صوت خطبه اول نماز جمعه 23 مرداد
متن خطبه اول:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ و الثَّناءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين، نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَشکُرُهُ و نَتَوَسَّلُ اِلَیه وَ نَتَوكَّلُ عَلَيهِ، ثُمَّ نُصَلّي و نُسَلِّمُ عَلی حَبِیبِه و نَجِیبِه، سَيِّدِنا سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين أَبِی الْقَاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد و على آله الاَطیَبِین الاَطهَرین المُنتَجَبِین الهُداةِ المَهدِیِّین سیَّما بقیّةِالله فى الاَرَضِین و صَلَّی اللهُ على ائمّةِ المُؤمِنین و هُداةِ المُستَضعَفِین و حُماةِ المُؤمنین.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
در دویست و چهل و سومین خطبه، 23مرداد ماه، خودم و شما برادران و خواهران گرامی را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
سفر آخرتِ ما، به تعبیر امام مجتبی (علیهالسلام) بسیار طولانی است؛ «آهِ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ بُعْدِ الطَّرِيقِ». و این سفر طولانی نیاز به زاد و توشه دارد و «إِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى». بهترین زاد و توشه این است که انسان واجبات خودش را انجام بدهد و محرمات الهی را ترک بکند.
در دعای ندبه میخوانیم«وَإِعَانَتِنَا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ». خدایا کمکمان کن حق حضرت را به جا بیاوریم. یکی از مهمترین خواسته های حضرت از ما اطاعت است. در توقیع و نامه امام زمان، نامه دوم حضرت به شیخ مفید این آمده: وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا؛ اگر شیعیان ما، وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ؛ اینجا حضرت صاحب برای شما دعا کردند، اگر شیعیان ما که خدا آنها را توفیق بدهد برای بندگی و طاعت، عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ؛ قلبهایشان با هم اجتماع میکرد در چه؟ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ؛ نسبت به آن عهدی که بر عهدهشان است. آن عهد اطاعت و عهد نصرت، وفا میکردند. آن هم نه انفرادی، با یک گل بهار نمیشود، اجتماع قلوب پیدا میکردند همگی در عهد نصرت، در عهد اطاعت. نتیجهی این چه میشد؟ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا؛ تأخیر نمیافتاد یمن و میمنت و مبارکی ملاقات ما برای آنها. در کتاب «فصل وصل» نوشته آیتالله مهدوی جلد سه، تشرف حجتالاسلام آقای نوربخشیان را نقل کرده که سال ۱۳۷۳ شمسی از دنیا رفتند؛ یعنی ۳۳ سال پیش. ایشان نقل میکنند که سال ۴۳ تا ۴۵ در فیضیه حجره داشتند، مدتی هم در مدرسه حاج ابوالفتح تهران. برای ازدواج فقیر بودند. بعد یک نذری به ذهنشان آمد که از آن مدرسه تا حرم حضرت عبدالعظیم علیهالسلام ۴۰ روز بروند، در مسیر ۱۰۰۰ تا صلوات بفرستند، در حرم زیارت عاشورا بخوانند، برگشتنه ۱۰۰ تا لعن و سلام را بگویند، وقتی رسیدند به حجره، علقمه را بخوانند. روز چهلم جمعه بود. میگوید خادم رفت، من تنها در مدرسه بودم، یک دفعه دیدم من داشتم علقمه میخواندم، یک جوان ۳۰ ساله از حیاط من را صدا زد. رفتم محضر ایشان، گفتم شما کی هستی؟ گفت من از طرف فرمانده هستی، امام زمان، حضرت حجت صلواتالله علیه آمدهام خواستههای شما را بدهم. خود حضرت را ندید، فرستاده حضرت را دید. بعد گفت باز هم میتوانم شما را ببینم؟ فرمود دوشنبه ساعت ۱۰. بعد میگوید دیگر ایشان را ندیدم تا ۶ ماه بعد در حرم حضرت عبدالعظیم علیهالسلام ایشان را دیدم. مسیری که ایشان میرفت را تعقیب کردم، مغازهاش را پیدا کردم. از همسایهاش پرسیدم که این آقا را میشناسی؟ چه جور آدمی است؟ گفت فقط این را میدانم که ایشان همیشه در مغازه نگاهش به قرآن است. دوم اینکه خانم بیحجاب که میآید، میگوید من با شمای بیحجاب معامله نمیکنم.
