(خطبه اول)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ وَ نَفسی بِتَقْوَى اللَّه.
خودم و شما برادران و خواهران نمازگزار را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناهان، سفارش میکنم.
تقوی هدف روزهداری است خداوند میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ … لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
روزه واجب شد تا به ملکه تقوی برسیم.
امروز دویست و نوزدهمین خطبهای هست که در خدمت شما هستم؛ محضر دعای پنجاه صحیفه سجادیه میرویم؛ این دعای امام سجاد علیهالسلام «فِي الرَّهْبَةِ» در خوف از خداوند است که فرازی از این دعا را عرض میکنم:
«اللَّهُمَّ إِنِّي وَجَدْتُ فِيما أَنْزَلْتَ مِنْ كِتَابِكَ، وَ بَشَّرْتَ بِهِ عِبَادَكَ أَنْ قُلْتَ ﴿يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ، إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً﴾».
خدایا! در آنچه از قرآنت نازل فرمودی و بندگانت را به آن مژده دادی، یافتم که فرمودی: «ای بندگان من که به سبب گناه بر خود زیادهروی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید؛ مسلماً خدا همه گناهان را میآمرزد».
اول آیه خداوند میفرماید: «یا عبادی» ای بندگان من. خداوند وقتی میخواهد کعبه را هم خطاب قرار دهد میفرماید «بَيْتِيَ».
«وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ» ما عهد بستیم با ابراهیم و اسماعیل که خانه من را تطهیر کنند.
ببینیم چقدر مهربان است که بنده گناهکارش را هم با همان سبک خطاب قرار میدهد «یا عبادی».
از رحمت خداوند هیچکس نامید نشود که «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» خداوند همه گناهان میبخشد.
در ادامه امام سجاد میفرمایند:
«وَ قَدْ تَقَدَّمَ مِنِّي مَا قَدْ عَلِمْتَ وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّ ، فَيَا سَوْأَتَا مِمَّا أَحْصَاهُ عَلَيَّ كِتَابُكَ»
در گذشته از من گناهانی سر زد که به آنها آگاهی؛ و خطاها و معصیتهایی بر عهده من است که به اندازه و مقدار و کیفیت و چگونگی آنها از من داناتری؛ پس وای به رسوایی من از آنچه پرونده من ثبت کرده، پروندهای که تو برای نگارش اعمال مقرّر فرمودهای.
«فَلَوْ لَا الْمَوَاقِفُ الَّتِي أُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذِي شَمِلَ كُلَّ شَيْءٍ لَأَلْقَيْتُ بِيَدِي، وَ لَوْ أَنَّ أَحَداً اسْتَطَاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ أَنَا أَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْكَ»
و اگر نبود محلها و جایگاههایی که به عفو و بخششت که فراگیر هر چیز است امید ببندم، امید خود را از دست میدادم؛ و از نجاتم مأیوس میشدم. اگر کسی میتوانست از پروردگارش بگریزد؛ من بهخاطر این همه گناهانم، برای این که دچار عذاب نشوم، به گریز از تو سزاوارتر بودم.
در میزانالحکمه در ماده “عفو“ این حدیث آمده است.
قالَ أعرابيٌّ : يا رَسولَ اللّه، مَن يُحاسِبُ الخَلقَ يَومَ القِيامَةِ؟ قالَ: اللّه ُ عزَّوجلَّ، قالَ: نَجَونا ورَبِّ الكَعبَةِ! قالَ: وكَيفَ ذاكَ يا أعرابِيُّ؟! قالَ: لأِنَّ الكَريمَ إذا قَدَرَ عَفا.
عربى باديه نشين به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: اى رسول خدا! روز قيامت چه كسى بهحساب خلايق میرسد؟ فرمود: خداوند عزّوجلّ. باديه نشين گفت: به خداوندگار كعبه سوگند كه نجات یافتهایم! حضرت فرمود: چگونه، اى اعرابى؟ عرض كرد: زيرا كريم هرگاه قدرت يابد ببخشايد.
ما هیچوقت نباید به عفو خداوند متعال مغرور شویم اما هیچوقت هم نباید از عفو خداوند متعال ناامید بشویم.
اللهم عجل لولیک الفرج. امام امت، مراجع درگذشته، مرحوم آیت الله العظمی خویی و علمای سلف شهرمان مخصوصا امامین جمعه فقیدمان مرحوم حاج آقای نجمی و حاج آقای شکوری را غریق رحمت فرما.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ * اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انحَر * اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الاَبتَرُ.
