از هادی عباسی بگیر». در تاریخ نقل شده است که همان لحظه هادی احساس خارش در پایش کرد. خارش بهاندازهای زیاد شد که به دملی تبدیل شد که کمتر از یک هفته او را کشت.
امیرالمؤمنین(علیه السّلام) درباره آه مظلوم در نهجالبلاغه میفرماید: «یوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یوْمِ الظَّالِمِ عَلَى الْمَظْلُوم؛ روز انتقام مظلوم از ظالم، شدیدتر از روز ستم کردن ظالم بر مظلوم است». روزی که فرعون جنایت میکرد و سر بچهها را میبرید، روز ظالم بود؛ اما روزی که فرعون در میان رود نیل غرق شد، روز مظلوم بود.
نقل است روزی علی بن داوود، فرماندار مدینه، معلی بن خنیس را که پیشکار امام صادق(علیه السّلام) و مردی فقیه و از سرشناسان اصحاب امامیه بود، دستگیر کرد. وقتی خبر دستگیریاش را به امام صادق(علیه السّلام) دادند، حضرت از فرماندار خواست او را آزاد کند، در غیر این صورت او را نفرین خواهد کرد. علی بن داوود پیام امام و نفرین کردن حضرت را مسخره کرد و معلی بن خنیس را به شهادت رساند. خبر که به امام صادق(علیه السّلام) رسید، آن حضرت به مسجد رفت. دو رکعت نماز خواند و سر به سجده گذاشت و او را نفرین کرد. هنوز امام سر از سجده برنداشته بود که خبر آوردند علی بن داوود بهسبب لقمهای که در گلویش گیر کرده بود، به درک واصل شد. این، نتیجه افتخار کردن به گناه و نفرین معصوم(علیه السّلام) است.
ج) شادمانی از انجام گناه
شَرُّ الْأَشْرَارِ مَنْ یتَبَجَّحُ بِالشَّرِّ»(بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد). رسولخدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرموده است: «مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً وَ هُوَ ضَاحِكٌ دَخَلَ النَّارَ وَ هُوَ بَاكٍ(ثواب الاعمال، ص223)؛ هر کس گناهی کند و خندان باشد، به دوزخ رود؛ در حالی که گریان باشد». کسیکه با انجام دادن گناه، شادی میکند و از آن لذت میبرد؛ در واقع دو معصیت و گناه انجام داده است، هم گناه و معصیت کرده است و هم از گناهی که انجام داده است، شاد است و از انجام آن لذت میبرد و این شادی بر گناه، بدتر از گناه است (الإبتهاجُ بِالذَّنبِ اَعظَمُ مِن رُکوبِهِ).
د) اصرار بر گناه
بنا بر آیات قرآن، یکی گناهان کبیره، اصرار بر گناه است؛ چنانکه قرآن میفرماید: «وَ كانُوا یصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِیمِ: و بر گناه بزرگ [شرک و عناد] لجاجت و اصرار داشتند». از نظر مفسران «حنث» در اصل، به معناى هر گونه گناه است. ویژگى اصحاب شمال، تنها انجام گناه نیست؛ بلکه اصرار بر گناهان عظیم است؛ چرا که اصحاب یمین نیز ممکن است مرتکب گناه شوند، اما آنها هرگز بر آن اصرار نمىکنند. هنگامى که متذکر میشوند، فوراً توبه مىکنند: «الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یعْلَمُونَ». بنا بر این آیه، انسان تا زمانی که به یاد خداست، مرتکب گناه نمىشود. زمانی مرتکب گناه مىشود که به کلى خدا را فراموش کند و غفلت تمام وجودش را فرا گیرد، اما این فراموشکارى و غفلت در افراد پرهیزگار دیرى نمىپاید؛ زیرا آنها بهزودى به یاد خدا مىافتند و گذشته را جبران میکنند.