پس یکی از خواستههای امام زمان علیهالسلام این است: نسبت به چشممان مراقبت داشته باشیم، نسبت به تلاوت قرآن اهتمام بیشتری داشته باشیم. نسبت به اطاعت پروردگار و اعمال صالح اهتمام بیشتری داشته باشیم.
عمل نیک، مثل نماز جمعه، مثل نماز خواندن، روزه گرفتن، جهاد، یک رنجی دارد. شما دو ساعت وقت تعطیلیتان را در روز جمعه میگذارید، از راه دور و نزدیک میآیید به نماز. شبها در سنگر خیابان حاضر میشوید. مشکلاتی دارد، سختیهایی دارد، اما «تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ»، سختی و رنجش میرود، «وَیَبْقَی أَجْرُهُ»، پاداش عظیم آن، چه در دنیا و چه در آخرت میماند. لذا پیامبر اعظم در این حدیث شریف فرمودند: «إِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ»، بهشت با سختیها محفوف است، دوروبرش را سختیها گرفته است. ولی «وَإِنَّ النَّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ»، جهنم محفوف است، دوروبرش را گرفتند شهوتها. حاج قاسم سلیمانی عزیز و همهی شهدا، امام شهیدمان، امام راحلمان، سختیها را در عمر شریفشان گذراندند، اما الان در بهشت برزخی و بعد در بهشت آخرتی تا پایان، تا ابدیت، در راحتی هستند.
پروردگارا، امام امت، قائد شهید، همه شهدا، شهدای شهرستان خوی، مراجع درگذشته، مرحوم آیت الله العظمی خویی و علمای سلف شهرمان مخصوصا امامین جمعه فقیدمان مرحوم حاج آقا نجمی و مرحوم حاج آقا شکوری و اموات جمع حاضر را غریق رحمت بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
صوت خطبه دوم نماز جمعه 23 مرداد
متن خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ و الصلاةُ و السلامُ علي خَيرِ خَلقِهِ و اَشرَفِ بَرِيَّتِه حَبیبِنا و حَبيبِ اِلهِ العَالمِين أَبِی القَاسمِ محمد و على آله الأطيبين الأطهرين. اَللَّهُمَّ صَلِّ و سَلِّم عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ حَبیبَتِه الزَّهْرَاءِ المَرضِیَّةِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ، وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سِیِّدِ الْعابِدِینَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقرِ عِلمِ النَّبِیِّین وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادِقِ البَارِّ الاَمِین وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الکاظمِ الطاهرِ الطُهر وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا المُرتَضَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ التَّقی الجَواد وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِی النَّاصِحِ الْأَمِین وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الذَّکِی العَسکَری والحُجَّةِ بنِ الحَسنِ َالْخَلَفِ الْقَائِمِ الْهَادِي الْمَهْدِيّ حُجَجِكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَ أُمَنَائِكَ فِي بِلادِكَ، صَلاةً كَثِيرَةً دَائِمَةً نَامِيَةً بَاقِيَةً تَامَّةً تُعَجِّلُ بِهَا فَرَجَهُ وَ تَنْصُرُهُ بِهَا وَ تَجْعَلُنَا مَعَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ اللَّهُمَّ إِنِّا نَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِحُبِّهِمْ وَ نُوَالِي وَلِيَّهُمْ وَ نُعَادِي عَدُوَّهُمْ فَارْزُقْنا بِهِمْ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنّا بِهِمْ شَرَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَهْوَالَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنا من أَعْوَانِهِم و شِيعَتِهِم و مُحِبِّیهِمْ وَ المُسْتَشْهَدينَ بَیْنَ یَدَيهِمْ.
عبادَ الله اُوصیکم و نَفسِی بِتقوَی الله.
برادران و خواهران، خودم را و همهی شما را مجددا به تقوای الهی توصیه میکنم.
در خطبه دوم به ذکر چند مناسبت بسنده میکنم:
- اولین جمعه ماه ربیع الاول مصادف با هجرت پیامبر عظیم الشان اسلام به مدینه منوره و نزول آیه شریفه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. از مردم كسى است كه براى كسب خشنودى خدا، جان خود را مىفروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. آیه 207 سوره بقره به نام امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر به خطر انداختن جانش و خوابیدن در بستر پیامبر در جهت حفظ جان رسول خدا در شب معروف به لیلة المبیت نازل گردیده است.