——————–
——————–
——————–
(خطبه دوم)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
بندگان خدا مجددا خودم و شما را به رعایت تقوای الهی، انجام واجبات و ترک محرمات سفارش میکنم.
در این خطبه به ذکر چند نکته و مناسبت بسنده میکنم:
- امروز هشتم اسفند، روز امور تربیتی و آغاز هفته تربیت اسلامی است. تبریک عرض میکنم و قدردانی میکنم از همه زحمتکشان این عرصه. نهاد امر تربیتی در نظام آموزش و پرورش کشور به تدبیر و همت شهیدان والامقام رجائی و باهنر در هشتم اسفند ماه سال ۱۳۵۹ تأسیس شد. تربیت یک فرآیند پیچیده و حساس است و به شدت نیازمند دانایی و آگاهی است. در این عرصه سخن بسیار است، مخصوصا اتفاقات فتنه 1401 و فتنه اخیر بیش از پیش حساسیت این نهاد را و رسالتی که بر عهده آموزش و پرورش است را مبین ساخت. انشاءالله در جلساتی که در این خصوص در طول هفته دایر خواهد شد مطالبی را به مسئولین این امر، عرض خواهم کرد. سخن در این مناسبت را با فرازی از بیانات رهبر حکیم انقلاب به پایان میبرم: «بچهها را متدین بار بیاورید. متدین بار آوردنِ بچهها همان چیزی است که میتواند آیندهی این کشور را آباد کند».
- پنجشنبه 15 رمضان سالروز تولد امام مجتبی علیهالسلام است.
کار بزرگ امام حسن علیهالسلام این بود که در مقابل امام حسن کفر صریح نبود نفاق بود افشای نفاق خیلی سختتر هست به تعبیر رهبر معظم انقلاب زمان بر هست که انسان این مردم جاهل را روشن کند که این معاویه منافق است وقتی که یاران امام حسن به میدان نیامدند و امام حسن ناچار شد صلح را انجام بدهد.
آمدند محضر امام مجتبی تعبیر کردند: «علَيكَ السَّلامُ يا مُذِلَّ المؤمنينَ!» سلام بر تو اى خوارکننده مؤمنان!
امام مجتبی در پاسخشان گفت: ما أنا بِمُذِلِّ المُؤمنينَ، و لكِنّي مُعِزُّ المؤمنينَ، إنّي لَمّا رَأيتُكُم ليسَ بِكُم علَيهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لأِبقى أنا و أنتُم بينَ أظهُرِهِم، كما عابَ العالِمُ السَّفِينَةَ لِتَبقى لأصحابِها، و كذلكَ نَفسِي و أنتُم لِنَبقى بَينَهُم.
من خوارکننده مؤمنان نيستم؛ بلكه عزّت بخش مؤمنانم. وقتى ديدم شما در برابر دشمن قدرتى نداريد، كار را به او وا گذاشتم تا من و شما در ميان آنان باقى بمانيم؛ همچنان كه آن عالِم (حضرت خضر) كشتى را سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند، و اينچنين (است حكايت) من و شما تا در ميان آنها باقى بمانيم.
تا مقدمه سازی بشود با ایمان راسختر برای قیام اباعبدالله علیه السلام؛
در اخبار الطوال دینوری جلد 1 صفحه221 این جمله آمده است مردم کوفه آمدند محضر امام حسین علیهالسلام گفتند: اگر امام مجتبی نمیآید قیام کند ما شما را به کوفه دعوت میکنیم ما پشت سر شما دوباره با معاویه میجنگیم اما امام حسین است که حکمت کار امام مجتبی را مشرف است فلذا به کوفیها فرمود: «لقد صدق ابومحمد» امام مجتبی درست فرموده است.
ما از ماجرای صلح امام مجتبی همان نتیجهای که رهبر معظم گرفتند را میگیریم، فرمودند: انقلابی بودن یعنی این که همه راهها و شیوهها را در زمان خود، انسان انقلابی به کار ببرد این یعنی انقلابی بودن.
گاهی اوقات امام مسلمین ناچار است برای حفظ انقلاب قطعنامه 598 را بپذیرد. این درسی است که رهبر معظم انقلاب به ما یاد دادند.
- من از همین نکته استفاده میکنم و مطلب سوم خطبه دوم را عرض میکنم.