پروردگارا، امام امت، قائد شهید، مراجع درگذشته، مرحوم آیت الله العظمی خویی و علمای سلف شهرمان مخصوصا امامین جمعه فقیدمان مرحوم حاج آقا نجمی و مرحوم حاج آقا شکوری و اموات جمع حاضر را غریق رحمت بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
صوت خطبه دوم نماز جمعه 26 تیر ماه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ و الصلاةُ و السلامُ علي خَيرِ خَلقِهِ و اَشرَفِ بَرِيَّتِه حَبیبِنا و حَبيبِ اِلهِ العَالمِين أَبِی القَاسمِ محمد و على آله الأطيبين الأطهرين. اَللَّهُمَّ صَلِّ و سَلِّم عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ حَبیبَتِه الزَّهْرَاءِ المَرضِیَّةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ، وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سِیِّدِ الْعابِدِینَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقرِ عِلمِ النَّبِیِّین وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادِقِ البَارِّ الاَمِین وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الکاظمِ الطاهرِ الطُهر وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا المُرتَضَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ التَّقی الجَواد وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِی النَّاصِحِ الْأَمِین وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الذَّکِی العَسکَری والحُجَّةِ بنِ الحَسنِ َالْخَلَفِ الْقَائِمِ الْهَادِي الْمَهْدِيّ حُجَجِكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَ أُمَنَائِكَ فِي بِلادِكَ، صَلاةً كَثِيرَةً دَائِمَةً نَامِيَةً بَاقِيَةً تَامَّةً تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّا نَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ نُوَالِي وَلِيَّهُمْ وَ نُعَادِي عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنا بِهِمْ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنّا بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَهْوَالَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنا من أَعْوَانِهِم و شِيعَتِهِم و مُحِبِّیهِمْ وَ المُسْتَشْهَدينَ بَیْنَ یَدَيهِمْ.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
برادران و خواهران، خودم را و همهی شما را مجددا به تقوای الهی توصیه میکنم.
در این هفته مناسبتهای مختلفی داریم:
- امروز جمعه/۲۶ تیر/۲ صفر گرامی میداریم سالروز تأسیس نهاد شورای نگهبان را، نگهبان فرمایش امام راحل عظیم الشأن که فرمود نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد.
- فردا شنبه/۲۷ تیر/۳ صفر ولادت حضرت امام محمدباقر علیه السلام (۵۷ هـ ق – به روایتی) روایتی را از آن امام همام عرض میکنم: وَاعلَم یا جابِر، إنَّ اَهلَ التَقوا هُمُ الأَغنِیاء و مناسبت دیگر اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت از سوی ایران (۱۳۶۷ش) که علی رغم تفاسیر و تحلیلهای مختلفی که وجود دارد از منظر قائد شهید پذیرش قطعنامه عاقلانه و مدبرانه بود.
- دوشنبه/۲۹ تیر/۵ صفر سالروز شهادت حضرت رقیه(س) دختر سه ساله امام حسین علیه السلام (۶۱ق). فقط يك جمله عرض ميكنم. شهادت اين دختر سه ساله، محاكمه كرد دستگاه بني اميه را، محاكمه كرد دستگاه جبار يزيد را، ببينيد يك دختر 3 ساله بهانهي پدر را ميگيرد، وقتي سر مطهر پدر را در آغوش او قرار دادند، محاكمه كرد يزيد را با سه جمله، حقيقتا دستگاه بني اميه را افشا كرد.
