فایل صوتی
بسم الله الرحمن الرحیم
به آیه 61 سوره بقره رسیدیم که خداوند متعال میفرماید:
وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ۗ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۗ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ.
و بر آنها ذلّت و خواری مقدّر گردید، و دچار غضب الهی شدند؛ چون دست از ستمکاری و عصیان برنداشته و به آیات خدا کافر میگشتند و انبیا را به ناحق کشتند. به خاطر این که در گناه تعدی و استمرار ورزیدند.
نکات:
1. اگر انسان حرف ولی خدا، پیامبر خدا، حضرت موسای آن زمان و دستورات قرآن و چهارده معصوم و استمرار آنها یعنی ولایتفقیه را گوش نکند هر چند در مقطعی از زمان بر عالمیان فضیلت پیدا کند؛«يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ» (47بقره) اما با سرپیچی از دستورات خدا و اهلبیت ذلیل خواهد شد. «وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ»
ضرب مسکنت یعنی زمینگیر شدن و از دستدادن حرکت و پویایی عابد آنها بلعم باعورا با حرف گوشنکردن از حضرت موسی به جایی رسید که خداوند میفرماید: «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ» مثل و حکایت حال او به سگی ماند.
و وقتی علما و روحانیت بنیاسرائیل حرف نبی خدا را گوش نکردند قرآن کریم در سوره جمعه میفرماید:
«كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا» همانند خرى است كه كتابهايى را بر پشت میکشد.
این نتیجه دور افتادن از ولایت انبیا و خدای متعال است.
نکته دقیقی که در این آیه آمده میفرماید: «وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ» اما در آیه90 سوره مبارکه بقره میفرماید: «فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ» از این رو به خشمی بعد از خشمی گرفتار شدند.
قرآن نتیجه این که کسی دچار غضب الهی شود را در سوره طه آیه81 بیان میکند. میفرماید:
«وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى» و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط میکند.
اگر غضب متراکم شد آن سقوط میشود به پایینترین درکه جهنم میشود
این اولین درس که از ولایت الهیه جدا نشویم.
2. رفاه همه جانبه با عزت سازگاری ندارد.
به این توجه کنیم به بنیاسرائیل من و سلوی داده شد از ذلت فرعون و بردگی او نجات یافتند؛ اما دوباره به فکر شهوت شکم افتادند گفتند آن غذاها برایمان کافی نیست غذاهای دیگری را از زمین برایمان برویان
امیرمؤمنان علی علیهالسلام در غرر میفرماید: «لا تَجتَمِعُ عَزيمَةٌ و وَليمَةٌ»
عزم و تصميم [براى رسيدن به كمالات و مقامات عالى] با سورچرانی (راحت طلبى) سازگار نيست.
لذا اگر کسی میخواهد استقلال و آزادی داشته باشد و عزیز در دنیا زندگی کند لازمهاش این هست که از برخی امکانات چشم بپوشد.
همینجا به خانمها یک توصیه دارم
بعضی وقتها که کارمندی در اداره دستش کج میشود به خاطر این است که خانم خانه، منزل خودش را با منزل بعضی خانمهای دیگر مقایسه میکند و این کم تقوایی خانم به شوهر سرایت میکند شوهرش هم کم تقوایی میکند و به سراغ مال حرام میرود خداوند متعال این را مذمت میکند این آخرش ذلت میشود.
3. «يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ» و انبیا را به ناحق کشتند.
دو معنی مفسرین برایش ذکر کردهاند:
یک) بنیاسرائیل خودشان مستقیماً انبیا بنیاسرائیل را میکشتند. قتل بدون واسطه توسط یهودیان بنیاسرائیل که آیات قرآن هم دارد مثل آیه 112 سوره آلعمران «يَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ»
دو) معنی دیگری را امام صادق علیهالسلام را بیان میکردند. فرمودند:
و اللّه ما قتلوهم بأسيافهم ولا ضربوهم بأيديهم وَ لَکِنْ سمعوا أحاديثهم فأذاعوها، فأخذوا عليها فقُتِلُوا فصار [قتلا و] اعتداء و معصية.
به خدا آنان را با شمشیر خود نکشتند؛ ولی احادیث پیامبران را میشنیدند و رازشان را فاش کردند و حاکمان ظالم این اخبار را میگرفتند و [پیامبران] بر سر آن کشته شدند. پس قتل آن نبی میشد با معصیت افشا سرّ.
مواظب هر دو نوع باشیم سر ائمه علیهمالسلام را فاش نکنیم در بعضی از مجالس شیعه به نمادهای اهلسنت توهین نشود این افشا سرّ اهلبیت هست.
4. کفر اعتقادی و ضعف اصول دین کار را به جای میرساند که دچار ذلت و مسکنت و غضب الهی میشود.
«ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» این به خاطر این بود که آیات الهی را تکفیر میکردند.
از هر طرف که انسان نگاه میکند میبیند چقدر توصیههای قائد شهید حکیمانه است که آثار شهید مطهری را برای تقویت اصول دین جدی بگیریم خصوصاً جوانان عزیز را توصیه میکنم تابستان است فراغت بیشتری دارید بعضی از کتب شهید مطهری را دم دست بگذارید روزی یک مقدار بخوانید تا کل کتاب را بخوانید.
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ. امروز سالروز شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها است.
چند تا مواجهه را من عرض بکنم محضرتان. وقتی که علیاکبر صدا زد از میدان: بابا، هَذَا جَدِّي يُقْرِئُكَ السَّلَامَ؛ پیامبر آمده به کربلا، ابیعبدالله خودش را به بالین علیاکبر رساند، اینجا در تمام مقاتل این را آوردند از پدران شهدا عذرخواهی میکنم: فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ؛ حضرت اباعبدالله صورتش را گذاشت رو صورت علیاکبر.
وقتی امام سجاد علیه السلام رفت داخل قبر، بنیاسد از بالای قبر نگاه کردند، دیدند امام زینالعابدین نمیآید بالا. در مقتل دقیقاً این جمله آمده، دیدند: فَوَضَعَ خَدَّهُ؛ این صورتش را گذاشته عَلَى مَنْحَرِهِ الشَّرِيفِ؛ روی رگهای بریدهی اباعبدالله علیه السلام.
اما استثنا چه کرد در شام؟ وقتی که سر مطهر را دادند به حضرت رقیه؛ مرحوم آشیخ عباس قمی میگوید این کودک میخواهد بابا را ببوسد. کجای صورت بابا را بوسید؟ میفرماید لبهایش را گذاشت روی لبهای پدر. جَعَلَتْ فَمَهَا عَلَى فَمِهِ. من از امام زمان علیه السلام سؤال میکنم: کدام لب را حضرت رقیه بوسید؟ همان لب و دندانی که السَّلَامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضِيبِ؛ سلام بر آن لب و دندانی که با چوب خیزران کوبیده شد.















