بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره بقره
آخرین مطلب جلسه قبلی این بود که بسیاری از احکامی که در مدینه نازل شده است در این سوره مطرح شده است.
علاوه بر آیات الاحکام، آياتی مربوط به تبيين اصول و معارف اعتقادى يا معرفى جايگاه انسان كامل در نظام هستى يا دعوت به پذيرش اصول دين يا موعظه و اندرز اخلاقى نیز در این سوره نازل شده كه مورد نياز هر جامعه اى است. مانند لزوم رعايت عهد و وفاى به آن(وَ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ) (در آيه40) و تحرز از وعظ بدون اتعاظ (أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ) (در آيه 44) و اجتناب از ترجيح مرجوح بر راجح و رعايت تقدم فاضل بر مفضول و پرهيز از انتخاب ناپسند در برابر پسنديده (قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ…) (در آيه 61) «آيا به جاى چيز بهتر، خواهان چيز پستتريد؟»؛ و تحذر از هر گونه سفاهت فكرى در ترجيح مكتب باطل بر مذهب حق (وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ) (در آيه 130) و لزوم تطهير كعبه از لوث بت و روث شرك و دم مردار جاهلى براى طائفان و عاكفان و راكعان و ساجدان(عَهِدْنا إِلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ) (در آيه 125) و جريان هاروت و ماروت و سحرآموزى شياطين و پيروى بَدانديشان از آن و توقف تاثير سحر بر اذن تكوينی خدا گرچه با نهى تشريعى خداوند همراه است (وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ…. وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ) (در آيه 102) و جريان تحريف كتاب آسمانى (فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللهِ) (در آيه 79).
﴿الم﴾
اولین حرف و کلمهای که در این سورهٴ مبارکه بعد از ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ هست، این حروفِ مقطعهٴ ﴿الم﴾ است. دربارهٴ ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ گرچه در سورهٴ مبارکهٴ «حمد» معنا شد، ولی ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ هر سورهای مضمونش مناسب با محتوای همان سوره است. اینها تقریباً مشترک لفظیاند. این ۱۱۳ بار که ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ نازل شده است به ۱۱۳ معناست. معنای هر ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ مناسب با مضمون همان سورهای است که ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ در اوّل همان سورهٴ قرار گرفته است. اگر مضمون سوره «بقره» به خوبی روشن شد، مضمون کلمهٴ طیبهٴ ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ هم به خوبی روشن میشود.
نکته دوم بحثی است پیرامون حروف مقطعه قرآن:
«حروف مقطّعه» در ابتداى سورههاى قرآن كريم، اسرارى ميان حضرت حق و رسول اوست، كه دست فهم كسى جز پيامبر صلى الله عليه و آله و راسخون در علم – كه از ذرّيّۀ پاك او هستند – بدانها نمىرسد.
البتّه پيرامون حكمت ورود حروف مقطّعه – به صورت رمزى – در قرآن كريم و نيز معنا و مفهوم هر كدام از آنها، نظريّههاى گوناگونى از سوى مفسّران و علماى شيعه و اهل سنّت ارائه گرديده است؛
حكيم خبير، مرحوم فيض كاشانى رحمه الله در اين رابطه مىنويسد:
از اسرار شگفتآور حروف مقطعۀ تمام سورههاى قرآن، اين است كه: پس از حذف حروف تكرارى آن، تركيبش اين جملۀ نورانى و ملكوتى مىشود:
«صِرَاطُ عَليٍّ حَقٌّ نُمْسِكُهُ»؛
راه و روش على (عليه السلام)، راه و روش حقّ است كه ما به آن چنگ مىزنيم.
این «الم» است و «حم» ای پدر*** آمدست از حضرت مولی البشر
خداوند متعال این حروف را که حروف نورانی نیز نام دارند در اوایل ۲۹ سوره از ۱۱۴ سوره قرآن ذکر فرموده است. مجموع این حروف ۱۴ تا بوده که نصف ألفبای عربی را تشکیل میدهند و از اینقرارند:
ا – خ – ر – س – ص – ط – ع – ق – ک – ل – م – ن – ه – ی
این حروف بقرار ذیل:
الم – الم – المص – الر – الر – الر – المر – الر – الر – كهيعص – طه – طسم – طس
حم – حم – حم – -طسم – الم – الم – الم – الم – يس – ص – حم – حم – حمعسق-
حم – ق – ن
به ترتیب در اوائل سوره های
بقره – آل عمران – اعراف – یونس – هود – يوسف – رعد – ابراهيم – حجر – مريم
– طه – شعراء – نمل – قصص – عنكبوت – روم – لقمان – سجده – يس – ص – غافر
فصلت – شوری – زخرف – دخان – جاثية – احقاف – ق – قلم – واقع شده اند.