عزیزان! مذاکراتی که الان در حال وقوع است با نظر ولی امر مسلمین است. نه اینکه آقا از نظرشان عدول کرده باشند بلکه
اولا مصلحت اسلام و مسلمین را در نظر میگیرند،
ثانیا همراه کردن افکار عمومی جهانی و مخصوصا داخلی مدّ نظر است. تا توطئه آمریکا مبنی بر تهدید جهانی بودن ایران، جنگ طلب بودن ایران در افکار عمومی دنیا بشکند. چون آمریکا تلاش میکند خودش را صلح طلبِ مجبور به استفاده از قدرت نشان دهد که این باید در افکار عمومی داخلی و بین المللی مخدوش شود.
ثالثا تفاوتهایی با آنچه خواست آمریکا بود با آنچه در حال وقوع است وجود دارد. آن مذاکرهای را که حضرت آقا فرمودند شرافتمندانه نیست عاقلانه نیست هوشمندانه نیست و اخیرا فرمودند ابلهانه است، آن مذاکرهای است که نتیجه آن از قبل توسط نظام سلطه تعیین شده است، که در واقع مذاکره برای تسلیم است. توافقی یکجانبه و تحقیرآمیز! اما آن مذاکرهای که از دوره شهید رئیسی علیهالرحمة شروع شد و تا الان امتداد یافته ابدا چنین مذاکرهای نیست. بنده تفاوتهایی را محضرتان عرض میکنم:
الف. در دولت روحانی عمدتا خود دولت در موضوع مذاکرات تصمیم میگرفت و دولت هیچگونه هم افزایی با ارکان حاکمیت نداشت؛ در حالی که در دولت پزشکیان مذاکرات در سطوح عالی نظام و شعام(شورای عالی امنیت ملی) تصمیمگیری میشود. این مکانیزم صحیح در آغاز دولت آقای رئیسی، مورد تأیید و تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و پرونده مذاکرات از دولت به شعام(شورای عالی امنیت ملی) منتقل شد.
ب. در دولت روحانی هیچگونه هم افزایی بین دیپلماسی و میدان نبود. بارها شاهد بودیم دولت روحانی حتی با برگزاری رزمایشهای روتین نیروهای مسلح نیز مسئله داشت اما در دولت پزشکیان همزمان حین پیگیری مذاکرات، شاهد رزمایشهای گوناگون نیروهای مسلح و رونمایی از سلاح های جدید و راهبردی هستیم.
ج. در دولت روحانی شاهد عدول از خطوط قرمز نظام و اعتماد به دشمن بودیم اما در این دور مذاکرات در دولت پزشکیان، خطوط قرمز پر رنگی توسط شعام(شورای عالی امنیت ملی) در هماهنگی با رهبر انقلاب ترسیم شده و هیچ عقب نشینی تا اینجا در کار نبوده است. مقامات آمریکایی در ابتدا به دنبال تحمیل شروط سنگینی از جمله «غنیسازی صفر» و خروج کامل مواد غنیشده از خاک ایران بودند و تلاش میکردند موضوعات غیرهستهای مانند (موضوعات موشکی و منطقهای) را نیز به میز مذاکره بکشانند. اما در برابر پاسخ قاطع و مشروط جمهوری اسلامی، واشنگتن گام به گام از مواضع خود عقبنشینی کرد. در نهایت آمریکا مجبور شد بپذیرد که مذاکرات صرفاً در چارچوب مسائل هستهای و با رعایت خطوط قرمز ایران (حفظ غنیسازی و سرمایه هستهای) انجام شود. این تغییر رفتار نشان داد که اکنون این تهران است که حدود و ثغور میدان بازی را تعیین میکند، نه واشنگتن. نمونه دیگر رعایت خطوط قرمز پر رنگ شورای عالی امنیت ملی در جزئیات لجستیکی خود را نشان داد. در حالی که طرف آمریکایی بر تعیین ترکیه برای برگزاری مذاکرات اصرار داشت، جمهوری اسلامی با رد این پیشنهاد، عمان را به عنوان میزبان معین کرد و آمریکا را به پذیرش این جابهجایی واداشت. اوج این رویارویی مقتدرانه زمانی بود که طرف آمریکایی قصد داشت فضایی امنیتی-سیاسی به مذاکرات ببخشد؛ آنها اعلام کردند که علاوه ویتکاف و کوشنر (داماد ترامپ)، فرمانده سنتکام نیز باید در مذاکرات حضور داشته باشد. اما علیرغم سفر این فرمانده نظامی به مسقط، با مخالفت صریح و قاطع ایران، وی اجازه حضور در اتاق مذاکرات را نیافت و تحقیرآمیز در پشت درهای بسته باقی ماند.
