بسم الله الرحمن الرحیم
سوره حمد
تفسير: 1- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم.
یکی از الطاف ویژه پروردگار عالم به بندگان اجازه جریان یافتن نامش بر زبانهاست.
هزار بار بشویم دهان به مشک و گلاب***هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است
وَ مِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنَا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا وَ إِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ وَ تَنْزِيهِكَ وَ تَسْبِيحِكَ. از بزرگترين نعمتها بر ما جارى شدن ذكر تو بر زبان ماست،و اجازهات به ماست كه تو را بخوانيم و تنزيه و تسبيح گوييم. إِلَهِي فَأَلْهِمْنَا ذِكْرَكَ فِي الْخَلاءِ وَ الْمَلاءِ وَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِوَ الْإِعْلانِ وَ الْإِسْرَارِ وَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ…. خدايا پس ذكرت را به ما الهام كن در نهان و آشكار و شب و روز، پيدا و پنهان و در خوشى و ناخوشى.(مناجات الذاکرین)
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: إذا رَأيتَ اللّه سُبحانَهُ يُؤنِسُکَ بِذِكرِهِ فقد أحَبَّكَ. هر گاه ديدى كه خداوند سبحان تو را انيس ياد خود كردهاست، بیگمان دوستت دارد.
قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : كُلُّ كَلامٍ أو أمرٍ ذي بالٍ لا يُفتَحُ بِذِكرِ اللّهِ عزّ و جلّ فَهُوَ أبتَرُ. هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بىفرجام است.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام :قولوا عِندَ افتِتاحِ كُلِّ أمرٍ صَغيرٍ أو عَظيمٍ : بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. عنه عليه السلام :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَدَّثَني عَنِ اللّهِ عزّ و جلّ أنَّهُ قالَ : كُلُّ أمرٍ ذي بالٍ لَم يُذكَر ، «بِسمِ اللّهِ» فيهِ فَهُوَ أبتَرُ.(التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام:۲۵/7).
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:لا تَدَع«بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»وإن كانَ بَعدَهُ شِعرٌ. (الكافي:۲/۶۷۲/۱).
امام باقر علیه السلام مىفرمايد:” سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مىكنيم، چه بزرگ باشد چه كوچك، بسم اللَّه بگوئيم تا پر بركت و ميمون باشد”.
از حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام نقل شده است كه فرمود: هر كه بسم اللَّه بگويد نزديكتر است به اسم اعظم از سياهى چشم به سفيدى آن.
از ابن عباس نقل شده كه وقتى معلم به بچه ميگويد بگو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و او بگويد خداوند براى خود آن بچه و پدر و مادر و معلمش بيزارى از آتش مينويسد.
ابن مسعود ميگويد: هر كسى ميخواهد كه خدا او را از شعلههاى نوزدهگانه آتش جهنم رهايى دهد بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را بخواند كه آن نيز 19 حرف است و خدا هر حرفى را سپر يك شعله قرار ميدهد.
” عبد اللَّه بن يحيى” كه از دوستان امير مؤمنان على ع بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم اللَّه بر تختى كه در آنجا بود نشست، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمين افتاد و سرش شكست، على ع دست بر سر او كشيد و زخم او التيام يافت بعد فرمود: آيا نمىدانى كه پيامبر از سوى خدا براى من حديث كرد كه هر كار بدون نام خدا شروع شود بى سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدايت باد مىدانم و بعد از اين ترك نمىگويم، فرمود: در اين حال بهرهمند و سعادتمند خواهى شد.
امام صادق علیه السلام هنگام نقل اين حديث فرمود: بسيار مىشود كه بعضى از شيعيان ما بسم اللَّه را در آغاز كارشان ترك مىگويند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مىسازد تا بيدار شوند و ضمنا اين خطا از نامه اعمالشان شسته شود. (سفينة البحار جلد اول صفحه 633).
به همين مناسبت خداوند متعال در نخستين آيات به حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله دستور مىدهد كه رسالتش را با نام خدا شروع كند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ.