جالب اينكه در هيچيك از تواريخ نديدهايم كه عرب جاهلى و مشركان وجود حروف مقطعه را در آغاز بسيارى از سوره هاى قرآن بر پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) خرده بگيرند، و آن را وسيله اى براى استهزاء و سخريه قرار دهند، و اين خود مى رساند كه گويا آنها نيز از اسرار وجود حروف مقطعه كاملا بيخبر نبوده اند.
مفسرین شیعه و سنی در تفسیر این حروف نظرات گوناگون داده اند که چند تا از
آنها را ذکر میکنیم:
- این حروف از متشابهات بوده و تفسیر و تأویلشان را غیر از خدا، کس دیگر نمیداند در تفسیر جلالین :گوید «الله اعلم بمراده بذلک».
۲. هر یک از این حروف اسم است بر آن سوره ایکه این حروف در اول آن سوره واقع شده است و یا اسم است بر مجموع قرآن.
- در بعضى از روايات كه از طرق اهلبيت (عليهم الاسلام ) آمده مى خوانيم كه اين حروف رموز و اشاراتى است به نامهاى خداوند، مثلا «الم» اشاره است به «انأ الله اعلم» من معبود عالمم. یا مثلا در كتاب معانى الأخبار – اثر شيخ صدوق رحمه الله – از قول امام صادق علیه السلام آمده است، که مىفرمايد: «الم فِي أَوَّلِ الْبَقَرَةِ فَمَعْنَاهُ: أَنَا اللّهُ الْمَلِكُ» معناى اين حروف در ابتداى سورۀ بقره، اين است: من معبود مالكم. یا مثلا «المص» اشاره به انا الله المقتدر الصادق مى باشد. يعنى من خداوند تواناى راستگو هستم و به اين ترتيب هر يك از حروف چهارگانه شكل اختصارى يكى از نامهاى خدا است.
- این حروف جهت تسکیت است یعنی رسول خدا(صلی الله علیه و َآله) قبلاً این حروف را میخواند تا کفار متوجه آنحضرت بشوند و سپس آیات الهی را به آنها قرائت می فرمود.
- این حروف اشاره است بمدت بقاء این امّت و اقوام دیگر و نعمت و بلاهای خدا.
- این حروف اشاره است باینکه این قرآن که شما از آوردن نظیر آن عاجز هستید از جنس همین حروف است.
گواه زنده اين تفسير براى حروف مقطعه حديثى است كه از على بن الحسين (عليهماالسلام ) امام سجاد (عليه السلام ) رسيده است آنجا كه مى فرمايد: كذّب قريش واليهود بالقرآن و قالوا هذا سحر مبين، تقوله، فقال الله :(الم ذلك الكتاب …): اى يا محمد هذا الكتاب الذى انزلتُه اليك هوالحروف المقطعة التى منها الف و لام و م و هو بلغتكم و حروف هجائكم فأتوا بمثله ان كنتم صادقين….
قريش و يهود به قرآن نسبت ناروا دادند گفتند: قرآن سحر است، آن را خودش ساخته و به خدا نسبت داده است، خداوند به آنها اعلام فرمود:(الم ذلك الكتاب ) يعنى اى محمد كتابى كه بر تو فرو فرستاديم از همين حروف مقطعة (الف لام م ) و مانند آن است كه همان حروف الفباى شما است.
شاهد ديگر: حديثى است كه از امام على ابن موسى الرضا (عليهماالسلام ) رسيده است آنجا كه مى فرمايد: (…ثم قال ان الله تبارك و تعالى انزل هذاالقرآن بهذه الحروف التى يتداولُها جميعُ العرب ثم قال : قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا …) …خداوند بزرگ قرآن را نازل فرمود با همين حروفى كه جميع عرب با آن تكلم مى كنند، سپس فرمود: بگو اگر انس و جن با هم همكارى كنند كه مثل قرآن را بياورند توانائى بر آن را ندارند….
