بسم الله الرحمن الرحیم
سوره حمد
در فضيلت اين سوره از پيامبر ص نقل شد: اَيُّما مُسلِمٍ قَرَأَ فاتِحةَ الكتابِ اُعطِىَ مِن الَاَجرِ كَاَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَىِ القُرآنِ، و اُعطِىَ مِن الَاَجرِ كَاَنَّمَا تَصَدَّقَ عَلَى كُلِّ مُؤمِنٍ و مُؤمِنَةٍ. هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل ديگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گويى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن صدقهاى فرستاده است.
امام صادق علیه السلام می فرماید: شيطان چهار بار ضجه زد و ناله سر داد. نخستين بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمين تنزل يافت، سومين بار هنگام بعثت محمد صلی الله علیه و اله بعد از فترت پيامبران بود، و چهارمین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد.
نکاتی در مورد سوره حمد:
1.اين سوره اساسا با سورههاى ديگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد به خاطر اينكه سورههاى ديگر همه بعنوان سخن خدا است، اما اين سوره از زبان بندگان است، و به تعبير ديگر در اين سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است. آغاز اين سوره با حمد و ستايش پروردگار شروع مىشود و با ابراز ايمان به مبدء و معاد (خداشناسى و ايمان به رستاخيز) ادامه مىيابد، و با تقاضاها و نيازهاى بندگان پايان مىگيرد.
اين نكته بسيار جالب است كه اسلام بر خلاف بسيارى از مذاهب ساختگى يا تحريف شده كه ميان” خدا” و” خلق” واسطهها قائل مىشوند به مردم دستور مىدهد كه بدون هيچ واسطه با خدايشان ارتباط برقرار كنند.
فقراتی از ابتدای دعای ابوحمزه ثمالی که در آن امام سجاد علیه السلام به بهترین شکل این حقیقت را بیان می کند:
بِكَ عَرَفْتُكَ وَأَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ وَدَعَوْتَنِى إِلَيْكَ، وَلَوْلا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ . الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى أَدْعُوهُ فَيُجِيبُنِى وَ إِنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِينَ يَدْعُونِى، وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى أَسْأَلُهُ فَيُعْطِينِى وَ إِنْ كُنْتُ بَخِيلاً حِينَ يَسْتَقْرِضُنِى، وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى أُنادِيهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتِى وَأَخْلُو بِهِ حَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّى بِغَيْرِ شَفِيعٍ فَيَقْضِى لِى حاجَتِى؛
تو را به تو شناختم و تو مرا بر هستی خود راهنمایی کردی و بهسوی خود خواندی و اگر راهنمایی تو نبود، من نمیدانستم تو که هستی، خدا را سپاس که میخوانمش و او پاسخم را میدهد، گرچه هنگامی که او مرا میخواند سستی میکنم و خدا را سپاس که از او درخواست میکنم و او به من عطا مینماید، گرچه بخل میورزم هنگامی که از من قرض بخواهد و خدا را سپاس که هرگاه بخواهم برای حاجتم صدایش کنم و هر جا که برای رازونیاز با او بخواهم بیپرده خلوت میکنم و او حاجتم را برآورد؛
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى لَاأَدْعُو غَيْرَهُ وَلَوْ دَعَوْتُ غَيْرَهُ لَمْ يَسْتَجِبْ لِى دُعائِى، وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى لَاأَرْجُو غَيْرَهُ وَلَوْ رَجَوْتُ غَيْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجائِى، وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى وَكَلَنِى إِلَيْهِ فَأَكْرَمَنِى وَلَمْ يَكِلْنِى إِلَى النَّاسِ فَيُهِينُونِى، وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى تَحَبَّبَ إِلَىَّ وَهُوَ غَنِيٌّ عَنِّي، وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى يَحْلُمُ عَنِّى حَتَّى كَأَ نِّى لَاذَنْبَ لِى، فَرَبِّى أَحْمَدُ شَىْءٍ عِنْدِى وَأَحَقُّ بِحَمْدِى؛
خدا را سپاس که غیر او را نمیخوانم که اگر غیر او را میخواندم دعایم را مستجاب نمیکرد و خدا را سپاس که به غیر او امید نبندم که اگر جز به او امید میبستم ناامیدم میکرد و خدا را سپاس که مرا بخودش واگذاشت، ازاینرو به من رافت و محبت کرد و به مردم وانگذاشت تا مرا خوار کنند و خدا را سپاس که با من دوستی ورزید، درحالیکه از من بینیاز است و خدا را سپاس که بر من بردباری میکند تا آنجا که گویی مرا گناهی نیست! پروردگارم ستودهترین موجود نزد من بوده و به ستایش من سزاوارتر است؛
- سوره حمد، هم سنگ کل قرآن است. در حديثى از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىخوانيم كه: الحمدُ اُمُّ القرآن. جابر بن عبد اللَّه انصارى خدمت پيامبر صلی الله علیه و آله رسيد، پيامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: اَلا اُعَلِّمُكَ اَفضَلَ سورةٍ اَنزَلَها اللَّهُ فى كتابِه؟ قالَ فقال له جابر بلى باَبِى اَنتَ و اُمِّى يا رسولَ اللَّه! عَلَمَنِيها، فعَلَّمَهُ الحمدَ، اُمَّ الكِتابِ
آيا برترين سورهاى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعليم كنم، جابر عرض كرد: آرى پدر و مادرم به فدايت باد، به من تعليم كن، پيامبر صلی الله علیه و آله سوره حمد كه ام الكتاب است را به او آموخت، سپس اضافه فرمود: اين سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.
