بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره حمد
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
العالمین: الف و لام در «العالمین» افاده عموم می کند و الف لام استغراق است.
عالمین جمع عالم است و عالم بر وزن خاتم، مشتق از (علامت) به معنای (نشانه) است. (عالم) به معنی هر موجودی جز خداست، چنان که وجود هر چیزی جز خدا، نشانه و دلیل وجود اوست.
برگ درختان سبز در نظر هوشیار*** هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
با صد هزار جلوه برون آمدى كه من*** با صد هزار ديده تماشا كنم تو را
و فى كلُّ شيئٍ له آيةٌ *** تدلُّ على اَنّه واحدٌ.
و در هر چيزى و هر مخلوقى بر وجود مقدس او نشانه و علامتى است كه محكمترين دليل است بر اين كه حضرتش يگانه و فرد است و شريك و مثل و مانند ندارد.
و به قول كِرسِى مُورِيسُن نويسنده راز آفرينش انسان: «اگر بخواهيم بگوئيم همه اين نظم و ترتيبات تصادفى بوده، قطعاً بر خلاف منطق رياضى (كه اساسىترين و روشنترين منطق است) استدلال كردهايم». راز آفرينش انسان ص44
آيا در همه جهان يك نفر هست كه در كنار فطرت و وجدان و عقلش، خود را به اين مسئله به طور جدّى قانع كند كه جهان هستى با موجودات گوناگون بىشمارش، و با نظم حيرت انگيزى كه در خيمه حيات آنان حاكم است، و با اهداف مثبت و روشنى كه دارند، و همه با هم ميلياردها سال است چون كارخانهاى دقيق سر پا هستند از روى اتفاق و تصادف به وجود آمده باشد؟!
موجوداتى چون افلاك و كواكب و سحابىها و كهكشانها و عرش و كرسى و لوح و قلم و سدرة المنتهى، و ارواح و مجردات و جواهر و اعراض، و زمين و آنچه در آن است مانند كوهها، درياها، معادن، نباتات، اشجار، و حيوانات و به ويژه انسان كه همه و همه نامبردهها گوشهاى بسيار اندك از موجودات بىشمار او هستند موجوداتى كه مجموعاً در دل كلمه عالمين جاى دارند آیا ممکن است از روى اتفاق و تصادف به وجود آمده باشد؟!
و به قول راغب اصفهانی عالمین یعنی هر آن چیزی که بواسطه آن خدای تعالی شناخته شود. و از اینجاست که خداوند متعال جهت شناخت خود، مطالعه و سیر در ملکوت آسمانها و زمین را به ما تکلیف کرده و چنین می فرماید «اولم ینظروا فی ملکوت السماوات و الارض».
البته امام حسین سلام الله علیه در دعای پر معرفت عرفه در جملاتی نغز و عارفانه این روش سیر آفاقی و انفسی را که پیشنهاد خود پروردگار هم هست را روشی معرفی می کنند که به خاطر ضعف بشر مطرح شده است و می فرمایند: “كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فى وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ اِلَيْكَ اَيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ حَتّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ اِلى دَليلٍ يَدُلُّ عَليْكَ وَمَتى بَعُدْتَ حَتّى تَكُونَ الاْ ثارُ هِىَ الَّتى تُوصِلُ اِلَيْكَ ؛
چـگـونـه استدلال شود بر وجود تو به چيزى كه خود آن موجود، در هستي اش نيازمند بـه تـو اسـت. و آيـا اسـاساً براى ما سواى تو (غیر تو ) ظهورى هست كه در تو نباشد تا آن؛ وسيله ظهور تو گـردد؟ تـو کى پـنـهان شده اى تا محتاج به دليلى باشيم كه به تو راهنمایى كند و چه وقت دور مانده اى تا آثار تو، ما را به تو واصل گرداند”.
دلى كز معرفت نور صفا ديد ***ز هر چيزى كه ديد اوّل خدا ديد
به هر حال، عالَم اسم جمع است، یعنی کلمهای است به صیغه مفرد ولی معنایش جمع است مانند قوم و طائفه. و هم اطلاق می گردد بر مجموعه ای که مثل هم هستند مانند عالَم نبات، عالم جماد، عالم حیوان، عالم انسان و امثال ذلک و همچنین اطلاق می گردد برمجموعه ای که زمان واحد یا مکان واحد، آنها را در یک جا جمع کرده است. مانند عالَم طفولیت، عالم جوانی، عالم دنیا، عالم آخرت، عالم پیری و امثال ذلک و هم اطلاق می شود بر هر صنفی که افرادشان را جمع کرده است مانند عالَم عرب، عالم عجم، عالم تشیع، عالم تسنن و امثال ذلک.
