برای دسترسی به ویژگی های مختلف، وارد حساب خود شوید

رمز عبورتان را فراموش کرده اید ؟

مشخصات خود را فراموش کردید ؟

مشخصات کاربری خود را به خاطر آوردم!
  • خانه
  • زندگی نامه
  • ارتباط با ما
  • پاسخ به سوالات
  • ورود به سیستم
عکس امام و آقا
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر امام جمعه شهرستان خوی

حجت الاسلام حجت قاسم خانی

  • خطبه ها
  • دروس
    • تفسیر
    • نهج‌البلاغه
    • اخلاق
    • فقه
  • آخرین رویداد ها
  • پیام ها و بیانیه ها
  • گزارش تصویری
  • فیلم و صوت
    • فیلم
    • صوت
      • تفسیر
      • نهج‌البلاغه
      • اخلاق
      • فقه
  • صفحـه اصلـی
  • آخرین اخبار و رویدادها
  • دروس
  • تفسیر
  • نهمین جلسه از سلسله جلسات تفسیر قرآن کریم به بیان امام جمعه شهرستان خوی

نهمین جلسه از سلسله جلسات تفسیر قرآن کریم به بیان امام جمعه شهرستان خوی

نهمین جلسه از سلسله جلسات تفسیر قرآن کریم به بیان امام جمعه شهرستان خوی
سه‌شنبه, 25 آذر 1404 / منتشر شده در تفسیر, تفسیر, دروس, صوت, فیلم و صوت

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره حمد

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

‏ ابى مسعود از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه هر كه در وقت صبح چهار بار بگويد الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ پس او اداى شكر آن روز بتقديم رسانيده باشد و هرگاه كه در شب بگويد شكر آن شب ادا نموده باشد. آورده‏اند كه نوح پيغمبر عليه السّلام چون از طعام خوردن فارغ شدى گفتى كه الْحَمْدُ لِلَّهِ و چون آب آشاميدى گفتى كه الْحَمْدُ لِلَّهِ و چون جامه پوشيدى گفتى كه الْحَمْدُ لِلَّهِ و چون سوار شدى گفتى الْحَمْدُ لِلَّهِ بواسطه اين حق سبحانه و تعالى در حق او فرمود كه إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُورا.

«و قوله تعالى: الْحَمْدُ لِلَّهِ، الحمد على ما قيل هو الثناء على الجميل الاختياري و المدح أعم منه، يقال: حمدت فلانا أو مدحته لكرمه، و يقال: مدحت اللؤلؤ على صفائه و لا يقال: حمدته على صفائه‏». ترجمه تفسير الميزان ج‏1ص30.

(الْحَمْدُ لِلَّهِ) كلمه حمد بطورى كه گفته‏اند به معناى ثنا و ستايش در برابر عمل جميلى است كه ثنا شونده باختيار خود انجام داده، بخلاف كلمه (مدح) كه هم اين ثنا را شامل مي‌شود، و هم ثناى بر عمل غير اختيارى را، مثلا گفته مى‏شود (من فلانى را در برابر كرامتى كه دارد حمد و مدح كردم) ولى در مورد تلألؤ يك مرواريد، و يا بوى خوش يك گل نمى‏گوئيم آن را حمد كردم بلكه تنها مى‏توانيم بگوئيم (آن را مدح كردم).

البته برخی از علما این مطلب را قبول نمی کنند: أما الحمد، فهو- كما يقولون-: الثناء على الفعل الجميل الاختياري. و نحن لا نوافق على قولهم هذا، و نقول: إن هذا الحمد الوارد في هذه السورة و غيرها قد يكون على فعل اختياري كفعل الخالقية، و الرازقية، و المغفرة و…. و قد يكون ثناءً عليه تعالى بأنه عالم حي قيوم منزه عن الشريك، و عن النقص، و عن الصاحبة و الولد، مع أن عدم وجود شريك له تعالى ليس فعلا اختياريا له سبحانه، بل هو ليس من مقولة الفعل أصلا. بلکه مربوط به ذات هستند و صفات ذاتی متعلق اراده قرار نمی گیرند، بخلاف صفات فعلی؛ یعنی نمی توان گفت خدا اراده کرده عالم باشد یا نباشد. ولی می توان گفت اراده کرده رضایت (از کسی یا کاری) داشته باشد یا نداشته باشد. پس علم صفت ذات است ولی رضا صفت فعل است.