و نيز از پيامبر صلی الله علیه و آله نقل شده كه فرمود: وَالَّذِى نَفسِى بِيَدِه ما اَنزَلَ اللَّهُ فِى التُّوراةِ، و لا فى الزَّبُورِ، و لا فِى القُرآنِ مِثلَها. قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجيل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن، مثل اين سوره را نازل نكرده است.
تعبیر به اُمّ که به معنى اساس و ريشه است شاید به این خاطر است که اين سوره مراحل سهگانه ايمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به اركان را در بر دارد. شايد به همين دليل است كه” ابن عباس” مفسر معروف اسلامى مىگويد: اِنَّ لِكُلِّ شىءٍ اَساسا … و اَساسُ القُرآنِ الفَاتِحَةُ. ” هر چيزى اساس و شالودهاى دارد … و اساس و زير بناى قرآن، سوره حمد است“.
- سوره حمد افتخار بزرگ پيامبر صلی الله علیه و آله: در آيات قرآن سوره حمد به عنوان يك موهبت بزرگ به پيامبر صلی الله علیه و آله معرفى شده، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است: وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ:” ما به تو سوره حمد كه هفت آيه است و دو بار نازل شده داديم همچنين قرآن بزرگ بخشيديم” (سوره حجر آيه 87). مىدانيم” سبع” در لغت به معنى” هفت” و” مثانى” به معنى” دو تاها” است، و بيشتر مفسران و روايات، سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي را كنايه از سوره” حمد” گرفتهاند، زيرا سوره حمد بنا بر معروف، هفت آيه است و از اين نظر كه به خاطر اهميت اين سوره و عظمت محتوايش دو بار بر پيامبر صلی الله علیه و آله نازل گرديده و يا اينكه از دو بخش تشكيل شده (نيمى از آن حمد و ثناى خدا است و نيمى از آن تقاضاهاى بندگان است در حديثى از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مىخوانيم كه خداوند مىفرمايد: من نماز (سوره حمد) را بين خود و بندهام به دو قسمت تقسيم كردهام، نيمى مربوط به من و نيم ديگر از بندگان مىباشد (مجمع البيان جلد اول صفحه 17).) و يا اينكه دو بار در هر نماز خوانده مىشود، به اين جهات، كلمه مثانى يعنى دو تاها بر آن اطلاق شده است.
بعضى از مفسران نيز اين احتمال را دادهاند كه” سبع اشاره به هفت سوره بزرگ آغاز قرآن است، و مثانى كنايه از خود قرآن،، چرا كه قرآن دو بار بر پيامبر صلی الله علیه و آله نازل شد يك بار به طور جمعى، و يك بار تدريجى و به حسب نيازها و در زمانهاى مختلف، بنا بر اين سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي يعنى هفت سوره مهم، از مجموعه قرآن. ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد بخصوص اينكه در رواياتى كه از ائمه اهل بيت علیهم السلام نقل شده به همين معنى يعنى سوره حمد تفسير شده است. در حديثى اميرمؤمنان على علیه السلام از پيامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند كه فرمود: اِنَّ اللَّهَ تعالى اَفردَ الِامتنانَ عَلىَّ بفاتحةِ الكتابِ و جَعَلَها باِزاءِ القُرآنِ العَظيمِ. خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظيم قرار داده است.