بابا، یاأبَتاه! مَن ذَا الَّذي خَضَبَكَ بِدِمائِكَ؟ محاسنت خونين است بابا كي خونين كرده اين محاسن را؟
یاأبتاه! مَن ذَا الَّذي قَطَعَ وَریدَكَ؟
نوه پيغمبر خداست، كي رگهاي گردن تو را بريده؟
یاأبتاه! مَن ذَا الَّذي أیتَمَني عَلی صِغَرِ سِنّي؟
بابا من سه سالم است، به بابا نياز دارم مهر پدري ميخواهم چه كسي من را در سه سالگي يتيم كرده؟
مرحوم شيخ عباس قمي ميگويد اينجا بود كه اين بچه شروع كرد به بوسيدن اين سر بريده كجا را بوسيد؟ ايشان ميفرمايد
لبهايش را گذاشت روي لبهاي امام حسين عليهالسلام
ثمّ إنّها وَضَعَت فَمَها عَلى فَمِهِ لبها را گذاشت رو لبهاي بابا
اگر از امام زمان بپرسيم آقا چرا رقيه لبهاي پدر را انتخاب كرد؟ ممكن است امام زمان عليه السلام بفرمايد من هم به آن لب و دندان سلام دادم
السَّلَامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضِيبِ.
- سهشنبه/۳۰ تیر/۶ صفر روز بزرگداشت آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی. نکتهای را عرض میکنم، در آن برهه بعد از استعفاي مصدق، بلافاصله احمد قوام را به عنوان نخست وزير معرفي ميكنند و تانكها ميآيند در شهر و تهران مستقر ميشوند، آيت الله كاشاني در يك سخنراني فرمودند: اين قوام، خائن به ملت ايران است بايد بركنار شود.
دوم، مصدق بايد برگردد، اين دو تا خواسته آيت الله كاشاني بود.
شاه، حتي به قوام اجازه داده بود كه اگر نياز شد مجلس را منحل كن، تا مصدق برنگردد، قوام سياست مجازات انقلابيها را از جمله اعدام را در پيش گرفت. آيت الله كاشاني يك اعلاميه دادند و فرمودند من اعلام ميكنم كه با اين قوام، بيگانگان ميخواهند در اين كشور ريشهي دين را از بين ببرند، ريشه استقلال ما را ميخواهند از بين ببرند.
قوام تصميم گرفت آيتالله كاشاني را دستگیر كند اين جا نقش خبرنگاران و رسانه ببينيد چقدر مهم است، تا قوام ميخواست آقاي كاشاني را دستگير كند، بعضي از خبرنگاران اين را علني كردند. وقتي خبر به مردم رسيد شور و هيجان مردم بيشتر شد نتوانستند آيت الله كاشاني را دستگير كنند ولي او را در خانهي خود محاصره كردند 29 تير يعني يك روز قبل از قيام 30 تير آيت الله كاشاني در همان خانهي محاصره شدهي خودش يك مصاحبه ميكند و به شاه ميگويد آقاي شاه اگر قوام كنار نرود من اعلام جهاد ميكنم و خودم هم كفن ميپوشم جلوي جمعيت حركت ميكنم. فرداي آن روز يعني 30 تير اين كار عملي شد، آيت الله كاشاني كفن پوش آمدند جلوي جمعيت و محمد رضاي پهلوي ناچار شد فرمان عزل قوام را صادركند.
شادي روح آيت الله كاشاني و همهي كساني كه براي استقلال كشور ما زحمت كشيدند صلوات ختم كنيد.
- چهارشنبه/۳۱ تیر/۷ صفر شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام (۵۰ هـ ق) (به روایتی).
نكتهاي كه در رابطه با امام مجتبي عليه السلام ميخواهم عرض كنم يكي خطر نفوذي هاست يكي هم خطر بي بصيرتها.
نفوذيها: ببينيد مرحوم آشيخ عباس قمي عبارتي دارند در سفينه ماده شعث ايشان ميفرمايد -در جلد 33 بحار هم آمده است- ميفرمايد:
هر فسادي كه در دوران حضرت امير عليه السلام بود اين فساد مربوط به شخصي بود به نام اشعث.
كُلُّ فَسادٍ كانَ في خِلافَةِ اميرالمؤمنين عليه السلام وكُلُّ اضطِرابٍ حَدَثَ هر اضطرابي و فسادي كه در دوران چهار و نيم ساله اميرمؤمنان ايجاد شد
فَأَصلُهُ الأَشعَثُ اصل او اشعث بود، اشعث يك نفوذي است، قرآن در دو جا خطر نفوذ را به ما بيان ميكند يكي درآيهي 16 توبه، با تعبير «وَليجَةً» يكي در 118 آل عمران با تعبير «بِطانَةً».