- مرحوم صدرالمتالهین از شیخ الرئیس نقل میکند که شیخ معتقد است باینکه این حروف، اسامی هستند به یک قسمت از حقایق ذاتیه …. خلاصه اینها یک قسم نامهائی است که خدای تعالی آنها را بیان فرموده و جهت تکریم و تعظیم آنها برایشان سوگند خورده است.آن وقت بعد از اینکه قول بالایی را از رساله نیروزیه شیخ نقل میکند، میفرماید: ما هم نظریه او را اختیار میکنیم.
- مرحوم علامه طباطبائی قدس سره در حدود ۱۱ قول از مجمع البیان نقل کرده و بعد فرموده این اقوال از حدود حدس و احتمال تجاوز نمیکند و دلیلی هم که بصورت قطع یکی از آن احتمالات را تأیید نماید در دست نیست.
البته ایشان در پاسخ استاد دکتر عبدالرحمن الکیالی که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۳۷۹ نامه ای نوشته و در آن نامه مراد از این حروف را پرسش کرده و از حلب به خدمت حضرت علامه طباطبائی – اعلی الله مقامه – ارسال داشته، می فرمایند: حروف مقطعه یک نوع ارتباط و سنخیتی با مقاصد سوره ها دارند اما چگونگی و کیفیت این ارتباط تفصیل و توضیح آن هنوز روشن نگشته است.
- آخرین نظریه از دکتر رشاد خلیفه به کمک مغزهای الکترونیکی أخیراً یک نفر دانشمند و شیمی دان مسلمان مصری بنام دکتر رشاد خلیفه بکمک مغزهای الکترونیکی و در اثر مطالعات پیگیر سه ساله خود موفق شد تا پرده از این راز برداشته و وجهی تازه بر وجوه اعجاز این کتاب بزرگ آسمانی بیافزاید و بدینوسیله اثبات نماید که این کتاب مقدس آسمانی محال است محصول مغز بشر باشد و اگر تمام انسانها دست بدست هم بدهند تا همانند آنرا بیآورند قادر نخواهند شد.
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا آیه 88 سوره اسراء.
دکتر رشاد مصری تحقیقات خود را در آمریکا انجام داد او برای تکمیل کار خود
مدتها از مغزهای الکترونیکی استفاده نمود که اجاره آنها در هر دقیقه ۱۰ دلار بود که به کمک مسلمانان آن دیار پرداخته میشد اگر این دستگاه نمیبود هیچ بشری قادر نمیشد بوسیله قلم و کاغذ این و محاسبات را طی صدها سال انجام بدهد.
دکتر رشاد گوید: مدتها بود که دربارۀ حروف مقطعه قرآن فکر میکردم که معانی اینها چیست؟ وقتی به تفاسیر مراجعه میکردم غیر از حدس و احتمال چیزی نمی یافتم، بعضی وقت فکر میکردم که شاید این حروف با اسماء حُسنای الهی ارتباط دارد ولی سپس مطالعات من نشان داد که چنین نیست، و زمانی فکر میکردم که شاید میان این حروف و اسامی انبیاء و پیامبران رابطه ای هست ولی بعد مطالعاتم آنرا هم نفی کرد ناگهان باین فکر افتادم که شاید میان این حروف و سائر حروفی که در همین سوره آمده اند رابطه ای هست ولی بررسی تمامی حروف چهاردگانه در114سوره قرآن و تعیین نسبت هر یک از آنها، کار ساده ای نبود که بدون استخدام مغزهای الکترونیکی امکان پذیر باشد. لذا از آن وسائل استفاده کردم و پس از سه سال تلاش به نتیجه مطلوب رسیدم، یعنی دریافتم حروف یا حرفی که در اول سوره ای واقع شده است نسبت آن حرف بحروف همان سوره از نسبت آن حرف بحروف بقیه سوره قرآنی بیشتر است و بعبارة دیگر آن حرف در آن سوره نسبت به دیگر سوره ها بیشتر است لذا در اول آن سوره همان حرف و حروف واقع شده است. مثلاً حرف «قاف» در سوره «فلق» 700/6 درصد یعنی اگر 700 تا حرف داشته باشدشش درصدش قاف است و در سوره قیامت 907/3 درصد و در سوره والشمس 906/3 درصد میباشد بطوریکه ملاحظه میفرمائید تفاوت سوره قیامت و سوره والشمس فقط یکهزارم است و همین طور تمام سوره ها را حساب کردیم دیدیم این حرف در سوره «ق» از تمام سوره های قرآن بیشتر است. مثال دیگر حرف «نون» که در اول سوره «ن والقلم و مایسطرون» آمده است نسبت آن بحروف آن سوره بیشتر از نسبت آن بحروف بقیه سوره های قرآن است.