حالا وقتی به هر یک از این مجموعه ها عالَم اطلاق شد پس علت جمع آمدن آن نیز روشن خواهد شد و از اینجاست که در روایات آمده است که « ان لله بِضعَةَ عَشَرَ اَلف عالَم» یعنی برای خدا تعالی دهها هزار عالم وجود دارد.
وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ حَدِيثٌ طَوِيلٌ وَ فِيهِ: لَعَلَّكَ تَرَى أنَّ اَللَّهَ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا اَلْعَالَمَ اَلْوَاحِدَ أو تَرَى أَنَّ اَللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ غَيْرَكُمْ؟ بَلَى وَ اَللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ، وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ ، أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ اَلْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ اَلْآدَمِيِّينَ. جابر بن يزيد گويد از امام پنجم(عليه السّلام)از تفسير اين آيه پرسيدم: أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ ۚ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ. (سوره ق آيه 15)«آیا ما از آفرینش نخستین عاجز ماندیم (که قادر بر آفرینش رستاخیز نباشیم)؟! ولی آنها (با این همه دلایل روشن) باز در آفرینش جدید تردید دارند!» امام علیه السلام جواب نسبتا مفصلی دادند و در انتهای بیانشان فرمودند: شاید شما گمان میكنید كه خدای عزّ وجلّ غیر از شما هیچ بشر دیگری را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آنها هستید.کتاب توحید، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۷۷.
وَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: خَلَقَ اَللَّهُ رُوحِي وَ رُوحَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اَللَّهُ اَلْخَلْقَ بِأَلْفَيْ أَلْفِ عَامٍ.
همچنین امام باقر(ع) فرموده اند: خدای عز وجل از روزی كه زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض كرده است) كه هیچ یك از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودهاند و خدای تعالی همه آنها را ازپوسته روی زمین آفرید و نسلی را بعد از نسل دیگر ایجاد كرد و برای هر یك، عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت. خصال، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۳۵۹، ح ۴۵.
همچنین بعضی از مفسرین در ذیل آیه مربوط به اعتراض فرشته ها به خلقت انسان، احتمال علم فرشته ها، از سابقه موجودات قبلی ساکن در زمین سخن گفته اند:
قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ؛ گفتند: در آنجا مخلوقى پدید مىآورى كه تباهى كنند و خونها بریزند؟
در تفسیر نمونه می نویسد: بعضى دیگر از مفسران معتقدند پیشگویی فرشتگان بخاطر آن بوده كه آدم نخستین مخلوق روى زمین نبود، بلكه پیش از او نیز مخلوقات دگرى بودند كه به نزاع و خونریزى پرداختند پرونده سوء پیشینه آنها سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به نسل آدم شد!
بنابراین از منظر دینی مسلم است که قبل از حضرت آدم (ع) انسان های دیگری بر روی کره زمین زندگی می کرده اند. اما درباره جزئیات زندگی آنها، باید دقت کنیم که این مسائل ، یکی از مصادیق غیب است و ما به آن دسترسی نداریم. و نمی توانیم همه جزئیات را کشف کنیم. و باید به همان مقداری که در روایات بیان شده است، بسنده کنیم. یکی از مصادیقی که در روایات راجع به آن صحبت شده است، نسناسان است. که قبل از خلقت حضرت آدم (ع) نسل آن ها نابود می شود.
پوشيده نباشد كه روايات و گفتارهاى اسلامى در اين مسئله ظهور در موافقت با هيئت امروزى دارد، بلكه صريح در اين حقيقت است كه عرصه هستى و نظام آفرينش منحصر به يك عالم يا يك منظومه شمسى نيست، بلكه حضرت حق به فيض كامل خود و قدرت و حكمت بى نهايتش منظومه بسيارى چون منظومه ما آفريده كه حتى همه آنها داراى مخلوقاتى زنده و داراى نطق مانند مخلوقات منظومه شمسى ما هستند، و بخاطر فقدان روابط، نه آنان از وجود ما اطلاع دارند و نه ما از وجود آنان.
جهان هستى مركب از عوالم و نظامات نامحصور است كه هر يك از آنها مشتمل است به سماوات و ارضين و موجودات زنده و نبات به صورتى كه در منظومه شمسى ما مشاهده مى شود.