و حضرت نوح (ع) در آن طوفان سخت هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى جلب نصرت خدای متعال به ياران خود دستور مىدهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى” بِسْمِ اللَّهِ” بگويند (وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها) و [نوح] گفت: «در آن سوار شويد. به نام خداست روانشدنش و لنگرانداختنش، بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است.» (سوره هود آيه 41).
و نيز سليمان در نامهاى كه به ملكه سبأ مىنويسد سر آغاز آن را” بسم اللَّه” قرار مىدهد (إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ …) (سوره نحل آيه 30). یقیناً این نامه از سوی سلیمان است و عنوانش به نام خدای بخشنده مهربان است.
و روى همين اصل، تمام سورههاى قرآن- با بسم اللَّه آغاز مىشود تا هدف اصلى كه همان هدايت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقيت و پيروزى و بدون شكست انجام شود. تنها سوره توبه است كه بسم اللَّه در آغاز آن نمىبينيم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمانشكنان آغاز شده، و اعلام جنگ با توصيف خداوند به” رحمان و رحيم” سازگار نيست.
در اینجا ذکر این نکته خالی از لطف نیست که با توجه به مطالب ذکر شده، مىتوانيم بگوئيم حرف (باء) كه در اول (بسم اللَّه) است، از ميان معناهايى كه براى آنست، معناى ابتداء با اين معنايى كه ما ذكر كرديم مناسبتر است، در نتيجه معناى جمله اين مىشود: كه (من به نام خدا آغاز مىكنم) بعضى هم گفتهاند: (باء) استعانت است، و لكن معنى ابتداء مناسبتر است، براى اينكه در خود سوره، مسئله استعانت صريحا آمده، و فرمود: (إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ)، ديگر حاجت به آن نبود كه در بسم اللَّه نيز آن را بياورد.(ترجمه تفسير الميزان، ج1، ص: 27و25).
- بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم.
همه اماميه اتفاق دارند که بلند خواندن بسمله در نمازهايى كه بايد حمد را بلند خواند واجب و در نمازهايى كه بايد آرام خواند مستحبّ است ولى اين احكام از نظر دانشمندان اهل سنت محل اختلاف است ولى جزء بودنش در سوره نمل براى هيچ دسته قابل انكار نيست.( ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج1، ص: 37).
در شأن نزول آیه “وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً“(46اسراء) و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد میکنی، آنها پشت میکنند و از تو روی بر میگردانند. آمده است: منصور بن حازم از امام صادق علیهالسلام روایت کند که پیامبر هنگامى که به نماز مى ایستاد، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را بلند ادا مینمود. منافقین که پشت سر او به نماز مى ایستادند. وقتى که صداى بلند پیامبر را به بسم اللّه مى شنیدند از صفوف جماعت خارج میشدند. در تفسير على بن ابراهيم آورده است حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرائت نماز را بلند مىخواند، و قريش بواسطه حسن صوت آن حضرت، استماع مىنمودند. وقتى قرائت بسم اللّه مىفرمود فرار مىكردند. «تفسير قمى جلد 2، صفحه 19»
ابن عباس می گويد: مراد از کسانی که فرار می کنند، شياطين هستند. چنانچه این مطلب مضمون روايتی است كه می فرماید كلمه توحيد، شيطان را دور كند. بنابراين می توان معنایی عام از آیه در نظر گرفت که شامل شياطين انسى و جنى شود، كه هر دو از كلمه توحيد فراری و متنفرند.
- آیا بسم الله الرحمن الرحیم جزء سوره است؟
از مجموع نظریات علمای اهل سنت استفاده مى شود که حتى اکثریت قاطع اهل تسنن نیز بسم الله را جزء سوره مى دانند. نویسنده تفسیر المنار جمع آورى جامعى از اقوال آنها به شرح زیر کرده است: در میان علما گفتگو است که آیا بسم الله در آغاز هر سوره اى جزء سوره است یا نه؟ دانشمندان پیشین از اهل مکه اعم از فقها و قاریان قرآن از جمله ابن کثیر و اهل کوفه از جمله عاصم و کسائى از قراء و بعضى از صحابه و تابعین از اهل مدینه و همچنین شافعى در کتاب جدید، و پیروان او و ثورى و احمد در یکى از دو قولش معتقدند که جزء سوره است.
سپس اضافه مى کند مهمترین دلیل آنها اتفاق همه صحابه و کسانى که بعد از آنها روى کار آمدند بر ذکر «بسم الله» در قرآن در آغاز هر سوره اى از زمان پیامبر ـ جز سوره برائت – است، در حالى که آنها متفقاً توصیه مى کردند که قرآن را از آنچه جزء قرآن نیست پیراسته دارند، و به همین دلیل «آمین» را در آخر سوره فاتحه ذکر نکرده اند…. (تفسیر المنار جلد اول صفحه 39ـ40).
اتفقت الشيعة الإمامية على جزئية البسملة من كل سورة من سور القرآن سوى سورة براءة.
علمایی که قائل اند بسمله يك آيه از حمد و هر سوره ديگرى است، نخواندان آن در نماز را مبطل می دانند خواه نماز واجب باشد و يا مستحبّ.
در اینجا بعضى از روایاتى را که از طرق شیعه و اهل تسنن در این زمینه نقل شده یادآور مى شویم:
از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: خدا بكشد اينان را چگونه خواندن بزرگترين آيات قرآن را بعنوان سوره «بدعت» شمردند؟
«معاویة بن عمار» از دوستان «امام صادق (علیه السلام)مى گوید از امام پرسیدم هنگامى که به نماز بر مى خیزم «بسم الله» را در آغاز حمد بخوانم؟ فرمود بلى مجدداً سؤال کردم هنگامى که حمد تمام شد و سوره اى بعد از آن مى خوانم «بسم الله» را با آن بخوانم؟ باز فرمود آرى.(کافى جلد 3 صفحه312).
دار قطنى از علماى سنت به سند صحیح از امیر المؤمنین (علیه السلام) نقل مى کند که مردى از آن حضرت پرسید «سبع المثانى» چیست؟ فرمود: سوره حمد است، عرض کرد: سوره حمد شش آیه است فرمود : بسم الله الرحمن الرحیم نیز آیه اى از آن است.(الاتقان جلد اول صفحه 136).
ـ بیهقى محدث مشهور اهل سنت از ابن عباس چنین نقل مى کند: استرق الشیطان من الناس، اعظمَ آیة من القرآن بسم الله الرحمن الرحیم. مردم شیطان صفت، بزرگترین آیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم را سرقت کردند» (اشاره به اینکه در آغاز سوره ها آن را نمى خوانند)(بیهقى جلد 2 صفحه 50).
و روى سعيد بن جبير عن ابن عباس قال: كان المسلمون لا يعلمون انقضاء السورة حتى تنزل بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ فإذا نزلت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ علموا ان السورة قد انقضت.
(المستدرك على الصحيحين: ج 1، كتاب الصلاة، باب ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم قرأ في الصلاة بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، ص 232)
تنها ایراد قابل ملاحظه اى که مخالفان در این رابطه دارند این است که مى گویند در شمارش آیات سوره هاى قرآن (بجز سوره حمد) معمولاً بسم الله را یک آیه حساب نمى کنند، بلکه آیه نخست را بعد از آن قرار مى دهند.
پاسخ این سؤال را «فخر رازى» در تفسیر کبیر به روشنى داده است آنجا که مى گوید: هیچ مانعى ندارد که بسم الله در سوره حمد به تنهائى یک آیه باشد و در سوره هاى دیگر قرآن جزئى از آیه اول محسوب گردد. (بنابراین مثلا در سوره کوثر« بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر» همه یک آیه محسوب مى شود).
به هر حال مسأله آنقدر روشن است که مى گویند: یک روز معاویه در دوران حکومتش در نماز جماعت بسم الله را نگفت، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فریاد زدند اسرقت ام نسیت؟آیا بسم الله را دزدیدى یا فراموش کردى»؟( تفسیر نمونه 1/17).
عن أبي حمزة، عن أبي جعفر عليه السّلام قال: سرقوا أكرم آية في كتاب اللّه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم.(تفسير العياشي: ج 1، فضل سورة الحمد، ح 4، ص 19).
- چرا در همه جا بسم اللَّه مىگوئيم چرا نمىگوئيم بسم الخالق يا بسم الرازق و مانند آن؟! دلیلش اين است كه” اللَّه” چنان كه به زودى خواهيم گفت، جامعترين نامهاى خدا است و همه صفات او را يك جا بازگو مىكند، اما نامهاى ديگر اشاره به بخشى از كمالات او است، مانند خالقيت و رحمت او و مانند آن.
به همين دليل اسماء ديگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى كلمه” اللَّه” گفته مىشود به عنوان نمونه:
” غفور” و” رحيم” كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مىكند (فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ- بقره- 226).
” سميع” اشاره به آگاهى او از مسموعات، و” عليم” اشاره به آگاهى او از همه چيز است (فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ- بقره- 227).
” بصير”، علم او را به همه ديدنيها بازگو مىكند (وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ حجرات- 18).
” رزاق”، به جنبه روزى دادن او به همه موجودات اشاره مىكند و” ذو القوه” به قدرت او، و” مبين” به استوارى افعال و برنامههاى او (إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ- زاريات- 58).
و بالاخره” خالق” و” بارء” اشاره به آفرينش او و” مصور” حاكى از صورتگريش مىباشد (هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى حشر- 24).
آرى تنها” اللَّه” است كه جامعترين نام خدا مىباشد، لذا ملاحظه مىكنيم در يك آيه بسيارى از اين اسماء، وصف” اللَّه” قرار مىگيرند هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ:
” او است اللَّه كه معبودى جز وى نيست، او است حاكم مطلق، منزه از ناپاكيها، از هر گونه ظلم و بيدادگرى، ايمنى بخش، نگاهبان همه چيز، توانا و شكست ناپذير، قاهر بر همه موجودات و با عظمت”.
همچنین در مذاهب ديگر هنگامى كه مىخواهند به معبود مسلمين اشاره كنند” اللَّه” را ذكر مىكنند، زيرا توصيف خداوند به اللَّه مخصوص مسلمانان است.
و اما لفظ جلاله (اللَّه)، اصل آن (اَلْ اِله) بوده، كه همزه دومى در اثر كثرت استعمال حذف شده، و بصورت اللَّه در آمده است، و كلمه (اِله) از ماده (اَلَ هَ) باشد، كه به معناى پرستش است، وقتى مىگويند (اَلَهَ الرَجُلُ و يَألَهُ)، معنايش اين است كه فلانى عبادت و پرستش كرد، ممكن هم هست از ماده (وَ لَ هَ) باشد، كه بمعناى تحير و سرگردانى است، و كلمه نامبرده بر وزن (فعال) به كسره فاء، و بمعناى مفعول (مالوه) است، یعنی عقول بشر در شناسايى او حيران و سرگردان است.
و ظاهرا كلمه (اللَّه) در اثر غلبه استعمال علم (اسم خاص) خدا شده، و حتی قبل از نزول قرآن اين كلمه بر سر زبانها دائر بود، و عرب جاهليت نيز آن را مىشناختند، هم چنان كه آيه شريفه: (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ؟ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ و اگر از ايشان بپرسى چه كسى ايشان را خلق كرده، هر آينه خواهند گفت: اللَّه) و آيه: (فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ، وَ هذا لِشُرَكائِنا، پس در باره قربانيان خود گفتند: اين مال اللَّه، و اين مال شركائى كه ما براى خدا داريم) بر این مطلب گواه است.

