- چرا نام اين سوره فاتحة الكتاب است؟ ” فاتحة الكتاب” به معنى آغازگر كتاب (قرآن) است، و از روايات مختلفى كه از پيامبر ص نقل شده به خوبى استفاده مىشود كه اين سوره در زمان خود پيامبر صلی الله علیه و آله نيز به همين نام شناخته مىشده است. از اينجا دريچهاى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مىشود و آن اينكه بر خلاف آنچه در ميان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پيامبر ص به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابو بكر يا عمر يا عثمان جمعآورى شد قرآن در زمان خود پيامبر ص به همين صورت امروز جمعآورى شده بود، و سرآغازش همين سوره حمد بوده است، و الا نه اين سوره نخستين سورهاى بوده است كه بر پيامبر ص نازل شده، و نه دليل ديگرى براى انتخاب نام فاتحة الكتاب براى اين سوره وجود دارد. ” خوارزمى” دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب” مناقب”نقل مىكند كه على بن ابى طالب و ابى بن كعب، قرآن را در زمان رسول خدا ص جمعآورى كردند. ” حاكم” نويسنده معروف اهل سنت در كتاب” مستدرك” از” زيد بن ثابت” آورده است: زيد مىگويد:” ما در خدمت پيامبر ص قرآن را از قطعات پراكنده جمعآورى مىكرديم و هر كدام را طبق راهنمايى پيامبر ص در محل مناسب خود قرار مىداديم، ولى با اينحال اين نوشتهها متفرق بود پيامبر ص به على ع دستور داد كه آن را يك جا جمع كند، و ما را از ضايع ساختن آن بر حذر مىداشت”.
اصرار برخی بر اينكه قرآن به هيچوجه در زمان پيامبر صلی الله علیه و آله جمع آورى نشده و اين افتخار نصيب عثمان يا خليفه اول و دوم گشته شايد بيشتر به خاطر فضيلت سازى بوده باشد، و لذا هر دستهاى اين فضيلت را به كسى که دوست دارد نسبت مىدهد. اصولا چگونه مىتوان باور كرد پيامبر صلی الله علیه و آله چنين كار مهمى را ناديده گرفته باشد در حالى كه او به كارهاى بسيار كوچك هم توجه داشت، مگر نه اين است كه قرآن قانون اساسى اسلام، كتاب بزرگ تعليم و تربيت، زير بناى همه برنامههاى اسلامى و عقائد و اعتقادات است؟ آيا عدم جمعآورى آن در عصر پيامبر صلی الله علیه و آله اين خطر را نداشت كه بخشى از قرآن ضايع گردد و يا اختلافاتى در ميان مسلمانان بروز كند.
تعبیر حدیث ثقلین با عبارت کتاب الله از قرآن نیز موید این است كه قرآن به صورت يك كتاب جمع آورى شده بود.
بدان كه اينسوره نزد عبد اللَّه عباس و قتاده مكى است و مجاهد گفته كه مدنى است و اول اصح است زيرا كه أمير المؤمنين (ع) فرموده كه نزلت فاتحة الكتاب بمكة من كنز تحت العرش. يعنى سوره فاتحة الكتاب از گنجهاى زير عرش بمكه نزول اجلال يافته و ابن عباس روايت كرده كه چون حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله در مكه به اداى رسالت بر خواست سخن اول او اين بود كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ تا آخر و نيز بصحة پيوسته كه آن حضرت بعد از بعثت ده سال در مكه اقامت نمود و مردمان را بنماز امر فرمود و ايشان منقاد امر آن حضرت شده بنماز اقدام مينمودند و بنا بر حديث مشهور از موافق و مخالف كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرموده كه (لا صلاة الا بفاتحة الكتاب) فاتحه جزء نماز است و شرط صحت آن پس مكى باشد و بعضى گفتهاند كه اينسوره دو بار نازل شده يك بار در مكه در وقت فرض صلاة يوميه و بار ديگر در مدينه در حين تحويل قبله.
درباره اولين آيه يا سوره نازل شده بر پیامبر(ص) سه نظریه وجود دارد: 1. سه يا پنج آيه از اول سوره «علق». 2. سوره «مدّثّر». 3. سوره «فاتحه». البته ميان اين سه نظر مى توان به گونه اى جمع كرد؛ زيرا نزول سه يا پنج آيه از اول سوره «علق» به طور قطع با آغاز بعثت مقارن بوده، و اين مسئله مورد اتفاق است. سپس چند آيه از ابتداى سوره مدّثّر نازل شده؛ ولى اولين سوره كامل كه بر پيامبر(ص) نازل گرديده سوره «حمد» است. چند آيه از سوره «علق» يا سوره «مدّثّر» در آغاز، عنوان سوره نداشته و با نزول بقيه آيه هاى سوره اين عنوان را يافته اند. پس به ملاك ترتيب نزول سوره ها، اولين سوره، «علق» و پنجمين سوره، «حمد» است؛(۱: علق ۲: ن والقلم ۳: مزمل ۴: مدثر ۵: فاتحه) اما به ملاك سوره كامل، اولين سوره كامل «حمد» است. اما در خصوص آخرین آیات نازل شده به نظر میرسد آخرین آیه که پایان کار رسالت را خبر میدهد، آیه اکمال است و آخرین سوره که به طور کامل نازل شده، سوره نصر است.

