و خلاصة الأمر: إن الأفعال المشيرة إلى صفات الفعل تصدر عنه تعالى باختياره. فاللّه قوي لأنه يصدر عنه باختياره ما يشير إلى القوة(آنچه متعلق قدرت قرار می گیرند)، و هو رحيم، خالق، رازق، حكيم، لأنه يصدر عنه باختياره فعل يشير إلى الرحمة و الرازقية و الحكمة و…. فيستحق الحمد لأجل ذلك، كما يستحق الحمد لأجل أنه حي قيوم، لا شريك له، و لا نقص فيه(که متعلق قدرت قرار نمی گیرند، یعنی نمی توان گفت خدا قدرت دارد عالم باشد یا نباشد. ولی می توان گفت قدرت دارد رضایت (از کسی یا کاری) داشته باشد، یا نداشته باشد. پس علم صفت ذات است و غیر اختیاری ولی رضا صفت فعل است و اختیاری). و با اینکه غیر اختیاری است اما متعلق حمد قرار گرفته است. مثلا یقول الله تعالی: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ «اسرا111».

فالحمد في هذه الآية ليس على أمر اختياري لأن عدم الشريك ليس فعلا له تعالى فتخصيص الحمد بالفعل الاختياري يصبح غير دقيق.(سید جعفر عاملی تفسیر سورة الفاتحه ص55)

 الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ درسى است از بازگشت همه نعمتها و تربيت همه موجودات به اللَّه، و توجه به اين حقيقت كه همه اين مواهب از ذات پاكش سرچشمه مى‏گيرد.

چو روزی به سعی آوری سوی خویش *** مکن تکیه بر زور بازوی خویش

چرا حق نمی‌بینی ای خودپرست *** که بازو به گردش درآورد و دست؟

چو آید به کوشیدنت، خیر پیش *** به توفیق حق دان، نه از سعی خویش

الف و لام” الحمد” به اصطلاح” الف و لام جنس” است و در اينجا معنى عموميت را مى‏بخشد، پس هر گونه حمد و ستايش مخصوص خداست.

هر انسانى كه سرچشمه خير و بركتى است، و هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مى‏پاشد، هر معلمى كه تعليم مى‏دهد، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مى‏كند، و هر طبيبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مى‏نهد، ستايش آنها از ستايش خدا سرچشمه مى‏گيرد، چرا كه همه اين مواهب در اصل از ناحيه ذات پاك او است.

و نيز اگر خورشيد نورافشانى مى‏كند، ابرها باران مى‏بارند، و زمين بركاتش را به ما تحويل مى‏دهد، اينها نيز همه از ناحيه او است، بنابراين تمام حمدها به او بر مى‏گردد.

و خودِ این، نوعی تنزیه است. یعنی نفی استقلال از تمامی اسباب و اعتقاد به اینکه زمام همه ی قدرتها در اختیار و در دست اوست. (اَزِمَّةُ الْاُمورِ طُرّاً بِیَدِه) [شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری، منظومه ی حكمت]. در نهج البلاغه هست كه «علما بأن ازمةَ الامور بیدك» [نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ی 218] یعنی اولیای تو علم یقینی دارند و می دانند كه زمام همه ی كارها در دست تو و در اختیار توست.

فلذا یکی از معانی نسبح بحمدک را در آیه30 بقره همین گرفته اند یعنی با حمد تو تنزیهت می کنیم. وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئكَةِ إِنىّ‌ِ جَاعِلٌ فىِ الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَ تجَعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نحَنُ نُسَبِّحُ بحِمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنىّ‌ِ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ. یعنی جار و مجرور متعلق به نسبح و باء براى سببيت يا استعانت باشد؛ يعنى به سبب حمد تو و يا به كمك حمد تو، تو را تسبيح و تنزیه مى گوييم. فلذا جواب اين پرسش روشن مى شود كه چگونه مى شود حمد، وسيله اى براى تسبيح شود، در حالى كه حمد، آرايش محمود به صفات جمال و تسبيح پيرايش او از نقص و عيب است؟ چون طبق توضیحی که داده شد آراستن خداوند به صفات جمال ، پيراستن او از نقصها و عيبها را نيز به همراه دارد. زيرا همه صفات ثبوتيه اى كه خداوند به آن ، ستوده مى شود به طور مطلق بر خداوند صادق است؛ يعنى خدا غنى ، قادر، عزيز، عالم ، قوى و… على الاطلاق است و چنين وصفى و چنين آراستنى ، نفى اضداد را در خود دارد؛ مثلا، جمله خدا غنى على الاطلاق است بدين معناست كه هيچ فقرى در او نيست.

 معنی دیگری هم برای حرف «باء» که بر کلمه «حمدک» داخل شده است مطرح شده و آن معنی معیت است و اینکه باء به معنی مع باشد یعنی همراه با تسبیحت حمد می کنم. احتملات دیگری هم داده شده که ما فعلا به آنها نمی‏پردازیم.

سه‌شنبه, 25 آذر 1404 / منتشر شده در تفسیر, تفسیر, دروس, صوت, فیلم و صوت
لینک کوتاه:

مطلب بعدی که میتوانید بخوانید

فایل صوتی:خطبه اول و دوم نمازجمعه ۱۹ آبان ماه ۱۴۰۲ شهرستان خوی به امامت : حجت الاسلام والمسلمین قاسم خانی
خطبه اول نماز جمعه ۱۴۰۱/۴/31
فایل #صوتی:خطبه اول و دوم نمازجمعه ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ شهرستان خوی به امامت : حجت الاسلام والمسلمین قاسم خانی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دسته‌ها

  • آخرین رویداد ها
  • برگزیده ها
  • بوستان اخلاق
  • پیام ها و بیانیه ها
  • تصویر شاخص
  • تفسیر
  • تفسیر
  • خطبه ها
  • دروس
  • دسته‌بندی نشده
  • دیدارهای مردمی
  • صوت
  • فیلم
  • فیلم و صوت
  • گزارش تصویری

آذربایجان غربی - خوی - بلوار رسالت - جنب فرمانداری

36240114 - 044

پاســــــــــــــــخ
به سؤالات
مـــردمـــــــــــی

کلیک کنید

زندگی نامـــــه ...

حجت الاسلام حجت قاسم خانی متولد 0۵/0۳/ ۱۳۶۰ می باشند.
ایشان دوره تحصیلی خود را در محضر اساتیدی چون استاد آیت الله بنابی، استاد آتش زر، استاد طباطبایی، استادجابری، استاد فاضلی هیدجی، استاد سیدی، استاد اصغری، استاد یوسفی هشترودی، استاد صدر کریمی،مرحوم استاد اسدپور گذرانیده اند.
در حوزه علمیه قم و مدارس علمیه فیضیه ...

دسترسی سریع

  • خانه
  • زندگی نامه
  • ارتباط با ما
  • پاسخ به سوالات

دسترسی سریع

  • خطبه ها
  • دروس
  • آخرین رویداد ها
  • پیام ها و بیانیه ها
  • گزارش تصویری
  • فیلم و صوت

دسترسی سریع

  • خطبه ها
  • دروس
  • آخرین رویداد ها
  • پیام ها و بیانیه ها
  • گزارش تصویری
  • فیلم و صوت
پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری
وبسایت ترویج سیره امام خمینی ره
اینستاگرام

اینستاگرام

آپارات

ایتـا

کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر امام جمعه شهرستان خوی بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است © 1403

بالا