- (بهمناسبت 21مرداد، روز ملی دریای خزر)
سیاستگذاری و تعیین سهم ایران از دریای خزر همواره در طول تاریخ محل بحث بوده است. مطابق معاهدات ۱۹۲۰ و ۱۹۴۱، دریای خزر میان ایران و روسیه سهمبندی شده و البته عدد دقیق برای نسبتبندی در آن معاهدات نیامده است. اما آنچه که در این سند مهم است این است که بخش میانی دریا مشاع تعیین شده است. سندی محیط زیستی در دولت اصلاحات امضا شده، سندی هم توسط دولت در سال۱۳۹۷ امضا شده که دارای ابهامات و ایراداتی است، لایحهای هم اخیرا توسط دولت به مجلس ارسال شده است.
عدهای لایحه تقدیمی دولت به مجلس را خیانت میدانند و گروهی خدمت و گروه سومی هم لایحه را نیازمند اصلاح میدانند. اجمالا زمانی ما بودیم و روسیه یا شوروی یعنی دو کشور الان ۲ کشور تبدیل به ۵ کشور شده است و هر کس سهم خود را میخواهد و قصه بیش از دو دهه است ادامه دارد.
علت اصرار دولت به خاطر بندی از این معاهده است که بر اساس آن حضور نیروهای خارجی غیر از کشورهای ساحلی ممنوع است و صلح در دریا تضمین میشود.
این استدلال به نظر چندان منطقی نیست چراکه اگر بنا بود چنین تعهداتی اجرا شود اکنون شاهد حملات آمریکاییها از کشورهای جنوبی و برخی تهاجمات هوایی از کشورهای همسایه شمالی ایران نبودیم.
توصیه ما به مسولین در شرایط حاضر این است که متوجه مسأله اصلی کشور باشند و نشان دهند اولویت با موضوع جنگ و اقتصاد است. تجربه نشان داده پیوستن ایران به معاهدات و کنوانسیونهای جهانی و منطقهای نه تنها کمکی به منافع ملی ما نکرده در موارد متعددی هم ماجرا بر عکس شده است.
نکته سوم اینکه در شرایطی که هم ابهامات جدی درباره این معاهده وجود دارد و هم فرصت بررسی در شرایط جنگی چندان فراهم نیست چه لزومی وجود دارد که با فوریت و فشار به مجلس به دنبال تصویب فوری چنین معاهداتی باشیم.
نکته آخر اینکه انشالله با تعیین تکلیف وضعیت جنگ در آینده نه چندان دور تمام این موضوعات خود به خود با ظهور قدرت جهانی ایران حل و فصل خواهد شد.
- (بهمناسبت سالروز جدایی بحرین از ایران؛ ۲۳ مرداد)
جملهای طلایی در بیانیه گام دوم رهبر شهید انقلاب
«برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربهها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزهای قوی، تحریف و دروغپردازی دربارهی گذشته و حتی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همهی ابزارها برای آن بهره میگیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیادهنظامش نمیتوان شنید» (بیانیه گام دوم انقلاب).
این بیان شاخص رهبر شهید انقلاب ناظر به این واقعیت است که بسیاری از مشکلاتی که در ایران پیش آمده، ناشی از عدم درک صحیح از راهبرد قدرتهای بزرگ نسبت به ایران به علت قابلیتهای بالقوه کشور بود. قدرتهای استعماری عملا تلاش کردند تا در قلب زمین (هارت لَند)، کشور قدرتمندی وجود نداشته باشد. براساس این راهبرد، این قدرتها در این دویست سال اخیر، به این نتیجه رسیدند که ایرانِ دارای تمدن غنی و ظرفیتهای بالقوه نباید قدرتمند شود، بلکه باید تضعیف و حتی تجزیه شود؛ بنابراین از همه ابزارها اعم از سختافزاری و نرمافزاری برای رسیدن به اهداف خود بهره میبردند.
تلاش دویستساله انگلیس برای کوچکشدن نقشه ایران
در میان این قدرتهای چپاولگر، ایران برای استعمار انگلیس اهمیت مضاعف داشت؛ زیرا بریتانیا، هند را که ثروت و منابع طبیعی سرشار، بازار مصرف بزرگ و نیروی کار ارزان داشت، مستعمره خود قرار داده بود و طبق گزارش لُرد کُرزُن (نایبالسلطنه هند) و برخی از لُردهای انگلیس در کتاب «رستاخیز ایران»، ایران سپر دفاعی هند بود و کشور پوشالی یعنی محافظ و ضربهگیر به حساب میآمد و همین موضوع ایران را به مدت صد سال عقب نگه داشت.