د. در دولت روحانی عمده برنامههای دولت بر مبنای مذاکرات طراحی و تنظیم شده بود اما آقای عراقچی برخلاف ظریف، بارها در مصاحبهها اعلام کرده که هم دولت برنامههای خود را منهای مذاکرات پیش میبرد و هم نیروهای مسلح تمام قد آماده نبرد هستند و این تأکید همیشگی آقای عراقچی و پزشکیان است که ما کشور را معطل مذاکرات نمیکنیم. این سخنان وزیر محترم امور خارجه آقای عراقچی است: امکان فریب وجود دارد، لطفا کسی فریب نخورد هر کسی کار خود را انجام بدهد؛ انگار نه انگار که ما داریم مذاکره میکنیم چه نیروهای مسلح چه دولت چه همه جا؛ کاری به کار ما نداشته باشند ما کار خودمان را انجام میدهیم یا به نتیجه میرسیم یا نمیرسیم، کشور باید بدون اتکا به این مذاکرات اداره شود. با دقت در این سخنان تفاوت آنچه قبلا بود با آنچه اکنون در حال انجام است روشن میشود، که کشور نباید معطل مذاکره بماند و اینکه شرطیکردن اقتصاد، مدیریت و امنیت به میز گفتوگو، خطای راهبردی است. خطایی که چوب آن را در گذشته خوردیم.
اما عزیزان نسخه نجات ملت ایران در این برهه فقط مقاومت است. تاریخ نشان داده که اگر ملتی بر مسیر حق و ظلم ستیزی مقاومت کند، قطعا خداوند آن ملت را یاری میدهد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه 53 نهج البلاغه میفرماید: فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ. خداى جلّ اسمه، يارى كردن هر كس را كه ياريش كند و عزيز داشتن هر كس را كه عزيزش دارد بر عهده گرفته است.
برادران و خواهران بنده فقط به دو نمونه قرآنی اشاره میکنم. در رویارویی لشکر غدار جالوتی با گروه 313 نفری طالوت وقتی سپاه طالوت هیمنه ارتش جالوت را دیدند، تعدادی ترسیدند، گفتند: لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ. ما توانایی مقابله با (جالوت) و سپاهیان او را نداریم. اما آنهایی که ایمان محکمتری داشتند گفتند: كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ.(249بقره) چه بسیار گروههای کوچکی که به فرمان خدا، بر گروههای عظیمی پیروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامتکنندگان) است.
عزیزان نتیجه چه شد؟ خداوند میفرماید: فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ(250بقره) سپس آنها (طالوت و ياران او) به اذن خداوند، سپاه دشمن را درهم شكستند و داوود (كه جوانى كم سن و سال، ولى مؤمن، شجاع و از ياران طالوت بود،) جالوت را (كه فرمانده سپاه دشمن بود) كشت. این جوان با فلاخنی که در دست داشت، یکی دو سنگ آن چنان ماهرانه پرتاب کرد که درست بر پیشانی و سر جالوت کوبیده شد و در آن فرو نشست و فریادی کشید و فرو افتاد، و ترس و وحشت تمام سپاه او را فرا گرفت و به سرعت فرار کردند، گویا خداوند میخواست قدرت خویش را در اینجا نشان دهد که چگونه پادشاهی با آن عظمت و لشکری انبوه به وسیله نوجوان تازه به میدان آمدهای آن هم با یک سلاح ظاهرا بیارزش، از پای در میآید.
نمونه دوم نصرت الهی در غزوه حمراءالاسد است که روز بعد غزوه احد اتفاق افتاد. «غزوۀ اُحد» در روز شنبه پانزدهم شوال سال سوم هجرت واقع شده است و «غزوۀ حمراء الأسد» فردای آن روز (یکشنبه شانزدهم شوال).