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ مبادا همراز بگيريد براي خودتان از نفوذيها، از دشمنان. اين اشعث مسجدي ساخت كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام از آن مسجد منع كرد اميرالمؤمنين عليه السلام نهي عن الصلاة في خمسة مساجد بالکوفه فرمود حق نداريد در5 تا از مساجد كوفه نماز بخوانيد. يكي مسجد الاشعث، بيخ گوش اميرالمؤمنين است، بايد افراد با بصيرت بشناسند اشعثها را تا عموم و افراد عادي فريب نخورند.
در جنگ صفين نبرد پيروز اميرالمؤمنين را تبديل به شكست كرد، تبديل به حكميت كرد همين خبيث، در این حديثي كه الان خواندم خمسة مساجد در خصال آمده ماده خمس
در شب ليلة الهرير، هرير يعني انين الكلب نالهي سگ عند الشدة البرد از شدت سرما چطورسگ زوزه ميكشد؟ ميفرمايند آن شب را گفتند ليلة الهرير به خاطر كثرت اصوات ناس فيها للقتال آنقدر از دشمن كشته شده بود.
در اين شرايط كه فردا اميرالمؤمنين ديگه ضربهي نهايي را ميزند شب خطبهاي خواند اشعث گفت
يَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِينَ فَمَا رَأَيْتُ مِثْلَ هَذَا الْيَوْمِ قَطُّ
من تا حالا كشتاري مثل كشتار امروز نديدم
أَلَا آگاه باشيد
فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ تمام شاهدان سخنراني من اشعث، بروند به غائبين خبر بدهند
وَ إِنَّا إِنْ نَحْنُ تَوَاقَفْنَا اگر ما فردا توقف نكنيم در جنگ صفين
إِنَّهُ لَفَنَاءُ الْعَرَب عرب از بين ميرود.
خوب يك پالسي از لشكر اميرالمؤمنين به سمت معاويه صادرشد، در بين لشكريان عيون و جاسوسان معاويه حضور داشتند تاريخ مينويسد، عيون معاويه اين خبر را برایش بردند.
فَانْطَلَقَتْ عُيُونُ مُعَاوِيَةَ إِلَيْهِ بِخُطْبَةِ الْأَشْعَثِ خطبهي اشعث را بردند براي معاويه
اينجا بود كه معاويه تصميم گرفت فردا قرآنها را بر نيزه كند،
فَقَالَ: ارْبِطُوا الْمَصَاحِفَ عَلَى أَطْرَافِ الْقَنَا. مصحفها راروي نيزه كنيد ببينيد يك سخنراني اشعث خبيث كار را به كجا رساند.
خودش در قتل اميرمؤمنان دخيل است،
دختر نحسش جعده در قتل امام مجتبي عليه السلام
و پسر نحسش محمد بن اشعث در قتل امام حسين عليه السلام
يك خانوادهي سراسر نحس. اين نفوذ
و نكتهي دوم، ضعف بصيرت،
ضعف بصيرت را در ياران امام مجتبي عليه السلام میبینیم وقتي كه حضرت، ديدند يار ندارند اسلام در خطر است، آمدند صلح را پذيرفتند تا افشا كنند اين معاويه را، كه نفاق او اصلا قابل افشا شدن براي عامه مردم نبود، اما سران صحابهي اميرالمؤمنين، سران صحابه، بزرگان صحابه، آمدند به حضرت امام مجتبي خطاب كردند من 5-6 نفر لااقل اساميشان را دارم خطاب كردند يا مذّل المؤمنين، تو ما را ذليل كردي. امام مجتبي عليه السلام تبيينهاي مختلفي برايشان دارد يكي از تبيينها اين بود فرمود كاري كه من براي شما كردم شبيه كار خضر بود براي اينكه آن كشتي را از اين كه به دست سلطان جائر بيفتد نجات داد، شبيه كار خضر بود حكمتش را فكر كنيد. من عزت دادم به شما اين هم درسش اين است كه برادران و خواهران اگر خودمان بصير نيستيم، به عَلَم بصيرت، به مقتداي بصيرمان رهبر معظم چشممان، گوشمان به امام المسلمین باشد.