انگلستان طی دویست سال گذشته یک میلیون و دویست و شصت هزار کیلومتر مربع (۱۲۶۰۰۰۰) از خاک ایران را جدا کرد. آخرین جدایی سرزمینی را تنها هفت سال قبل از انقلاب، رقم زد. بحرین سالها است که میزبان مقر فرماندهی سنتکام (نیروهای مرکزی آمریکا) است. این یعنی بزرگترین دشمن منطقه، درست در همسایگی ایران و در منطقهای مستقر است که زمانی بخشی از ایران بود. از این رو، تصمیم شاه خائن در جدایی بحرین از ایران (۲۳ مرداد ۱۳۵۰ ه. ش)، به عنوان یکی از بزرگترین اشتباهات راهبردی در تاریخ معاصر ایران است. چرا که این تصمیم حماقتآمیز، امروز به یک تهدید امنیتی جدی برای ایران تبدیل شده است.
سِر گور اوزِلی، سفیر بریتانیا در ایران و دلال و نویسنده قرارداد ننگین عهدنامه گلستان، گفته بود: «برای صیانت از منافع انگلستان در هند، ایران بایستی در وحوشیت و بربریت نگاه داشته شود»، سیاست دویستساله غرب در قبال ایران بود و اجازه نمیدادند ایران هیچگونه پیشرفتی داشته باشد. بعدها با کشف نفت در ایران در اواخر ۱۹۰۹، موج دوم استعمارگری علیه ایران شروع شد و خود ایران موضوعیت پیدا کرد و انگلیس آن را تصاحب و غارت کرد. بنا به گفته چرچیل، نفت ایران مانند خونی در رگهای فسرده امپراتوری بریتانیا جریان پیدا کرد و به آن حیات مجدد داد. بنابراین، پایههای استعمار انگلستان روی منابع هند و بعدها نفت ایران محکم شد.
درک تحولات در ایران بدون بررسی نقش مخرب استعمار امکانپذیر نیست. موارد فوق فقط شمهای از این جنایات بود که اگر خوب تبیین نشود، استعمار یک چهره خیلی صمیمی و دوستداشتنی از خود به نمایش میگذارد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.
- مناسبت دوم سالروزکودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ است. شومترین و نکبتبارترین پیامد و نتیجه کودتای ۲۸ مرداد، این بود که حکومت وابسته و دستنشانده پهلوی، به مُنحطترین سطح وابستگی و دستنشاندهگی سقوط کرد.
دولتمردان آمریکایی بعد از کودتا، کلانفرمایش و خُردهفرمایشهای خود را بر سر شاه هوارکردند. جانافکندی (رئیس جمهور سی و پنجم آمریکا) به شاه امر میکرد باید برای جلوگیری از انقلاب کمونیسیتی، اصلاحات گستردهای را در کشاورزی، صنعت، تقویت طبقه متوسط، و توجه به کارگران و روشنفکران ایجاد کند.
یک نمونهاش اصلاحات اراضی است، خواهران، برادران، ظاهر زیبندهای دارد که بیاییم زمینها را بدهیم به مردم، از خوانین بگیریم، اما آنچه که در عمل اتفاق افتاد، ملاکان بزرگ، زمینداران بزرگ، از جمله خود خاندان پهلوی زمینهایشان تقسیم نشد.
کشاورزی ایران از جایگاه صادرکننده تبدیل شد به واردکننده. روستاییان به شهرها مهاجرت کردند. در طول ۱۱ سال، عدد را دقت کنید خواهران، برادران، جوانان عزیز، در طول ۱۱ سال ۲۰ هزار روستای ایران خالی از سکنه شد در اثر همین اصلاحات اراضی. تشخیص امام این بود که همه اینها مقدمه است برای اسلامزدایی. کندی از دموکراتها بود. الان ترامپ جزو جمهوریخواهها است، روششان نظامی است، دموکراتها روششان دیپلماتیک و اصلاحات و امثالذلک است. ولی هدفشان مشترک است، این را بدانید خواهران، برادران. جمهوریخواه باشد یا دموکرات باشد، هدفشان اسلامزدایی است، مبارزه با ولایت الهیه و ولایت غدیر و اِسلامِ نابِ محمّدی (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) است.
پس از پایان جنگ ویتنام، شاه به دستور راکفلر (معاون جرالد فوورد سی و هشتمین رئیسجمهور آمریکا) به خاطر آنکه هفتاد هزار نظامی آمریکایی بیکار نشوند شصت هزار آمریکایی بازگشته از ویتنام را در نیروی هوایی و ارتش ایران استخدام کرد.
در سرکوب جبهۀ آزادیبخش ظُفّار در عمان، نظامیان انگلیسی و آمریکایی تمام آذوقه و حقوق خود را از عمان میگرفتند، ولی دولت شاهنشاهی ایران به آنها کمک میکرد. نظامیان انگلیسی و آمریکایی هیچ کشته یا زخمی ندادند، اما تلفات ارتش ایران از شروع عملیات در آذر ۱۳۵۲ تا پایان سال ۱۳۵۴، کشته شدنِ ۲۵ درجهدار و ۱۸۶ سرباز و مجروح شدنِ بیش از هفتصد تن بود. دخالت در در جنگهای داخلی یمن، جنگ میان سومالی و اتیوپی، کمکهای مالی و نظامی بلاعوض به پاکستان در برابر هند، کمک به از دولت زئیر، پشتیبانی از پادشاه مراکش علیه چریکهای پولیساریو، بازکردن شیرهای نفت ایران را به روی جهان غرب و اسرائیل در جریان تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۶۷م، و… همه و همه نتیجه تعمیق دستنشاندگی پساکودتای ۲۸مرداد بود.
5- (بهمناسبت چهلمین روز خاکسپاری امام شهید؛ ۲۹ مرداد)
یکی از ابعاد مهم خونخواهی امام شهید، مطالبه و پیگیری قضایی و حقوقی جنایت به شهادت رساندن رهبر عظیم الشأن ملت ایران و امت اسلامی از طریق مجامع حقوقی بین الملل و مبتنی بر قوانین جهانی آن است.
بله! هرچند حقوق بینالملل، که همواره با دو بحران «استانداردهای دوگانه» و «کارکرد ابزاری در دست قدرتهای سلطهگر» مواجه بوده است؛ نشان داده است که چندان توانایی مهار قدرتهای لگامگسیخته را ندارد؛ اما با این حال نباید به این بهانه از مطالبه مجازات، قصاص و انتقام عاملین و مسببین این جنایت عظیم غفلت کرد.
همچنین باز میدانیم حقوق بین الملل در عمل، هرگاه با منافع قدرتهای بزرگ در تعارض قرار گیرند، به مسلخ توجیه یا انکار کشیده شده و میشوند؛ اما مجاری حقوقی اثبات این جنایات (اعم از شهادت اما شهید، جنایت مدرسه میناب، جنایت بمباران عجیب شهر لامرد، و…) در دنیا و در نزد افکار جهانی، آنقدر مهم و حیاتی هست که نباید از هیچ کوششی در راستای مطالبات حقوق ملت مظلوم ایران فروگذار نمود.
خونخواهی امام شهید مبتنی بر حقوق بین الملل، معنایی ذیل این آیه شریفه است که میفرماید: «مَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ» (نساء: ۷۴). «جملهای است که حضرت علی (علیه السلام) در نامه معروف خودشان به مالک اشتر، از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نقل میکند، میفرماید: «فَاِنّی سَمِعْتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ فی غَیْرِ مَوْطِنٍ: لَنْ تُقَدَّسَ اُمَّةٌ حَتّی یُؤْخَذَ لِلضَّعیفِ حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِعٍ»؛ هیچ امت و قومی به مقام قداست و تقدیس و- به تعبیر ما- به مقام ترقی و رُقاء نمیرسد مگر آنکه قبلاً این مرحله را گذرانده باشد که ضعیف در مقابل قوی بایستد و حق خود را مطالبه کند، بدون آنکه زبانش به لکنتی بیفتد. یعنی اسلام آن ضعیفی را که حق خود را نمیتواند مطالبه کند، به رسمیت نمیشناسد. جامعهای که در آن، ضعفا آنقدر ضعیف النفس باشند که نتوانند حقوق خود را مطالبه کنند، یک جامعه اسلامی نیست» (مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۳، ص۲۶۶).