مسلمانان در غزوه احد پس از پیروزی اولیه شکست خوردند. چقدر شهید دادند. از جمله حمزه سیدالشهداء شهید شد. بسیاری از جمله خود آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام مجروح و زخمی شدند. آنچه از تاریخ استفاده میشود این است که مشرکین بعد از این پیروزی قصد داششتند به مکه برنگردند و به مدینه حمله کنند. فلذا بعد از دفن شهدا، رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی وارد مدینه شد. جبرئیل آمد و آن مأموریت عجیب را ابلاغ کرد، عرض کرد: «یا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُک أَنْ تَخْرُجَ فِی أَثَرِ الْقَوْمِ وَ لَا یخْرُجْ معَک إِلَّا منْ بِهِ جِرَاحَةٌ»؛ یا محمد! خدا به تو دستور میدهد که برای تعقیب سپاه دشمن از مدینه خارج شوی، و کسی با تو نیاید، جز کسانی که زخم و جراحتی در بدن دارند. طبق دستوری که جبرئیل از طرف خدا آورده بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد صبح روز یکشنبه، شانزدهم شوال، منادی از سوی آن حضرت صدا بزند: «یا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ! مَنْ کانَتْ بِهِ جِرَاحَةٌ فَلْیخْرُجْ وَ مَنْ لَمْ یکنْ بِهِ جِرَاحَةٌ فَلْیقِمْ»؛ ای گروه مهاجرین و انصار! هر کس که جراحتی در بدن دارد، برای تعقیب دشمن حرکت کند و کسی که جراحتی ندارد (در مدینه) بماند.
لشکر آقا رسول الله حرکت کرد، در اینجا بود که مرجفون و منافقین شروع به حربه همیشگی خود یعنی ترساندن مسلمانان کردند. شهید حاج قاسم سلیمانی با عنایت به این مطلب فرمود: «من با تجربه این را میگویم که میزان فرصتی که در بحرانها وجود دارد در خود فرصتها نیست. اما شرط آن این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم. ما حتما از این سختی عبور میکنیم». با این ایمان بود که داعش را ریشه کن کرد.
خداوند در آیه 173 سوره آل عمران این قضیه را برای درس عبرت نقل میفرماید: «الَّذینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قدْ جَمَعُوا لَکمْ فَاخْشَوْهُمْ فزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ»؛ «اینها کسانی بودند که (بعضی از مردم منافق و عوامل نفوذی دشمن)، به آنان گفتند: مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع کردهاند، از آنها بترسید! اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست.» و به دنبال این استقامت و ایمان و پایمردی، نتیجه عمل آنان را چنین بیان فرموده است: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یمْسَسْهُمْ سُوءٌ»؛ «به همین جهت، آنها (از این میدان) با نعمت و فضل پروردگارشان بازگشتند، در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید».
در تاریخ چنین وارد شده که فردی به مشرکین خبر داد و گفت: به خدا سوگند! محمد و یارانش را در «حمراء الأسد» دیدم. بر شما خشمگین و آتشین هستند. این علی بن ابی طالب است که پیشاپیش لشکر میآید. مشرکان پس از شنیدن این خبر، بیمناک گشته و فکر بازگشت به سوی مدینه را از سر بیرون کردند و شتابان به سوی مکه گریختند.
در پایان، خداوند مسلمانان را از گوش دادن به شایعات برحذر داشته است و میفرماید: «إِنَّما ذلِکمُ الشَّیطانُ یخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ»؛ «این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بی اساس) می ترساند. از آنها نترسید و تنها از من بترسید، اگر ایمان دارید!»
عزیزان! ملت بزرگ ایران ۴٧ سال است که دربرابر جبهه ظلم و استکبار مقاومت کردهاند و هر کجا لازم بوده با جان، مال و فرزندان خود در میدان حاضر شده اند، قطعا خدا این ملت را یاری خواهد داد.
این مذاکرات یا با عقب نشینی آمریکاییها در میز مذاکره همراه خواهد شد یا مذاکرات بدون نتیجه بوده و آمریکا با احتساب هزینه فایده درگیری نظامی منصرف شده و مفتضاحانه ناوهای خود را از منطقه خارج خواهد کرد و یا حماقت کرده و با حمله نظامی به ایران، منطقه به قتلگاه سربازان متجاوز آمریکایی مبدّل خواهد شد.
- نکته سوم مناسبت فرداست دهم رمضان سالروز وفات حضرت خدیجه است.
در عظمت حضرت خدیجه همین بس که جبرائیل امین هر زمان که بر پیامبر اکرم نازل میشد به ایشان عرضه میداشت:
«فَاقْرَأْ عَلَیْهَا السَّلَامَ منْ رَبهَا، وَ مِنِّی السَّلَام» از طرف خدا به حضرت خدیجه سلام برسان و از طرف من نیز سلام برسان.
در عظمت حضرت خدیجه همین بس که آیه 6 سوره احزاب که فرمود: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» پیامبر از مؤمنین بر خودشان سزاوارتر است و همسران پیامبر مادر مؤمنین هستند.