و همین طور تمام حروف چهاردهگانه حتی در آغاز بعضی از سوره ها چند حرف مقطع وجود دارد مانند «المص» «المرا» «کهیعص» در این صورت این چند حرف با هم جمع میشوند و نسبت آنها بر سائر حروف همان سوره که آن حروف در اول آنهاست معلوم میگردد و سپس نسبت آنها بر حروف سائر سوره ها معلوم میشود در این وقت خواهیم دید که نسبت آنها از سائر سورهها بیشتر است.
از بحث حروف مقطعه قرآن که در این جا بطور مشروح شد چند نتیجه مفید بدست آمد که از این قرارند:
الف – این حروف دلیل تازه و در عین حال بسیار قوی است علاوه بر دیگر ادله بر اینکه قرآن معجزه بوده و ساخته بشر نیست زیرا انسان نمیتواند تعداد حروف و یا کلمات و یا جملات یک ساعت سخنرانی خود را و یا یک روز صحبت های خود را بداند و بر فرض محال اگر آنها را هم دانسته باشد هرگز این را نمی داند که کدام حرف را در زبان خود بیشتر جاری کرده است. آيا شما حساب كلمات و حروفى را كه در يك روز با آن سخن مىگوئيد داريد؟ اگر فرضا چنين باشد تعداد كلمات و حروف يك سال خود را مىتوانيد به خاطر بسپاريد؟ فرضا چنين باشد آيا هرگز امكان دارد نسبت اين حروف با يكديگر در روز و ماه و سال در عبارات شما مد نظرتان باشد مسلما چنين چيزى محال است. زيرا با وسائل عادى طى قرنها نيز نمىتواند اين محاسبات را انجام دهيد.دانستن آن مسلماً برای انسان عادی محال است، حال اگر انسانی ۲۳ سال بر مردم سخنرانی بکند و درباره موضوعات مختلف بدون هیچ تکلفی اظهار نظر نماید و مع ذلک تعداد کلمات و جملات و حروف و حتی نسبت آنها را هم از نظر زیادی و کمی بداند در این صورت آیا نمی فهمیم که این کلمات از علم بی نهایت خدای تعالی سرچشمه گرفته است؟! این همان اعجاز قرآن از نظر ریاضی میباشد.
بهترین شاهد به اینکه این حروف از معجزه بودن قرآن خبر می دهد، این است که در غالب ۲۹ سوره ای که این حروف در اوائلشان قرار گرفته است بعد از ذکر این حروف بلافاصله اشاره به عظمت و حقانیت این کتاب شده است مثلاً می فرماید:
الم ذلك الكتاب لاريب فيه(بقره).الم تلك آيات الكتاب الحكيم (لقمان).
المص كتاب انزل اليك (اعراف).طس تلك آيات القرآن و كتاب مبين (نمل).
الر، كتابٌ أُحْكِمَتْ آياته ثم فُصِّلَت من لَدُنْ حكيم خبیر(هود) و ….
ب – این حروف دلیل دیگریست بر اینکه کوچکترین تحریفی نه از جهت نقصان و نه از جهت زیاده در این کتاب بزرگ آسمانی واقع نشده است زیرا که در غیر این صورت این محاسبات نتیجه مطلوب نخواهد داد.
ج- ذكر اين نكته نيز لازم است كه اين تفسيرهاى مختلف براى حروف مقطعه هيچگونه منافاتى با يكديگر ندارند، و ممكن است در آن واحد تمام اين تفسيرها به عنوان بطون مختلف قرآن، اراده شود.
