خونخواهی امام شهید علاوه بر بُعد فقه فردی، از یکسو، ساحت حقاللهی دارد و از سوی دیگر، ساحت حقالناسی؛ و حقالناس آن نیز نه فقط ناظر به خانواده و اولیای دم نیست، بلکه شامل حق جامعه و حق امت نیز میشود. بدین ترتیب، این بحث دارای ابعاد فقهی، کلامی، حِکمی، اجتماعی و تمدنی است.
بهعنوان مثال، جنایاتی که جنبه حقالناسی دارند، معمولاً قابل گذشت از سوی اولیای دم هستند، اما قتل امام مسلمین که نقشی بیبدیل در هدایت جامعه اسلامی ایفا میکند، صرفاً یک جنایت خانوادگی محسوب نمیشود و ابعاد اجتماعی و تمدنی آن، آن را از شمول قواعد عادی قصاص و عفو خارج میسازد. به عبارت دیگر، اولیای دم امام مسلمین، منحصراً فرزندان و خویشان ایشان نیستند و امت اسلامی نیز بهنوعی، اولیای دم محسوب میشوند. این نکته، موضوع را به حوزه فقه نظام و فقه حکمرانی میکشاند.
ما خَلا قاتِلَ الحُسَینِ
همچنان که یکی از روایات سلسلة الذهبی امام رضا(ع) که به نقل از پدران طاهرینش(ع) از پیامبر خدا(ص) بیان میفرماید، این فرمایش است: «حضرت موسى بن عمران(ع) از خدای متعال درخواست کرد: خدایا! برادرم هارون در گذشت، او را بیامرز. خدای متعال به او فرمود: «اى موسى! اگر برای پیشینیان و پسینیان، از من چیزى بخواهى، اجابتت مىکنم، جز در بارۀ قاتل حسین بن على بن ابى طالب، که من، انتقام او را از قاتلش مىگیرم» (إنَّ موسَى بنَ عِمرانَ سَأَلَ رَبَّهُ عز و جل، فَقالَ: یا رَبِّ، إنَّ أخی هارونَ ماتَ، فاغفِر لَهُ! فَأَوحَى اللّه تَعالى إلَیهِ: یا موسى، لَو سَأَلتَنی فِی الأَوَّلینَ و الآخِرنَ لَأَجَبتُکَ، ما خَلا قاتِلَ الحُسَینِ بنِ عَلی بنِ أبی طالِبٍ فَإِنّی أنتَقِمُ لَهُ مِن قاتِلِهِ (عیون أخبار، ج۲، ص۴۷)).
نه تنها قاتلین عفو نمیشوند بلکه فرزندان نیز مجازات میشوند.
امام رضا علیه السلام در تبیینی مهم، منطق سنت الهی انتقام و طلب ثار امام حسین(ع) را توسط امام مهدی(ع) چنین بسط معنایی میدهند: «هنگامى که حضرت قائم(ع) خروج کند، فرزندان قاتلان امام حسین(ع) را به خاطر کار پدرانشان مىکشد، زیرا آنان راضى به کار پدرانشان هستند و به آن افتخار مىکنند و کسى که به چیزى رضایت داشته باشد، مانند کسى است که آن کار را انجام داده است. اگر کسى در مشرق کشته شود و کسى در مغرب به این کار راضى باشد، فرد راضى نزد خداوند، شریک قاتل به حساب مىآید» (إِذا خَرَجَ القائِمُ قَتَلَ ذَرارِىَ قَتَلَةِ الحُسَینِ بِفِعالِ آبائِها… فَإنَّ ذَرارِىَّ قَتَلَةِ الحُسَینِ یرضَونَ أَفعالَ آبائِهِم وَ یفتَخِرُونَ بِها وَ مَن رَضِی شَیئاً کانَ کَمَن أَتَاهُ وَ لَو أَنَّ رَجُلاً قُتِلَ فِى المَشرِقِ فَرَضِىَ بِقَتلِهِ رَجُلٌ فِى المَغرِبِ لَکانَ الرَّاضِى عِندَ اللّهِ شَریکَ القَاتِلِ (علل الشرائع، ص ۲۲۹؛ عیون أخبار، ج۱، ص۲۷۳)).