مصداق بارز و اصلی امالمؤمنین خدیجه کبری است. خدیجه کبری چنان بود که حتی قبل از اسلام دو لقب برای ایشان مشهور بود یکی امالایتام و امالصعالیک، مادر درماندگان. تمام سرمایه خودش را در اختیار پیامبر اکرم قرارداد بعضی از محققین میگویند: علت این که بعد غصب خلافت سریع فدک را گرفتند این بود که اینها تجربه حضرت خدیجه را داشتند که سرمایه عظیم حضرت خدیجه شعب ابیطالب را نجات داد.
این سرمایه حضرت خدیجه بود که اسلام را در کنار رشادتهای حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام حفظ کرد و گسترش داد دست پیامبر اکرم برای حفظ فقرا باز بود.
عالم برجسته شیعه در الصحیح من سیره النبی جلد 2 صفحه 200 میفرماید: حضرت خدیجه در هنگام ازدواج بین 25 تا 28 سال بوده است و پیامبر اکرم ۲۵ساله
ادب حضرت خدیجه را در نظر بگیرید در بحارالانوار جلد 16 صفحه 4 این مطلب آمده است که وقتی
حضرت ابوطالب عقد را خواندند پیامبر اکرم آماده شدند که از منزل حضرت خدیجه بیرون بروند جمله حضرت خدیجه این بود «إِلَی بَیْتِکَ فَبَیْتِی بَیْتُکَ وَ أَنَا جَارِیَتُک» به سوی خانه خودتان بیایید. خانه من، خانه شماست و من کنیز شما هستم.
از آن طرف علاقه پیامبر به حضرت خدیجه این تعبیر در مناقب ابن مغازلی آمده که پیامبر اکرم فرمود:
«کُنْتُ لَها عاشِقاً» من عاشق حضرت خدیجه بودم.
بانويي كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) عرض كند يا رسول الله يك درخواست دارم، فرمود بگو، گفت رویم نميشود، گفت در تمام دوران زندگي از من هيچ وقت هيچي نخواستي، بگذار اين لحظه از من بخواهي عقدهي دلم باز شود، گفت اجازه بده من با دخترم زهرا خلوت كنم و با او در ميان بگذارم، گفت باشد، پيامبر (صلی الله علیه و آله) زهرا را وارد حجره كرد و خودش از حجره بيرون رفت لحظات بعد زهرا(علیها السلام) آمد خدمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) عرض كرد ميدانيد درخواست مادرم چيست؟ فرمود: چيست؟ گفت من رویم نميشود آن عبایی را كه پيامبر درونش نماز ميخواند آن را كفن برای من قرار دهید، كه من در شب اول قبر و در صحنه قيامت و در عالم واپسين راحت باشم، پيامبر(صلی الله علیه و آله) گريه کرد، او همه دارايياش را براي كمك دين من در اختيار من گذاشت و يك بار به زبان نياورد پيراهن مصرف شده و مستعمل من را خواست از من مطالبه كند رویش نشد، خَدِيجَةُ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَة. در روایات آمده است که جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله خداوند به تو سلام میرساند و میفرماید چون حضرت خدیجه همه داراییاش را در راه ما صرف کرده ما برای تهیه کفن او سزاوارتریم و اولین کفن آسمانی برای حضرت خدیجه فرستاده شد. پیغمبر نیز ابتدا عبای خود و سپس پارچهای را که خداوند فرستاده بود برای حضرت خدیجه کفن قرار داد.
اللهم عجل لولیک الفرج. اسلام و اسلامیان عزیز بفرما. کفر و شرک و نفاق سرنگون بگردان. رهبر عزیزمان را در کنف حمایتت حفظ بفرما، روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای عزیز عالیست، متعالی بگردان. توطئه های دشمنان را به خودشان برگردان. رژیم منحوس صهیونیستی را ریشه کن و نابود بفرما. به رزمندگان جبهه مقاومت، مخصوصا مجاهدان فلسطینی نصرت عنایت بفرما. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، ازدواج برطرف بفرما؛ مرضای مسلمین شفای عاجل عنایت بفرما؛ باران رحمتت را شامل حالمان بگردان؛ عفت وحجاب و حیا و غیرت را از جامعه ما نگیر. از بلایای ارضی سمائی حفظ بفرما. عاقبت امرمان خیر بگردان.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾







