بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره بقره
تأثیر ترکیب جمعیتی مدینه و اوضاع مسلمین در نزول آیات:
- تركيب خاص اجتماعى مدينه در مقطع نزول (مسلمانان، يهوديان، مشركان و منافقان) و همچنين حاكميت مشركان و كافران بر مكه، زمينه ساز نزول آياتى درباره گروههاى مزبور و اوصاف و كارهاى آنان است؛ مانند آيات 3 تا 20 كه اوصاف متقيان، كافران و منافقان را بيان مىكند و آيات 40 تا 152 كه درباره يهود است و آيات 200 تا 207 كه ناظر به تقسيم انسانها بر اساس عقايد و اعمال آنهاست؛ مانند اين كه براى ارج نهادن به توحيد و نفى هر گونه ارزش از شرك، از زناشويى مسلمان با مشرك جِدّاً جلوگيرى به عمل آمد و در آيه 221 ارزش زن با ايمان نسبت به زن آلوده به شرك و نيز ارج مرد با ايمان در برابر مرد مبتلا به بيمارى شرك هشدار داده شد.(وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ أللهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ).
- چون يهوديان مهمترين گروه مخالف اسلام و نظام اسلامى بودند، بيش از يك سوم آيات سوره بقره (آيات 40 تا 152) درباره آنان نازل شده است؛ در اين آيات خداى سبحان نعمتهايى كه به قوم يهود و بنى اسرائيل داده است، برمى شمارد(يا بنياسرائيل اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ)(40) و همچنين از كفر، عصيان، ناسپاسى و پيمان شكنى آنان سخن مىگويد و دوازده قصه از قصص آنان را شرح مى دهد؛ مانند: شكافتن دريا و نجات آنان از چنگال فرعونيان، غرق ساختن فرعون و سپاهيانش در دريا،(وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ)(50) مواعده خداى سبحان با حضرت موسى (عليه السلام) در طور، گوساله پرستى يهوديان(وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ)(51)و دستور توبه و قتل يكديگر،(وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ)(54) امام عسکری (علیه السلام): و این قصّه چنان بود که چون خداوند توسّط موسی (علیه السلام) ناحق بودن ماجرای گوساله را آشکار نمود و گوساله را به سخن درآورد تا از حیلهی سامری خبر دهد، به موسی (علیه السلام) امر فرمود «کسانی که گوساله را نپرستیدهاند، کسانی را که آن را پرستیدهاند، به قتل برسانند». بسیاری از آنان ادّعای بیگناهی کرده و گفتند: «ما آن را نپرستیدهایم». خداوند عزّوجلّ به موسی (علیه السلام) فرمود: «این گوساله را با سوهانی آهنین ریزریز کن و به دریا بریز». هرکس از آب آن بنوشد [و گوساله را پرستیدهباشد]، لبها و بینی او سیاه و گناهش آشکار میشود. موسی (علیه السلام) چنین کرد و اینگونه آنان که گوساله را پرستیده بودند مشخّص شدند. خداوند متعال به دوازدههزار نفر که بیگناه بودند فرمان داد تا شمشیر برکشند و بر دیگران هجوم برند و آنان را بکُشند. در این هنگام منادی خداوند نیز ندا سر داد: «لعنت خداوند بر آن کسی است که دست و پایی تکان دهد تا مانع از کشتهشدن به دست ایشان شود و از آن سو نیز لعنت خداوند بر آن کسی است که به مقتول بنگرد تا اگر دوست یا خویشاوند وی بود او را واگذارد و از او بهسوی فرد دیگری که آشنای او نیست درگذرد»! پس گناهکاران تسلیم شدند و بیگناهان گفتند: «این مصیبت بر ما دشوارتر است تا بر اینان! چرا که باید به دست خود پدران، فرزندان، برادران و خویشان خود را بکشیم و اینگونه ما که گوساله را نپرستیدهایم و اینان که پرستیدهاند به مصیبتی یکسان دچار میشویم». خداوند متعال به موسی (علیه السلام) وحی کرد: «ای موسی (علیه السلام)! من این بیگناهان را به چنین بلایی دچار ساختم؛ چون از کسانی که گوساله را پرستیدند دوری نجسته و آنها را ترک نگفتند و در این کار با آنان دشمنی نکردند. پس به آن بیگناهان بگو هرکس خدا را به حقّ محمّد (و خاندان پاک او (علیهم السلام) بخواند، کشتن کسی که بهخاطر آن گناه مستحقّ مرگ شده بر او آسان میشود». آنان چنین دعا کردند و خداوند نیز آن کار را برایشان آسان نمود و از کشتن گناهکاران، هیچ دردی احساس نکردند. کشتار در میان آنان بالا گرفت؛ حال آنکه به جز دوازدههزار نفری که گوساله را نپرستیدهبودند، ششهزار تن دیگر نیز در آن جمع حضور داشتند. در آن هنگام برخی از کسانی که هنوز کشته نشده بودند از توفیق الهی بهرهمند شده و به یکدیگر گفتند: «آیا چنین است که خداوند توسّل به محمّد (و خاندان پاکش (علیهم السلام) را امری میشمرد که با آن هیچ امیدی ناامید نمیشود و هیچ درخواستی بیپاسخ نمیماند؟ افزون بر این، پیامبران نیز به آنها چنگ زدهاند پس چرا ما به ایشان توسّل نجوییم»؟ سپس همگی جمع شده و فریاد برآوردند: «پروردگارا! به حقّ شکوه محمّد (که گرامیترین آفریدگان است و به حقّ شکوه علی (علیه السلام) که برترین و والاترین آنهاست و به حقّ شکوه فاطمه (سلام الله علیها)، آن زن با فضیلت و عصمت و به حقّ شکوه حسن و حسین (علیها السلام) نوادگان سَروَر پیغمبران (علیهم السلام) و سَروَر تمامی جوانان اهل بهشت و به حقّ شکوه خاندان پاک و پاکدامن آلطه و یاسین تو را قسم میدهیم گناهان ما را بیامرز و از کیفر ما درگذر و این کشتار را از ما دور گردان»! در آن هنگام از آسمان به موسی (علیه السلام) ندا رسید: «این کشتار را به پایان رسان؛ چون برخی از آنها از من چنین خواستند و مرا قسمی دادند که اگر آن گوسالهپرستان مرا چنین قسمی داده و از من خواسته بودند تا آنها را از گناه به دور دارم، حتماً چنین میکردم تا آن گوساله را نپرستند؛ حتّی اگر شیطان مرا این چنین قسم میداد، حتماً هدایتش میکردم و اگر نمرود و فرعون مرا چنان قسمی میدادند، حتماً آنها را نجات میدادم». سپس خداوند کشتار را از میان بنیاسرائیل برچید. آنها گفتند: «افسوس که پیشتر به محمّد (و خاندان پاکش (علیهم السلام) توسّل نجستیم تا خداوند ما را از شرّ این فتنه دور کند و ما را از گناه به دور دارد».(تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۸) پيشنهاد نشان دادن خدا و گرفتار شدن آنان به عذاب صاعقه (وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمنَ لَكَ حَتَّى نَرَى أللهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ)(55) و سپس احياى آنان،(ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ)(56) نزول مَنّ و سَلوى، دستور ذبح بقره و… همچنين در اين آيات سخن از پيمانهايى است كه خداى سبحان از آنان گرفت و آنان با سنگدلى همه پيمانهاى الهى را شكستند و جز تبهكارى و شقاوت، نشانى از خود بر جاى نگذاشتند.

