السلام عليك يا حسن بن علي المجتبي یَا حُجَّهَ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ یَا سَیِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکَ إِلَی اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ
درمدينه وقتي امام مجتبي را دارد آقا ابي عبدالله به خاك ميسپارند اين شعر را خواندند: فَلَیْسَ حَریبٌ مَنْ أصیبَ بِمالِهِ
غارت زده اوني نيست كه اموالش را ببرند،
وَلكِنَّ مَنْ واری أخاهُ حریبٌ، غارت زده منم كه با دست خودم برادرم امام مجتبي را دارم در خاك ميگذارم.
اينجا اين جمله را گفتند، كنار نهر علقمه جملهي ديگري گفتند فرمود الان انكسر ظهری.
- پنجشنبه/یکم مرداد/8 صفر ارتحال افتخار عالم اسلام آیت الله العظمی خویی فقیه شیعه، از تأثیرگذارترین و پُرمقلدترین مراجع تقلید شیعه، استاد اکثر مراجع تقلید شیعی کنونی، که بین فقها و مراجع تقلید شیعه از او با عنوان «استادُ الفقها و المجتهدین» و «زعیم حوزوات العلمیه» یاد میشود. برخی از شاگردانش او را فقیه اعلم عصر غیبت تا کنون در مذهب تشیع میدانند. از جمله آثار و تألیفات مهم او میتوان به البیان فی تفسیر القرآن در زمینه تفسیر و مُعجم رجال الحدیث در زمینه رجال اشاره کرد.
- تأملاتی در پیام ۱۸ تیر رهبر معظم انقلاب.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب(پیام ۱۸تیر)، فصل جدیدی در گفتمان مقاومت گشود. فصلی که در آن، خط سیر خونخواهی را از آرمان تا میدان ترسیم مینماید.
بردن مفاهیم بنیادینی نظیر «انقلاب»، «نظام»، «شخصیت، سیره و شهادت رهبر» و «جریان حرکت تمدنی آزادیخواهان و عدالتطلبان عالم(با عنوان «حسینیان زمان») زیر چتر معرفت حسینی و عاشورایی، و تبیین حسینیمدار این معانی نورانی، حکیمانهترین و زیباترین مطلع و سرآغاز برای پیامی است که مبتنی بر عهد «خونخواهی و پیمودن با استقامت طریق مستقیم مکتب خمینی کبیر و خامنهای شهید» نوشته شده است.
چه زیبا است این جمله: «انقلابی که از اساس حسینی بود و با شعار و مرام حسین ساخته شد و بالید. آقای شهید ایران هم با همین مرام رشد کرد. او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد و به شهادت رسید».
رهبر شکور انقلاب، ضمن قدردانی صمیمانه از حضور دهها میلیونی مردم ایران و عراق، این حضور را دارای سه ویژگی بزرگ معرفی کردند:
- اعجاببرانگیز. 2. دشمنشکن. 3. تاریخی.
حکمت این سه ویژگی در واقع سه لایهی تأثیرگذاری این حضور را نشان میدهد:
- اعجابانگیز بود چون شکست محاسبات دشمن را رقم زد. حضور دهها میلیونی امت ایران و عراق، ثابت کرد که پیوند امت با امام و مکتب حسینی، احساسی و سطحی نیست، بلکه یک باور عمیق قلبی و فراگیر است که دشمن از درک آن عاجز مانده است.
- دشمنشکن بود چون شکست راهبرد یأس و تفرقه رقم زد. دشمن با ترور و جنگ، به دنبال ایجاد یأس، تفرقه و انفعال ملت ایران بود. اما این حضورِ متحد و پرشور، روحیه مبارزه و حماسه را زنده کرد، مأموریت خونخواهی را یک خواست همگانی نمود و توطئههای دشمن را به ضد خودش تبدیل کرد و ترس را به جان دشمنان انداخت.
- تاریخی بود چون نقطهی عطف و آغاز یک دوره برای پیمودن با استقامت طریق مستقیم مکتب خمینی کبیر و خامنهای شهید است. این حضور آغازِ فصلِ جدیدی از «وفای به عهد خونخواهی» و «همراهی تا ظهور» را رقم خواهد زد انشاء الله.
از نکات مهم این پیام، تصریح به خاستگاه ملی خونخواهی شهادت رهبر یک ملت است. ایشان با تأکید بر اینکه «این انتقام، خواست ملت ما است»، ماهیت خونخواهی را هم یک وظیفه ملی و هم به یک تکلیف حاکمیتی میدانند. زیرا وقتی یک دغدغه خواست ملت باشد، جمهوری اسلامی به عنوان کارگزار این ملت، وظیفهی اجرایی پیدا میکند.
همچنین این پیام، اعلام ورود به فاز عملیات و سلب امنیت از جنایتکاران است. رهبر معظم انقلاب با اشاره به اینکه «فهرستی از صدر تا ذیل این قاتلین موجود است»، اعلام میدارند که فرآیند، دیگر در مرحلهی مقدمات نیست و وارد فاز اجرایی شده است.
شمولیت این فهرست (هم شامل قاتلین شخص آقا و هم همه شهیدان دو جنگ) بیانگر وسعتِ دامنهی هدف است.
فراتر از هلاکت فیزیکی، عبارت «اینها باید آرزوی مرگِ آرام را به گور ببرند» بر استراتژی «سلب امنیت» دلالت دارد.
یعنی حتی اگر اقدامی به هلاکت آنان منجر نشود، باید هزینهای جدی بر آنان تحمیل کند که آزادی عملشان را سلب نماید و زندگی را بر آنان دوزخ سازد.
ایشان با صراحت میفرمایند: «این امر متوقف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقق خواهد شد.» این جمله، نظام محاسباتی دشمن را بر هم میزند؛ چراکه تهدید به هدفگیری سران، دیگر نمیتواند بازدارندهای برای اجرای این عهد الهی باشد.
تعبیر «بهزودی» و نسبت دادن اجرا به «آحاد از آزادگان»، دو پیام کلیدی دارد:
اولاً این پرونده را از بلندمدتسازیِ مقدماتی خارج و بر فوریتِ آن تأکید میکند.
ثانیاً، با اشاره به «آحاد» و «در سراسر دنیا»، اجرای این مأموریت را از انحصار ارادهی دولتها و حاکمیتها خارج میسازد. این بدان معناست که جریان انتقام، خودجوش، غیرمتمرکز و موازی پیش خواهد رفت و هر آزادهای در هر نقطهای از جهان میتواند سهمی در این مأموریت الهی ایفا کند.
ما بر خروج آمریکا از منطقه تاکید داریم و تا ابد از تنگه هرمز کوتاه نمی آییم. از جهت آمادگی نگران نباشید. میتوانیم سالها با دشمن بجنگیم
دکترین جمهوری اسلامی این است که به دشمن هجوم خواهیم کرد، با قدرت به زیر ساختهای ما آسیب زدید پس زدی ضربتی ضربتی نوش کن
ماشاءالله بر رزمندگان اسلام که در شب گذشته بی سابقه ترین حملات را علیه آمریکا و گاوهای شیرده اش در منطقه انجام دادند.
ترامپ حرامی بدان خاک میشویم خاکستر میشویم به خاک میرویم به اندازه تار موی کودکانی که شهید کردی خاک نخواهیم داد.