فِي تَفْسِيرِ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لاَ يَدْخُلُ اَلْجَنَّةَ مِنَ اَلْبَهَائِمِ إِلاَّ ثَلَثَةٌ: حِمَارَةُ بَلْعَمَ ، وَ كَلْبُ أَصْحَابِ اَلْكَهْفِ وَ اَلذِّئْبُ، وَ كَانَ سَبَبَ اَلذِّئْبِ أَنَّهُ بَعَثَ مَلِكٌ ظَالِمٌ رَجُلاً شُرْطِيّاً لِيَحْشُرَ قَوْماً مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ يُعَذِّبَهُمْ، وَ كَانَ لِلشُّرْطِيِّ اِبْنٌ يُحِبُّهُ، فَجَاءَ ذِئْبٌ فَأَكَلَ اِبْنَهُ فَحَزِنَ اَلشُّرْطِيُّ عَلَيْهِ، فَأَدْخَلَ اَللَّهُ ذَلِكَ اَلذِّئْبَ اَلْجَنَّةَ لِمَا أَحْزَنَ اَلشُّرْطِيَّ.
آنچه در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد، این است که میان این سطوح مختلف جنایت، تفاوت ماهوی وجود دارد. ظلم به یک فرد عادی، هرچند بزرگ و نارواست، اما ظلم به امام مسلمین که نقشی بیبدیل در هدایت و صیانت از جامعه اسلامی دارد، ابعاد بسیار فراتری دارد. این جنایت، نه تنها به یک خانواده، بلکه به تمام امت اسلامی و به تاریخ و تمدن آن ضربه وارد میکند. یکسان دانستن احکام این سطوح از جنایت، با اصل و قاعده عدالت ناسازگار است. همان طور که ظلم فرعون، قارون و نمرود هرگز با ظلم فردی که به همسرش ستم روا میدارد یا مرتکب قتل یک فرد میشود، برابر نیست؛ اگرچه هر دو ظلم هستند، اما مرتبه و سنخ آنها متفاوت است و این تفاوت، در احکام و آثار حقوقی و کیفری نیز تأثیرگذار است.
عدالت اقتضا میکند که هر جنایتی به اندازه خود مجازات شود. اگر ظلمی، هم جنبه فردی، هم جنبه اجتماعی و هم جنبه تمدنی داشته باشد، نمیتوان آن را با یک جنایت ساده فردی برابر دانست. از این رو، ضرورت دارد که خونخواهی امام شهید، در چهارچوب فقه نظام و فقه حکمرانی نیز بررسی شود. زیرا اساسا جنایت علیه امام مسلمین، به چند دلیل از شمول احکام عادی قصاص و عفو خارج است:
– دلیل اول بر اساس قواعد فقهی، ناظر به «مفسدهزُدایی» و «ضرر» است؛ زیرا عفو از قصاص در این جنایت، میتواند مفسدهای بزرگتر از خود جنایت ایجاد کند.
– دلیل دوم بر اساس قاعده «عدالت» است که میگوید مجازات باید متناسب با جرم باشد و در اینجا، تناسب میان جرم و مجازات، ایجاب میکند که قصاص، غیرقابلگذشت باشد.
– دلیل سوم ناظر به «حق جامعه» است که بهعنوان یکی از اولیای دم، نمیتواند از حق خود بگذرد، حتی اگر بهفرض خانواده امام چنین بکنند.
– دلیل چهارم بر اساس سیره عقلایی و بنای عقلا در جوامع بشری است که جنایات علیه رهبران و شخصیتهای برجسته، با جنایات عادی برابر دانسته نمیشوند و نظامهای حقوقی، برای آنها احکام ویژهای در نظر میگیرند.
6-(بهمناسبت چهلمین روز خاکسپاری امام شهید؛ ۲۹ مرداد)
این جملات نورانی امام خمینی(ره)، هیچگاه کهنه نمیشود: «شهادت فخر اولیا بوده است»؛ «از شهدا که نمیشود چیزی گفت. شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهه مستانهشان و در شادی وصولشان “عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقونَ”اند؛ و از نفوس مطمئنهای هستند که مورد خطاب “فَادْخُلِی فِی عِبادِی وادْخُلیِ جَنَّتِی” پروردگارند. اینجا صحبت عشق است و عشق؛ و قلم در ترسیمش برخود میشکافد» (صحیفه امام؛ ج۲۱، ص۱۴۷).
شنیدههایی که دیدیم!
ما امروز در این مقطع تاریخ، اگر زندگی اولیاء الهی را شنیدهایم، اما زندگی دو ولیّ خدا را دیدیم. زندگی امام خمینی و شهید امام خامنهای، که وارث اولیاء الهی و یادآور عهد قدسی رهبران الهی (انبیاء و ائمه) و مصادیقی از «رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمَا» (مائده: ۲۳) بودند که «بعد از بیش از شصت سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذایذ و راحتیها، به گوهری تابناک و چهرهای ممتاز، نهفقط در عصر حاضر، بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شُکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود… در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند» (اولین پیام رهبر انقلاب، ۲۱/۱۲/۱۴۰۴). قضای الهی برایشان چقدر زیبا رقم خورده است!
و قبر بطوس…
چه تعبیر عجیبی است این دو بیتی که امام رضا(ع) به شعر دعبل خزاعی اضافه فرمود:
وَ قَبرٌ بِطوسٍ یا لَها مِن مُصیبَةٍ
تَوَقَّدَ فِی الأَحشاءِ بِالحَرَقاتِ
إِلی الحَشرِ حتّی یبعثَ اللهُ قائماً
یُفَرِّجُ عنّا الهَمَّ وَ الکُرُباتِ
ترجمه:
قبری در توس؛ چه مصیبت جانسوزی دارد
مصیبتی که آتش آن در دلها زبانه میکشد؛
این شعله و زبانههای داغ جگرسوز، نه یک روز، نه یک سال، بلکه تا روزی که خدا قائم آل محمد (عجل الله فرجه الشریف) را برانگیزد، شعلهور است!
امروز اما این ابیات رضوی(ع)، معنایی متکاملتر یافته است. حالا دیگر مگر میشود در کنار مضجع نورانی امام رضا(ع) از داغِ یک رهبر شهید یاد نکرد؟! از خون پاک او، از آرمانهای او، و از مسئولیت سنگینی که بر دوش ما نهاده است؟ از خونخواهی؟ «وَ قَبرٌ بِطوسٍ یا لَها مِن مُصیبَةٍ»!
امروز حرم رضوی(ع) بهمثابه حرم حسینی(ع) که مضجع حبیب بن مظاهر دارد، مضجعی یافته است که میعادگاه تجدید عهدی تازه است. مرقد حبیب حرم رضوی(ع) نماد است برای تجدید عهد با امام رضا(ع)؛ عهد با سیدالشهدا(ع)؛ و عهد با رهبر شهیدی که راه عزت و مقاومت را به این ملت آموخت.
تجدید عهدنامه در چهلمین روز خاکسپاری
“اکنون در چهلمین روز آرمیدن جسم پاره پارهی پیشوای شهیدمان، خادمی از خادمین عترت طاهره، پس از سالها جِدّ و جَهد و مجاهدتِ بیوقفه در جوار مضجع نورانی سرور عالی مقام و بزرگوار، امام رئوف، حضرت ابو الحسن الرّضا المرتضی که برترین صلوات خدا بر او باد، به پیشوای شهیدمان عرض میکنم:
ای قتیل مظلوم!
ای مظلوم سرافراز!
ای بندهی صالح خدا!
با شما عهد میبندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بِشارات و وعدههای الهی دل ببندیم.
عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ. اسلام و اسلامیان عزیز بفرما. کفر و شرک و نفاق سرنگون بگردان. روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای عزیز عالیست، متعالی بگردان. روح ملکوتی قائد شهید امت متعالی بگردان. رهبر عزیز امت تا ظهور صاحب الزمان در کنف حمایتت حفظ بفرما. توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان. رژیم منحوس صهیونیستی را ریشه کن و نابود بفرما. سردمداران نظام سلطه ذلیل بفرما. به رزمندگان جبهه مقاومت، مخصوصا مجاهدان سپاه، ارتش، فراجا، مرزبانی، نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، بسیج و مجاهدان مقاومت در اقصا نقاط عالم و کشورهای مختلف نصرت عنایت بفرما. مشکلات اقتصادی، معیشتی، اشتغال، ازدواج برطرف بفرما؛ مرضای مسلمین شفای عاجل عنایت بفرما؛ باران رحمتت را شامل حالمان بگردان؛ عفت وحجاب و حیا و غیرت را از جامعه ما نگیر. از بلایای ارضی سمائی حفظ بفرما. عاقبت امرمان خیر بگردان.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾





