تنگه هرمز را امتحان کردی امتحان کن سربازان فرستاده های تو را در همین خاک تنگه خاک خواهیم کرد
ما در مقابل صدام بدون داشتم سیم خاردار
از پیکر جوانانمان کوه ساختیم زیر خاک رفتیم خرمشهر را پس گرفتیم
حالا که از هر نقطه از کشور با دقیق ترین پهبادها و موشکها شما را تار و مار می کنیم
ما را در نبرد موشکی امتحان کردید به التماس برای آتش بس افتادید
ما را با جنگ زمینی هم امتحان کن.
والله هر آمریکایی که پای نجسش را بر خاک پاک ایران گذارد پایی برای بازگشت نخواهد داشت و به مدد الهی همچون طبس و صحرای اصفهان تاریخ سازی خواهیم کرد
میخوای بدانی چقدر دقیق و جدی هستیم
به میزان جنازه های آمریکایی که از اربیل و پایگاه تان در کویت و اردن و سوریه خارج کردی نگاه کن.
والله که ما سینه مان تنگ است از عزیزانی که از دست دادیم از رهبری که از دست دادیم داغ بر دل ما باقی مانده است سلاح را به دست گرفتیم منتظر روزی هستیم که نوبت جهاد و سلاح به دست گرفتن ما بشود والله اگر در مقابل شما سلاحمان بدست به دستمان برسد دنیای شما را خراب خواهیم کرد.
داغ رهبر عزیزمان در دلمان باقی مانده و آرزوی جهاد و ایستادگی در مقابل شما داریم همین الان هم که بعد از شهادت رهبرمان هستیم خجالت زده ایم و شرمنده ایم که او رفته است و فداییمان شده است. به خون خودش قسم به شما اجازه نخواهیم داد به نقشه ها و توطئه هاتان برسید.
ما تربیت شده این مکتب استقامت و نترسیدن هستیم.
خدایا میدانیم که شکست دشمن و انتقام از خون عبد صالحت امام عزیزمان توسط تو یک چشم بهم زدن برایت کمتر است اما اراده کرده ای اراده امت را در استقامت و خونخواهی امتحان کنی
خدایا به خودت قسم که جان ما در دست توست قسم یاد میکنیم همه دنیا و هستی خود را و جان خود و عزیزانمان را میدهیم در مقابل دشمن سر خم نمیکنیم و استقامت میکنیم
و برای خونخواهی از عبد صالحت و حجت خودت در دوران غیبت امام عزیزمان ذره ای تردید نداریم و اصلا زنده ایم از باب خونخواهی.
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین.
خودت تیر غضبت را بدست رزمندگان اسلام به هدف بنشان خودت دشمن را ذلیل کن.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِيَةَ وَ النَّصْرَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ خَيْرِ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ. اسلام و اسلامیان عزیز بفرما. کفر و شرک و نفاق سرنگون بگردان. روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای عزیز عالیست، متعالی بگردان. روح ملکوتی قائد شهید امت متعالی بگردان. قائد جدید امت تا ظهور صاحب الزمان در کنف حمایتت حفظ بفرما. توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان. رژیم منحوس صهیونیستی را ریشه کن و نابود بفرما. سردمداران نظام سلطه ذلیل بفرما. به رزمندگان جبهه مقاومت، مخصوصا مجاهدان سپاه و ارتش و فراجا و مرزبانی و نیروهای امنیتی و بسیج و مجاهدان مقاومت در اقصا نقاط عالم و کشورهای مختلف نصرت عنایت بفرما. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، ازدواج برطرف بفرما؛ مرضای مسلمین شفای عاجل عنایت بفرما؛ باران رحمتت را شامل حالمان بگردان؛ عفت وحجاب و حیا و غیرت را از جامعه ما نگیر. از بلایای ارضی سمائی حفظ بفرما. عاقبت امرمان خیر بگردان.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾









































